Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   1784 زمان ثبت:   17:52:25 1394-10-17
صدور حکم اعدام برای یک متهم به قتل
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا یک متهم به “قتل”، از سوی قضات دیوانعالی به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام مردی که متهم به “قتل” بود، از سوی قضات دیوانعالی کشور تأیید شد و این مرد در لیست اعدام قرار گرفت.

ماجرای این پرونده به ساعت ٢١:٣٠ بیست‌وسوم مهرماه‌ سال ٩٢ برمی‌گردد. آن روز تلخی برای یک خانواده چهارنفره در خیابان تیموری خیابان کمیل بود. جنایت هولناک خانوادگی و قتل مادر و دو فرزندش پلیس و بازپرس جنایی را در مقابل یک پرونده حساس قرار داد. وقتی کارآگاهان در جریان ماجرا قرار گرفتند بلافاصله به همراه بازپرس در محل حضور یافتند.

با حضور مأموران و تیم بررسی صحنه جرم، در بررسی‌های نخست مشخص شد که ۳ نفر از اعضای یک خانواده به نام زهرا ۴۶ ساله، پریسا ۲۵ ساله و محمدرضا ۱۵ ساله، درحالی‌که آثار شکستگی در سر زهرا و محمدرضا و آثار خفگی در دور گردن پریسا مشخص بود، به قتل رسیده‌اند.

بنابراین با آغاز رسیدگی به این پرونده با توجه به این‌که پدر خانواده به نام حمیدرضا ۴۷ ساله موضوع جنایت را به پلیس اطلاع داده بود، تحقیقات از وی آغاز شد.

حمیدرضا در اظهارات نخست خود به کارآگاهان گفت: “من به‌عنوان کارگر در یک شرکت صنعتی مشغول به کار هستم و چون شب کار هستم، ساعت ١٧ و درحالی‌که همسر و فرزندانم در خانه بودند از خانه خارج شده و اطلاعی درخصوص قتل آنها ندارم”.

با توجه به اظهارات حمیدرضا و در ادامه رسیدگی به پرونده و مشخص شدن تناقض‌گویی‌های حمیدرضا، کارآگاهان به محل کار او رفتند و اطلاع پیدا کردند که وی علاقه بسیار شدیدی به مطالعه کتاب‌ها و مجله‌های پلیسی و جنایی دارد تا جایی‌که در بازرسی از کمد وی، علاوه بر کشف تعدادی مجله و همچنین صفحه حوادث روزنامه‌ها، بیش از ١٠ کتاب با موضوعات جنایی کشف شد.

با گذشت چند روز از وقوع جنایت مشخص شد که هیچ‌گونه سر و صدای غیرعادی از خانه مقتولان شنیده نشده و تنها ساعت ١۵ روز حادثه، صدای محکمی شبیه کوبیدن چیزی به زمین شنیده شده است.

با توجه به نتایج تحقیقات، کارآگاهان با مراجعه به محل سکونت پدربزرگ مقتول به تحقیق از وی پرداختند.

وی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: “روز حادثه، پریسا ساعت ١۶ به خانه من آمد و چند جلد کتاب نیز همراه خود داشت. پس از تهیه غذا، حدود ساعت ۱۵: ١۶ تلفن همراه پریسا زنگ خورد و پس از اتمام مکالمه، گفت که پدرم بود، به من گفت به دنبال وسیله‌ای در خانه می‌گردد و از من خواست تا سریع به خانه بروم. به همین دلیل پریسا سریع از خانه خارج شد”.

بنابراین با توجه به بررسی‌های تخصصی به‌عمل آمده مشخص شد که همه دلایل و شواهد نشان از دخالت پدر خانواده در ارتکاب این حادثه داشت که با هماهنگی بازپرس پرونده، حمیدرضا دستگیر شد.

در شرایطی که این مرد منکر هرگونه ارتکاب جنایت شده و مدعی بود که عاشقانه خانواده‌اش را دوست داشته، اما سرانجام به ارتکاب قتل اعضای خانواده خود اعتراف کرد.

در ادامه متهم درباره انگیزه ارتکاب جنایت، هر بار دلایل مختلفی را مطرح کرد. پس از اعترافات تلخ این مرد پرونده وی برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

این مرد در مقابل هیأت قضائی قرار گرفت و از خود دفاع کرد. او گفت: “روز حادثه اصلا کنترلی بر رفتارم نداشتم و تصمیم گرفته بودم به زندگی همه اعضای خانواده‌ام پایان دهم. برای همین دست به چنین جنایتی زدم”.
پس از اظهارات متهم درحالی‌که خانواده همسر وی از دادگاه تقاضای قصاص کردند، هیأت قضائی وارد شور شدند و این مرد را به اتهام قتل همسرش به قصاص و به اتهام قتل دو فرزندش به ١٠‌ سال زندان و پرداخت دیه محکوم کردند. صبح دیروز این رأی به تأیید قضات شعبه ٢۴ دیوانعالی کشور رسید و متهم در لیست اعدامی‌ها قرار گرفت.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

صدور حکم اعدام برای یک متهم به قتل

فراهم کردن زیر ساخت های ملاقات اینترنتی زندانیان

در کدام زندان بهتر می توانید انگلیسی یاد بگیرید؟

برگزاری مراسمی به مناسبت تولد عبدالاحد جلیل زاده در زندان رجایی شهر کرج

همسر کاووس سیدامامی سه روز در بیمارستان: تنها در کنار فرزندان بودن مادرم را آرام خواهد کرد

بازداشت دو فعال مدنی در خوی

انتقال یک زندانی محکوم به اعدام در زندان مراغه به سلول انفرادی

به پدرم گفتند جلوی دوربین بگو دخترم دستگیر نشده

نزار زاکا پس از تایید حکم ۱۰ سال زندان؛ به ایران سفر نکنید، جای امنی نیست؛ قربانی عدم وجود حکومت قانون هستم

فواد خانجانی آزاد شد




آخرین نظرات

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...