Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: کلمه تعداد بازدید:   2468 زمان ثبت:   04:17:47 1394-10-29
یادداشت ناصر صفاریان برای عبدالفتاح سلطانی: صورتت شکسته شد اما تو نشکستی
به گزارش بازداشت به نقل از کلمه ناصر صفاریان، کارگردان و مستند ساز کشورمان در یادداشتی کوتاه درباره‌ی عبدالفتاح سلطانی که شب گذشته پس از ۴ سال و ۴ ماه به مرخصی آمده است، نوشته که دیدن عکسش چه می‌کند با تو. با تو که به خاطرِ این نشکستنِ در عینِ شکستگیِ صورت و جسم، به احترامش می‌ایستی.

صفاریان در این یادداشت با تشریح فضای سلول انفرادی از دیوار نوشته‌ای می‌نویسد که در هنگام بازداشت خود دیده است: چند کلمه از زندانی‌ای که لحظه تحویلِ سال را آن‌جا بوده و دلش می‌خواسته حتی می‌توانسته چند کلمه‌ای با همسرش تلفنی حرف بزند. و دیگری، یک اسم و یک امضا با تاریخ ۱۳۸۸. نامِ آشنا و قابل احترامِ عبدالفتاح سلطانی.

این منتقد سینما که آثاری همچون خواب خورشید و سه‌گانه‌ی فروغ فرخزاد- سرد سبز، اوج موج و جام جان- را در کارنامه‌ی هنری خود دارد شهریور ماه سال ۹۰ به اتهام همکاری با تلویزیون بی‌بی‌سی بازداشت و پس ۲۳ روز با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

متن این یادداشت که در وب‌سایت ناصر صفاریان منتشر شده را با هم می‌خوانیم:

به احترام…

در آن انفرادیِ تقریبا ۱٫۵ در ۲٫۵ مترِ موزاییک‌پوش که یک نورگیر باریک آن بالا داشت که آمدن و رفتن شب و روز را بفهمی، تنها خودت بودی و یک جلد قرآن، یک عدد مهر، یک روشویی و یک توالت فرنگی فلزی، یک تکه موکت قهوه‌ایِ کثیف که فقط بخشی از زمین را می‌پوشاند، سه تا پتوی کرم‌رنگ که بیش‌تر به قهوه‌ای می‌زد و یکی برای زیر بود و یکی برای رو و یکی را هم باید لوله می‌کردی و می‌شد متکای زیر سرت.

البته آن‌قدر شب‌ها سرد می‌شد و آن‌قدر پتوی دیگری نمی‌دادند که توی همیشه‌گرمایی هم از سرِ لرز چاره‌ای نمی‌دیدی جز این که هر سه را بکشی رویت و بخوابی روی همان موکت قهوه‌ایِ چرک‌مرده. خوابت اگر می‌بُرد البته، زیر نورِ آن لامپ مدادیِ پروژکتورمانندی که تمام شب تا صبح روی صورتت بود و شبت را روشن‌تر از روز می‌کرد.

در و دیوارِ چهاردیواری کاملا تمیز بود و رنگش روشن بود. بی هیچ نوشته‌ای و هیچ خط و خشی. طوری که با یک نگاه می‌شد هر نوشته و نانوشته‌ای را دید. درست برخلاف آن‌چه در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی نشان‌ می‌دهند. بعد از بازجویی و زمان ورود به راهروی انفرادی‌ها هم بازرسی‌ات می‌کردند تا چیزی همراهت نیاورده باشی.

پشت کاسه توالت فرنگی، جایی که لبه دیوار کمی جلو آمده بود و شاید پوششی بود برای لوله آب یا تیرآهن یا چنین چیزی، خبری از رنگ جدید و نقاشی تازه نبود. یک تکه از دیوار که توی چشم نبود و دیده نمی‌شد، با همان رنگ قدیم‌اش مانده بود. احتمالا کارگر نقاش فکر کرده بوده حالا که این گوشه دیده نمی‌شود، چرا باید زحمت بیهوده بکشد. به لطف این گمان و شاید هم از عمد، چیزی بر آن دیوار مانده بود که آن چهاردیواری را هویت می‌بخشید. چند کلمه از زندانی‌ای که لحظه تحویلِ سال را آن‌جا بوده و دلش می‌خواسته حتی می‌توانسته چند کلمه‌ای با همسرش تلفنی حرف بزند. و دیگری، یک اسم و یک امضا با تاریخ ۱۳۸۸٫ نامِ آشنا و قابل احترامِ عبدالفتاح سلطانی.

… و امروز که او، نزدیک به چهار سال و نیم پس از بازداشتِ دوباره‌اش به مرخصی آمده، دیدن عکسش چه می‌کند با تو. با تو که به خاطرِ این نشکستنِ در عینِ شکستگیِ صورت و جسم، به احترامش می‌ایستی.
تعداد همدردی=1
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

یادداشت ناصر صفاریان برای عبدالفتاح سلطانی: صورتت شکسته شد اما تو نشکستی

جعفر عظیم‌زاده و ۵ زندانی دیگر در اعتصاب غذا هستند

گزارشی از وضعیت نظمین حیدری، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد

ملاقات مریم اسلامی شهروند بهایی با خانواده و فرزندانش / پنج نفر ممنوع الملاقات

تشکل‌های کارگری جهانی خواستار آزادی محمود صالحی و رضا شهابی شدند

“فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی که به شش سال حبس محکوم شد

هنگامه شهیدی: یا آزادی یا دیدار به قیامت؛ از لحظه بازداشت اعتصاب غذا می‌کنم

روزبه مشکین خط بازداشت شد

کنشگران کارزار لگام: موج اعدام در ایران شدت گرفته است

درخواست اعاده دادرسی نرگس محمدی از سوی دیوان عالی کشور رد شد




آخرین نظرات

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری