Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(403)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(955)

حقوق بشر(207)

انتقال(294)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(974)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: کمپین نه تعداد بازدید:   1808 زمان ثبت:   17:47:12 1394-10-29
خاطره‌ای از ایّام زندان
بازداشت به نقل از کمپین نه :

خاطره‌ای از ایّام زندان / بهنام میثاقی

مهر 77 هنوز کیوان‌جان [خلج‌آبادی] و من حکم اعدام داشتیم. خواب دیدم که من و نوزده تن دیگر همین طور زانو زده‌ایم و بیست نفر با شمشیرهای برهنه و بالا برده شده منتظر دستور فرود آوردن شمشیر ها هستند.
از خواب بیدار شدم. بیست دقیقه به 2 صبح بود. در آن رؤیا کیوان با من نبود. دعا خواندم و خوابیدم. دیگر استقبال از خطر برای هر دو ما عادی شده بود و می‌دانستم مفهوم دارد این رؤیا. فردا بعد از ظهر ساعت بیست دقیقه به 2 ناگهان بلندگوها نعره زنان به صدا آمدند؛ صدای سفیر مرگ بود. دقیقاً بیست تن در لیست بودند. می‌دانستم چه خبر است. نام من فقط خوانده شد و برای چند دقیقه با کیوان صحبت و وصیت کردم. در این بین دوستانم وسائلم را جمع کرده بودند و پس از وداعی اندوه‌بار با دوستانم، با گام‌های محکم از بند خارج شدم و به همراه 19 تن دیگر که 18 متهم مواد مخدر و یک قاتل در بین آنان بود، ما را به بیست متری محل اعدام برده سربازان مسلّح به مسلسل دوره‌مان کردند. پس از دو ساعت گفتند محل اعدام زندان رجایی شهر تعیین شده و باید به آنجا انتقال یابید بوی مرگ می‌آمد و زندانیان بیچاره همه آن را فهمیده بودند. چند تن اختیار از دست داده و ادرار و دفع کرده بودند و چند تن دیگر نیمه فلج شده بودند. ناله می‌کردند و آخرین فریادهای خود را می‌کشیدند. هر چه تلاش می‌کردم آرامشان کنم، کمتر موفّق بودم. دعا می‌خواندم و تسلیم بودم.
ما را با اسکورت ویژه به زندان رجایی شهر بردند. ساعت 5/8 غروب آنجا رسیدیم و ولوله‌ای آنجا بر پا بود. ما را پیاده و به صف کردند و نام افراد را تک به تک می‌خواندند. دستبند و پابند داشتیم و هر که را صدا می‌کردند، می‌بردند برای اعدام و نوبت من شد نامم را صدا زدند؛ از جایم تکان خوردم و حرکت کردم. فردی از قسمت دیگر ساختمان زندان بیرون آمد و با فردی که مرا صدا زده بود پچ پچی کرد و رفت. دوباره برگشت و کاغذی در دست داشت و این کار چند بار تکرار شد و مرا به همراه فردی دیگر صدا زدند و کاغذی برای اثر انگشت پیش آوردند. دو تا استامپ بود یکی قرمز و دیگری سبز خواستم اثر انگشت بزنم، گفتند دستور آمده تو سبز اثر انگشت بزنی نجات پیدا کردی و پس از آن وارد ساختمان زندان شدیم و لی هر کدام به راهی رفتیم و مجموعاً 17 تن اعدام شدند و من باز زنده ماندم.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

خاطره‌ای از ایّام زندان

ممانعت از برگزاری مراسم در سالگرد اعدام شهرام احمدی و تهدید خانواده

به بهانه روز کارگر مقاله ای از شهید راه آزادی ستار بهشتی

دشواری ملاقات با خانواده و درخواست پدر و پسر برای هم‌بند شدن

خودکشی یک زندانی زابلی در زندان زاهدان

پيام دکتر محمد ملکی بمناسبت روز جهانی حقوق بشر

آزادی دو زندانی سیاسی-امنیتی در پی اعمال عفو

گزارشی از کمال شریفی زندانی سیاسی کُرد، محکوم به ٣٠ سال حبس در تبعید

اعتصاب غذای گلرخ ایرایی و آرش صادقی

دومین ورود فریبا کمال آبادی به زندان در روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه




آخرین نظرات

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..