Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: ایران وایر تعداد بازدید:   3068 زمان ثبت:   01:52:26 1394-09-27
گذشتی دیگر/ پدر سعید، رحمان را به خدا و خانواده اش بخشید
به گزارش بازداشت به نقل از ایران وایر جوانی که به جرم قتل دوستش تا پای چوبه دار رسیده بود، با کمک مردم خیر و بخشش خانواده مقتول، مورد عفو قرار گرفت.

باید محکوم به مرگ در روز و زمان مشخصی باشی تا آرزوی حتی داشتن یک روز زندگی بدون ترس تمام وجودت را فرا بگیرد. باید هر لحظه مرگ و خط پایان زندگی را با تک تک سلول های بدنت حس کنی تا شیرینی زندگی را دریابی. بخشش چه واژه شیرینی است آن هم در جایی که طناب دار گردنت را لمس کرده است. هفت سال خون دل خوردی و با مرگ هم آغوش بوده ای و حالا زندگی است که به رویت آغوش گشوده و تو را به سوی خود می خواند. چشم ها را می بندی و دوباره باز می کنی تا از خوابی که هستی بیدار شوی.
خانواده ای که بدترین ظلم را در حق‎شان کردی و با یک اشتباه بزرگ جگر گوشه شان را با مرگ هم آغوش کردی، حرف از بخشش می زنند. این را خانواده ات گفته اند که خیلی ها واسطه شده اند که از خانواده مقتول برایت رضایت بگیرند ولی آن قدر خطای خود را بزرگ می دیدی که حتی فکرش را هم نمی كردی. حالا سر به زمین می سایی و به خاطر فرصتی که به همت عده ای خیرخواه و بخششی بی انتها و البته با خواست خدا نصیبت شده، شکرگزاری می کنی. باید هفت سال هر لحظه در انتظار مرگ باشی تا قدر زندگی و طعم شیرین آزادی را بهتر بدانی.

هفت سال چشم انتظاری به پایان می‌رسد

«رحمان» جوانی است که خود و خانواده‌اش در انتظار اعدام نشسته بودند ولی حرکت جهادی قشری که بدون هیچ چشم‌داشتی برای جلوگیری از اعدام این جوان گام برداشتند، باعث تغییر مسیر زندگی وی شد.

«سعید» و رحمان دو دوست و همسایه بودند در منطقه ۲۰ متری شهرداری یکی از مناطق محروم اهواز. رحمان ۱۸ سالش بود و سعید یک سال از او بزرگ تر. برادر رحمان سیم کارتی را به سعید می فروشد اما رحمان سیم کارت را از سعید مطالبه می کند. بر سر همین موضوع میان دو دوست درگیری روی می دهد و نهایتا با ضربه چاقوی رحمان، سعید از پای در می آید و کشته می شود.

دستگیری رحمان و تشکیل جلسات دادگاه و صدور حکم قصاص به چشم برهم زدنی می گذرد و خانواده سعید که تنها پسرشان را از دست داده اند، قصاص می خواهند. ولی در همین جا عده ای خیرخواه که به دنبال نجات جان این جوان نادم و پشیمان بودند، با پدر مقتول صحبت می کنند و در نهایت پدر سعید با اصرار و خواهش‌ و پادرمیانی‌ها، از قصاص رحمان می‌گذرد ولی خون بهایی ۷۰۰ میلیون تومانی مطالبه می کند که با مذاکرات بسیار، بالاخره به دیه ۴۵۰ میلیون تومانی راضی می‌شود. یک چک ۱۶۰ میلیون تومانی به آن ها داده می شود و ۲۹۰ میلیون تومان دیگر می ماند تا تا خون‌بهای سعید تهیه شود و خانواده رحمان رضایت قطعی بگیرند و او از قصاص رهایی یابد.

دستان خیران پایان دهنده انتظار قصاص

پس از هفت سال انتظار و اشک‌های ناتمام خانواده‌ جوان نادم، مبلغ دیه توسط قشری خداجو و انسان دوست جمع‌آوری شد. آن ها ریال به ریال مبلغ مانده از دیه را با ساعت‌ها کار شبانه‌روزی تهیه کردند.

پدر رحمان می گوید: «هفت سال گریه و زاری کردیم تا خوش بختانه فرزند ما که بالای چوبه دار رسیده بود، اعدام نشد و با بخشش خانواده ولی دم، به آغوش ما بازگشت.»

او قتل سعید توسط فرزندش را فاجعه ای غم انگیز توصیف کرده و می افزاید: «از دست دادن فرزند غم بزرگی است. ما که در آستانه این فاجعه بودیم، این را به خوبی درک می کنیم. این که فرزندت را به روی چشمانت بزرگ کنی و به یک باره او را از دست بدهی، دلخراش و غیر قابل تحمل است. پسرم رحمان به خاطر قتل عمد به قصاص محکوم شده بود و فاصله چندانی با چوبه دار نداشت. در حالی که امیدی برای برگشت پسر جوان مان به آغوش مان نداشتیم، به کمک خیران توانستیم با خواهش از خانواده مقتول که داغ دیده بودند، ۱۱ روز مهلت برای به تعویق انداختن اعدام بگیریم تا بلکه بتوانیم از طریق تفاهم و پرداخت دیه مرحوم سعید، از اعدام رحمان جوان جلوگیری کنیم. خانواده مقتول پیشنهاد دادند در قبال دریافت دیه ۴۵۰ میلیون تومانی، حاضر هستند رضایت بدهند که فرزندمان اعدام نشود. هرچند که خانواده مقتول فرزندشان را از دست داده بودند ولی پرداخت این پول نیز برای ما کاری غیرممکن بود. خوش بختانه با پی گیری افراد خیر و انسان دوست توانستیم مبلغ ۳۶۰ میلیون تومان را جمع آوری کنیم که خانواده مقتول در نهایت با دریافت این مبلغ موافقت كرده و رضایت دادند.»

او می گوید: «رضایت خانواده مقتول مانند جانی دوباره برای ما بود ولی این را مدیون کسانی هستیم که با حرکتی انسان دوستانه، به فرزند ما زندگی دوباره بخشیدند. برخی از آن ها شبانه روز برای من و خانواده ام وقت صرف کرده اند، چه از نظر مالی و چه از نظر عاطفی. خوش بختانه حرکت انسان دوستانه این افراد و رضایت خانواده مقتول طی روزهای اخیر باعث شد که رحمان پس از هفت سال دست و پنجه نرم کردن با مرگ، از این کابوس وحشتناک رهایی یابد.»

پدر قاتل جوان وضعیت خود و مادر رحمان را در پی این حادثه ناگوار اسفبار توصیف کرده و می گوید: «در این هفت سال گریه و دعای خیر مادر رحمان همیشه بدرقه او بود.»

وی ضمن دعای خیر برای خانواده مقتول و قدردانی از این حرکت انسان دوستانه و خداپسندانه آنان می گوید: «این اتفاق درس عبرتی برای پسر ما و دیگر جوانانی است که این حادثه را می شنوند. رحمان به زودی از زندان آزاد خواهد شد و به آغوش مادر خود باز می گردد. هم بندی های رحمان نهایت رضایت را از او دارند. رحمان هم اکنون حافظ و مدرس قرآن در زندان شده است.»

اما پدر سعید تنها به جمله «من او را به خدا و خانواده اش بخشیدم» اكتفا می کند.
تعداد همدردی=1
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

گذشتی دیگر/ پدر سعید، رحمان را به خدا و خانواده اش بخشید

عالیه مطلب‌زاده به سه سال حبس محکوم شد

هاشم رستمی و مظفر صالح نیا آزاد شدند

بی خبری مطلق از وضعیت فریبرز آرزم، نوکیش مسیحی

محمد مقیمی وکالت پرونده ضرب و جرح مریم شریعتمداری دختر خیابان انقلاب را بر عهده گرفت

مرخصی شهروند بهایی اعظم مطهری از زندان یزد

اعدام یک زندانی متهم به قتل مامور انتظامی در زاهدان

جشن تولد نرگس محمدی برگزار نشد

گذشت از قصاص در کرمانشاه

چرا سایه مأموران و مقامات امنیتی هنوز بالای سر ماست؟ نامه نرگس محمدی به دادستان تهران؛ اعتراض به تهدید و توهین در زندان




آخرین نظرات

اگر اتهامات واهی هست، چرا من رو نمیگیرن؟ چرا هزاران یا م...

حاج ناصر طلوعی بسیار انسان شریفی هست وهمیشه دنبال حل مش...

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...