Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   2628 زمان ثبت:   01:59:40 1394-10-02
در روستای شهرویی بهبهان چه گذشت؟
به گزارش بازداشت به نقل از ایران گلوبال کشته شدن کارگر گرسنه، مرتضی فرج نیا در روز سه شنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۳۹٤ در تجمع کارگران بیکار با تیراندازی مزدوران رژیم جمهوری اسلامی پرونده سیاه این رژیم را سیاهتر کرد! مردم باید برای سرنگونی حکومت جنایتکار و اسلامی سرمایه داران دست به کار شوند، حکومتی که به جای تأمین کار و رفاه برای مردم، کارگران و جوانان بیکار را به گلوله بسته و می کشد باید سرنگون شود!

در روستای شهرویی بهبهان چه گذشت؟‌ جریان تیراندازی به تجمع کارگران بیکار چه بود؟ روز سه شنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۳۹٤ در سومین روز تجمع جوانان و کارگران بیکار در منطقه شهرویی در بهبهان، جمهوری اسلامی تصمیم به سرکوب معترضین گرفت! کارگران و جوانان جویای کار با خواست: "ما کار می خواهیم!" دست به تجمع اعتراضی زده بودند! حکومت، ناتوان از تأمین کار یا بیمه بیکاری پاسخش سرکوب مردم بود! پاسخی مشابه آن چه در سی و شش سال گذشته به مردم داده است! مأموران نیروی انتظامی در مقابل مردمی که با دست خالی، با پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود: "کار می خواهیم!" ابتدا دست به تیراندازی هوائی زده و بلافاصله به طرف مردم شلیک می کنند!
یکی از کارگران به نام مرتضی فرج نیا به شدت مجروح می شود! مردم تلاش می کنند او را به بیمارستان برسانند اما طبق گفته شاهدان عینی، مزدوران حکومت مانع می شوند و به طرف مردمی که در حال کمک به مرتضی بودند تیراندازی می کنند! مرتضی به دلیل خونریزی زیاد جان می بازد و یکی دیگر از معترضین به نام ابراهیم شهرویی از ناحیه کلیه مجروح می شود! آخرین خبر از شهرویی حکایت از این دارد که ابراهیم متأسفانه نه تنها از ناحیه کلیه بلکه همچنین لوزالمعده و نخاع نیز آسیب دیده و قادر به حرکت دادن نیمه پائین بدنش نیست!
خبر جنایت حکومت فورا در روستا پخش می شود و مردم سراپا خشم و نفرت می شوند، نیروی سرکوب برای ترساندن مردم و جلوگیری از اعتراض آنها در روستا مستقر می شود! اقدام بعدی حکومت این است که دست به تحریف واقعیت بزند! محمدرضا اسحاقی فرمانده نیروی انتظامی خوزستان در مصاحبه با رسانه ها می گوید: "مردم دست به تیراندازی زدند که در نتیجه آن یکی از اهالی کشته و دو نفر زخمی شدند!" ده ها روزنامه و سایت های اینترنتی وابسته به حکومت خبر را مطابق آن چه این فرمانده جنایتکار می گوید منعکس می کنند! رژیم می داند که جنایت کرده و جرأت بیان حقایق را ندارد، می داند که این برایش گران تمام می شود، بلافاصله شورای تأمین استان تشکیل جلسه می دهد تا تصمیم بگیرند چگونه جنایت خود را لاپوشانی کنند! استاندار خوزستان و فرماندار بهبهان نیز تیراندازی را به مردم نسبت می دهند! تصمیم می گیرند که اسمی از مرتضی و ابراهیم نبرند! لازم به توضیح است که روز سه شنبه سه نفر از جوانان شهرویی نیز به نام های حمید شهرویی، افشین شهرویی و داریوش شهرویی دستگیر می شوند و طبق خبری که به ما رسیده است از زندان بهبهان به زندان کارون اهواز منتقل می شوند!
روزهای پنجشنبه بیست و ششم آذر و شنبه بیست و هشتم آذر تلویزیون کانال جدید صحنه رویاروئی مردم شهرویی با حکومت اسلامی می شود! نزدیک به سی نفر از اهالی شهرویی و بهبهان روی خط می آیند و جزئیات واقعه را توضیح می دهند، مردم از شهرهای دیگر نیز روی خط می آیند و جنایت رژیم را محکوم می کنند و با خانواده مرتضی و مردم شهرویی اعلام همبستگی می کنند، خانمی که به قول خودش هر روز دختر هشت ساله مرتضی را به مدرسه می رسانده روی خط می آید و صحنه را دقیق توضیح می دهد، از مرتضی فرج نیا می گویند که چهل سال سن داشت و پدر یک دختر هشت ساله بود و ابراهیم شهرویی جوانی که مجروح می شود و حمید و افشین و داریوش جوانانی که دستگیر می شوند، چندین نفر از اهالی شهرویی که در تجمع روز سه شنبه حضور داشتند می گویند: "مزدوران یگان ویژه به میان جمعیت گاز اشک آور انداختند!" و قاتل مرتضی را هم معرفی می کنند، رئیسعلی عبدالولی قبلا در اهواز سروان نیروی انتظامی بود و بعد از این که همراه با سایر مزدوران نیروی انتظامی در سرکوب شورش مردم شرکت می کند و دو نفر را به قتل می رساند ارتقاء درجه پیدا می کند، سرگرد می شود و به عنوان معاون فرمانده نیروی انتظامی در بهبهان منصوب می شود!
شاهدان عینی از شهرویی می گویند، او به مرتضی تیراندازی کرده و قاتل مرتضی است، یکی دیگر از مزدوران حکومت که به ابراهیم شلیک کرده نیز به اسم سروان عظیمی توسط مردم معرفی می شود، ده ها نفر از جمله چندین زن از نزدیکان مرتضی و ابراهیم از جمله برادر مرتضی با خشم و نفرت و شجاعانه حقایق را توضیح می دهند، از گاز اشک آوری که به میان جمعیت زدند صحبت کردند، می گویند سه روز جنازه مرتضی را به خانواده اش تحویل ندادند و دستگیر شدگان را گروگان گرفته اند و از مردم خواسته اند که شلوغ نکنند و خبررسانی نکنند تا آنها را آزاد کنیم! پس از سه روز جنازه مرتضی را به خانواده اش تحویل می دهند و روز شنبه مردم در مراسم باشکوهی که به گفته اهالی هفت هزار نفر در آن شرکت داشتند و از بهبهان و روستاهای اطراف برای شرکت در مراسم آمده بودند او را به خاک می سپارند، بر روی یکی از پلاکاردها نوشته بودند: "پدری که به خاطر نان جان داد!" مردم می گویند: "اهالی روستا اجازه ندادند هیچ مزدور حکومت و هیچ مقامی از بهبهان در مراسم شرکت کند!" یکی از اهالی سه خواست فوری مردم شهرویی را به این شکل اعلام می کند:
- محاکمه قاتلین مرتضی و مزدورانی که به مردم تیراندازی کرده اند.
- استعفای دادستان و فرماندار بهبهان
- اعزام فوری ابراهیم شهرویی از بیمارستان بهبهان به بیمارستانی با امکانات بهتر در شیراز یا جائی دیگر
تأکید می کنند که اینها کف خواست های مردم است، همه خواست ها نیست! یکی از مزدوران حکومت نیز روز سه شنبه در پاسخ به مردم خشمگین شهرویی در "کانال جدید" رسما اعتراف کرد که نیروی انتظامی برای پراکنده کردن جوانان شهرویی به تیراندازی هوائی و سپس زمینی دست زده است و از مردم می خواست به جای اعتراض، از مسیر قانونی! مسأله را پیگیری کنند! گوئی قانون برای مردم نوشته شده و حقی به مردم داده است! گوئی ارگان های حکومت و سیستم جنایتکارانه قضائی حکومت حق را به مردم می دهند! عاملین و آمرین قتل مرتضی فرج نیا باید محاکمه شوند، دستگیر شدگان باید فورا آزاد شوند، سران جمهوری اسلامی با این جنایت پرونده سیاه خود را سیاهتر و سنگینتر کردند! قتل مرتضی فرج نیا یک بار دیگر تأکید می کند که مردم باید به طور جدی دست به کار به زیر کشیدن حکومت جنایتکار و اسلامی سرمایه داران شوند، حکومتی که به جای تأمین کار و رفاه برای مردم، کارگر و جوان بیکار را به قتل می رساند باید سرنگون شود!
مرتضی و ابراهیم، حمید و افشین و داریوش و سایر جوانان و کارگران بیکار شهرویی آدم نکشته بودند که گلوله تحویل بگیرند! کار می خواستند، در هیچ اختلاسی شرکت نکرده بودند، صاحب ویلاهای گران قیمت در ایران و خارج کشور به قیمت دزدی از اموال مردم نشده اند، منابع سازمان تأمین اجتماعی را بالا نکشیده اند، زندانیان را در زندان ها شلاق نزده اند، اسید به صورت زنان نپاشیده اند، دستشان به خون کارگران خاتون آباد آغشته نیست، آنها کار می خواهند، آنها بیمه بیکاری و رفاه می خواهند، آزادی می خواهند، حرمت می خواهند و آنها تنها نیستند! میلیون ها نفر دیگر هم در سراسر کشور با آنها هستند و کار و رفاه و آزادی و خوشبختی می خواهند و کوتاه نمی آیند! جنایت حکومت در شهرویی بهبهان پرونده سیاه مقامات حکومت را سنگینتر کرد و بر ضرورت تشدید مبارزه برای سرنگونی حکومت نحس اسلامی تأکید مجدد گذاشت، مردم شهرویی در کانال جدید اعلام کردند که کوتاه نمی آییم!
اما مجرمان چه کسانی هستند؟‌ رئیسعلی عبدالولی و عظیمی که به مردم تیراندازی کردند رده پائین تر مجرمان هستند، اینها باید محاکمه شوند اما مجرمان و جنایتکاران اصلی آنها نیستند! فرمانده نیروی انتظامی استان و استاندار خوزستان و فرماندار بهبهان که دستور سرکوب دادند و نیرو علیه مردم به شهرویی فرستادند و امروز سعی در لاپوشانی کردن مسأله می کنند و مردم را مقصر جلوه می دهند در این جنایت سهم دارند اما صف اول مجرمین و جنایتکاران سران حکومتی هستند که فقر و بیکاری و بی حقوقی و سرکوب را به مردم تحمیل کرده اند! از خامنه ای که در رأس جنایتکاران قرار دارد تا روحانی و لاریجانی ها و مقامات قضائی و وزرا و نمایندگان مجلس و فرماندهان سپاه و بسیج و ارتش و غیره، اینها صف اول جنایتکاران را تشکیل می دهند! اینها در کشتار مردم زحمتکش و فقیر در خوزستان و کردستان و ترکمن صحرا، در اعدام هزاران کمونیست و ده ها هزار مخالف حکومت نقش دستور دهنده و قانونگزار داشته اند! اینها سازمانده حکومتی جهنمی هستند که میلیون ها جوان را به اعتیاد و تن فروشی کشانده است! اینها سازمانده یک حکومت تماما فاسد و مشتی دزد و قاتلند و همه آنها با سرنگونی حکومت اوباشان اسلامی به محاکمه کشیده خواهند شد، مردم نه می بخشند و نه فراموش می کنند!
حزب کمونیست کارگری به خانواده و دوستان مرتضی فرج نیا صمیمانه تسلیت می گوید و دست مردمی را که در گرامیداشت مرتضی دست به تجمع زدند و در "کانال جدید" خبررسانی کردند و پاسخ مقامات حکومت را دادند صمیمانه می فشارد، همچنین صمیمانه تشکر می کنیم از دوستانی که عکس مرتضی و عکس هائی از مراسم او را برایمان فرستادند، حزب مردم بهبهان را فرامی خواند دست در دست مردم شهرویی به این جنایت اعتراض کنند، عکس مرتضی را همه جا پخش کنند و یادش را گرامی بدارند، حمید و افشین و داریوش باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند، مردم شهرویی و خانواده های دستگیر شدگان باید جلو بیفتند و عزیزان خود را از زندان بیرون بکشند.
اما در پس این واقعه، این جوانان و کارگران بیکار شهرویی و میلیون ها نفر دیگر هستند که کار و رفاه و منزلت می خواهند، میلیون ها بازنشسته زندگی بهتری می خواهند، زنان آزادی می خواهند، مردم شادی و خوشبختی می خواهند و همه می دانند که تا روزی که این حکومت سر کار است سهمشان از زندگی جز سرکوب و فقر و محرومیت چیزی نیست! واقعه شهرویی انگیزه ای برای اتحاد بیشتر مردم در سراسر کشور است و عزم مردم را برای سرنگونی حکومت کثیف اوباشان اسلامی راسختر خواهد کرد! یاد مرتضی فرج نیا گرامی باد.
تعداد همدردی=1
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

در روستای شهرویی بهبهان چه گذشت؟

۱۶۰۰ نفر از زندانیان هرمزگانی به مرخصی می‌روند

یاشار رضوانی شهروند بهایی به قید وثیقه آزاد شد

مرتضی مرادپور ؛ اعتصاب غذا، سلول سرد انفرادی و ممانعت از انتقال

اعتراض جشنواره موسیقی کلاسیک موتسارت به همراه عفو بین‌الملل به زندانی نمودن کیوان کریمی

احمد منتظری به حبس طولانی و خلع لباس محکوم شد

دو فعال اردبیلی جهت تحمل حبس راهی زندان شدند

اعدام سه زندانی در رشت و دو زندانی در خرم‌آباد

بازداشت دست کم ۸ نفر در تبریز و ارومیه

زندانی نوکیش مسیحی مریم نقاش زرگران به اوین بازگشت




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری