Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   1799 زمان ثبت:   15:45:57 1394-10-22
بخشش و گذشت از قصاص در تهران
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا یک زندانی محکوم به اعدام، با پرداخت دیه و گذشت اولیای دم، از اعدام رهایی یافت.

مرد جوان که دوبار پای چوبه‌دار رفته ‌بود، روز گذشته در شعبه ١٠ دادگاه کیفری استان تهران، محاکمه شد. در ابتدای جلسه رسیدگی، نماینده دادستان تهران، درخواست رسیدگی به پرونده به لحاظ جنبه عمومی جرم کرد و گفت: “متهم که کوروش نام ‌دارد، آبان‌ماه سال ٩١ در خیابان، با جوانی به نام کریم درگیر شده و او را به‌قتل رسانده‌ است. او با وارد آوردن ضربه‌ای بر گردن مقتول، باعث مرگ مرد جوان شده و پزشکی قانونی، نیز این مسئله را تأیید کرده ‌است، بنابراین به‌عنوان نماینده دادستان تهران، درخواست رسیدگی به این پرونده را دارم”.

در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمدی را قبول کرد و گفت: “شب حادثه، من به همراه خانواده‌ام سر سفره شام ‌بودیم که صدای درگیری شنیدیم. من به همراه پدرم و برادرم بیرون رفتیم و دیدیم که پسرعموی حامد درحال دعوا با کریم است. نمی‌دانم علت درگیری چه بود و چه اتفاقی افتاده ‌بود. فقط می‌دانم این دعوا از قبل شروع شده ‌بود و آن‌طورکه پسرعمویم می‌گفت، آنها قبل از این حادثه، در یک قهوه‌خانه دعوا کرده ‌بودند”.

متهم ادامه‌ داد: “درگیری بالا گرفت. پدر و برادرم در حمایت از پسرعمویم وارد دعوا شدند. عمویم و پسرعموهای دیگرم هم آمدند و این دعوا بالا گرفت. از طرف کریم هم خیلی‌ها آمده‌ بودند. من برای اینکه به این دعوا پایان بدهم، به خانه رفتم و یک کارد میوه‌خوری که اتفاقا سر سفره هم بود، برداشتم و با خودم به خیابان بردم”.

فکر می‌کردم اگر کریم چاقو را ببیند، موضوع را تمام می‌کند، اما او بدتر حمله کرد. درحین درگیری نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که یک ضربه به گردنش وارد شد. من اصلا متوجه ضربه‌ای که زده ‌بودم نشدم و نمی‌دانم چطور این ضربه بر بدنش وارد شد. بعد از فوتش بود که من را بازداشت کردند.

متهم گفت: “مادر مقتول که تنها ولی‌دم اوست، درخواست قصاص کرد و حکم نیز صادر و تأیید شد. من را پای چوبه ‌دار بردند. خیلی عذاب کشیدم، شب قبل از اجرا خیلی شب سختی است. وقتی پای چوبه‌دار رفتم، التماس کردم. پیرزن به من گفت که یک ‌میلیارد تومان می‌خواهد و رضایت می‌دهد. پدرم متعهد شد این پول را تأمین کند، اما بعد از دو ماه، مادر مقتول دوباره گفت پشیمان شده و می‌خواهد حکم را اجرا کند”.

هرچه پدر و مادرم التماس کردند، فایده نداشت، دوباره من را پای چوبه‌ دار بردند و همان لحظات را تجربه کردم. این‌بار مادر مقتول گفت دو ‌و ‌نیم ‌میلیارد تومان می‌خواهد و پدرم متعهد شد که پول را تأمین کند. پدرم، عمویم و پسرعموهایم برای نجات من خانه‌هایشان را فروختند. چندین دستگاه آپارتمان فروخته شد تا من نجات پیدا کنم و حالا همه اعضای خانواده‌ام مستأجر شده‌اند.

ما تاوان سنگینی پرداختیم. من سه سال است که در زندان هستم و خواهش می‌کنم با توجه به وضعیتی که پیش آمده ‌است، در حکمی که به لحاظ جنبه عمومی صادر می‌کنید، به من کمک کنید. با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات وارد شور شدند تا نظر نهایی خود را درباره این پرونده بدهند.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

بخشش و گذشت از قصاص در تهران

درود بر شیر زنی که در برابر ظالمان ولایت فقیه ایستاد و هرگز سکوت نکرد

چهار تن از گردانندگان سایت نارنجی به زندان کرمان منتقل شدند

دلنوشته خانم شهین مهین فر برای آقای هاشم زینالی پدر دانشجوی مفقود شده در قیام دانشجویان در سال 78

چه کسی پاسخگوست؟ لیلا لیاقت از ظلم رفته بر علیرضا رجایی در دوران زندانش گفت.

نامه رمضان احمد کمال در خصوص اعلام اعتصاب غذا

نهمین روز اعتصاب غذا؛ امیر گلستانی به بیمارستان اعزام نشد

یک روز خطرناک در بند قاتلین زندان رجایی شهر

درگیری و تهدید زندانیان سیاسی از سوی پرسنل زندان اوین

هشت سال تحمل حبس غیرقانونی و تداوم بلاتکلیفی دو زندانی سیاسی کُرد




آخرین نظرات

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...