Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(319)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(231)

خانواده(77)

پرونده(978)

سلامت(402)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(954)

حقوق بشر(207)

انتقال(294)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(971)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: حقوق بشر تعداد بازدید:   15182 زمان ثبت:   15:21:10 1394-11-18
بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال
به گزارش بازداشت به نقل از حقوق بشر :

سال 1349 در محله بریم آبادان در یک خانواده بهایی متولد شدم.پدر بزرگ مادری من آقای فرج الله جانمی ، امین حقوق الله نجف آباد اصفهان بود.مادر بزرگ مادری من همیشه با افتخار میگفت من نتیجه جناب زین المقربین هستم.پدرم آقای عنایت الله گلشنی هر روز حدود ساعت 4 بعد از ظهر برای تلاوت نماز کبیر به اتاقش میرفت و همیشه نماز و مناجاتش حدود نیم ساعت طول میکشید.هنوز صدای مناجات های پدرم تو گوشمه.
پدرم کارمند ارشد شرکت نفت آبادان بود.سال 59 با 33 سال سابقه کار بازنشسته شد و یکسال بعد هم پاکسازی و حقوقش قطع شد و تا آخر عمر به سختی زندگی کرد.
بعد از بازنشستگی پدرم ما از آبادان به اصفهان رفتیم.خواهرم دانشگاه صنعتی اصفهان قبول شده بود و ما به این خاطر ساکن اصفهان شدیم.البته زیاد طول نکشید که هم خواهرم و هم برادرم از دانشگاه اخراج شدند من هم به همان دلیل نتوانستم در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کنم.
سال 73 ازدواج کردم و تازه آن موقع از همسرم شنیدم که جامعه بهایی هم دانشگاه دارد.آن زمان کنکور دادن به شدت برایم مشکل بود.نه اینکه به درسها مسلط نبودم.اتفاقا به شدت به درسها مسلط بودم چون ریاضی و فیزیک تدریس میکردم.ترسم از این بود که قبول نشوم و آبرویم برود.به اصرار مادر و مادرخانمم و مخصوصا همسرم شرکت کردم و مهندسی کامپیوتر قبول شدم.درس خواندن برایم خیلی سخت بود.شرایط مالی خوبی نداشتم.اگر چه همیشه از نظر مالی مورد حمایت پدر همسرم بودم ولی همیشه سعی میکردم روی زانوی خودم بایستم.هزینه کامپیوتر،کتا بها و رفت و آمد به کلاس ها که اکثرا در تهران برگزار میشد به هزینه زندگی خودم که در آن مانده بودم اضافه شد ،ولی هر طور بود با پشت گرمی همسرم درسم را به سرعت ادامه دادم.
سال 77 به تهران آمدم و کار برنامه نویسی را شروع کردم.از زمانی که به تهران مهاجرت کردم مشکلات مالیم کلا برطرف شد و از نظر مالی شروع به رشد کردم.
سال 80 درسم را در حالی رها کردم که 11 واحد تا فارغ التحصیلی فاصله داشتم.
مسئولین دانشکده،خادمین و حتی یاران عزیز ایران بسیار تلاش کردند تا بنده درسم را به اتمام برسانم ولی از آنجا که مرغ من یک پا بیشتر نداشت پای حرفم ایستادم.
حرف من این بود:من یا چهار سال و نیمه درسم را تمام میکنم ویا ادامه نمیدهم.آنزمان دانشگاه علمی 5 ساله بود ولی من میتوانستم طی چهار سال و نیم درسم را تمام کنم اما برخی از عزیزان مشکلاتی پیش پای من قرار دادند که بنده را از ادامه باز داشت.البته هرگز پشیمان نشدم.یکی از درسهای پاس نشده من مهندسی اینترنت بود...

سال 79 خدا یک پسر و سال 86 نیز یک دختر به من هدیه داد.
زندگی من همیشه پر بود از فراز و نشیب که پرتلاطم ترین آنها سایت مثقال و دستگیری من در زمستان 90 به مدت 810 روز با وجود بی گناهی و همچنین تبرئه بود.
علت نوشتن سایت حقوق بشر نیز دقیقا همین است.
سعی خواهم کرد در مطالب بعدی شرح ماوقع را برایتان مرقوم دارم.
تعداد همدردی=62
 نظرات:

عجیب است. سال 66-65 دانشگاه بهاییان ایران به راه افتاد. شما سال 73 متوجه شدید که چنین چیزی وجود دارد؟

Apr 26 16 pm30 01:22 PM ·

اتفاقا منم با اینکه کارای خدماتی زیادی انجام میدادم ..و خبر از دانشگاه نداشتم ..سال 69وقتی رفته بودم مسافرت فهمیدم فردا جمعه امتحان کنکور برای دانشگاه بهاییان هست ..ولی چون فرصتی نبود نتونستم معرفی نامه ام را بگیرم و انحا کنکور بدهم.

Jul 17 16 pm31 04:19 PM ·

Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

وقتی رئیس زندان خواستار سرعت بخشیدن به اعدام زندانیان می شود

نامه مادر دو زندانی سیاسی به صادق لاریجانی: ما را از تشویش و نگرانی خارج کنید

انتقال پنج تن از زندانیان بهایی شیراز به زندان عادل آباد

پایان اعتصاب غذای سه زندانی مذهبی کُرد

گفتیم یک نفرمان نرود زندان و بچه بی سرپرست نشود؛ دادگاه قبول نکرد

یورش گارد ویژه زندان رجایی شهر به سالن ۱۲ این زندان

عباس لسانی طی نامه ای نسبت به جلوگیری از آزاد شدنش هشدار داد

کریم زرگر، مسئول موسسه راه معرفت اعدام شد

بازداشت بهائیان به اتهام تدریس، تحصیل و همکاری با موسسه آموزش عالی بهائیان




آخرین نظرات

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..

سلام من مسعود سیفی زاده هستم کلیات خبر درست هستش ولی جز...