Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   2962 زمان ثبت:   13:51:46 1394-11-21
از فیلتر شدن سایت مثقال تا دستگیری مدیر آن
به گزارش بازداشت:
سال 2012 مانند سال 2000 سال پر حاشیه ای بود.فیلم های بسیاری ساخته شد ، داستان هایی روایت شد مبنی بر پایان دنیا در سال 2012.
ولی سال 2012 انگار برای من واقعا سال پایان زندگی بود.
درست در روز اول سال 2012 آی پی سایت مثقال فیلتر شد.
وقتی آی پی فیلتر میشود کاربران فکر میکنند که سایت خراب است.
به سرعت آی پی را تعویض کردیم و به دنبال دلیل این امر بودیم.هیچ ارگانی مسئولیت آنرا به عهده نمیگرفت و همه تعجب میکردند که چرا باید این اتفاق بیفتد.ظرف کمتر از یکروز آی پی جدید نیز فیلتر شد که به سرعت تغییر دادیم و باز یکروزه بسته شد.
تمام نهاد ها اظهار بی اطلاعی میکردند که کار ما نبوده.بالاخره پس از جستجوی زیاد متوجه شدم که ریشه اصلی در زیر ساخت است.با زیر ساخت تماس گرفته ،خود را معرفی کرده مشکل را بیان کردم.عین این جواب را شنیدم:آقای گلشنی غلط کرده کسی که سایت شما را بسته.آی پی ها را بدهید من تا 10 دقیقه دیگر باز میکنم.پرسیدم چرا اینطور شده.جواب داد یک نفر میخواسته موش بدواند و این کار غیر قانو نی است.
ده دقیقه بعد تمام آی پی ها باز شد ولی کمتر از 24 ساعت مثقال فیلتر شد.
فیلتر شدن مثقال فورا توسط خبر گزاری تابناک اعلام شد و خیلی سریع کل سایت ها نیز این خبر را منتشر کردند.
خبر گزاریهای خارجی هم اعلام کردند که مثقال فیلتر شد.
حتی وبگردی هم در چند مرحله اعلام کرده این مسئله را به سخره گرفت.البته در وبگردی اخبار 20:30 شبکه دو بار اول اعلام شد :"چند بار بهشون تذکر دادن ولی توجهی نکردن" . ولی حتی یک مرتبه هم به ما تذکر داده نشده بود.
سایت مثقال آنزمان 12 سرور داشت.پشتیبانهای متعدد چون نمیتوانست خراب باشد.یک لحظه خرابی برابر بود با صد ها هزار تماس که قادر به جواب نبودم.
اکثز مشتریان مثقال سایتهای پشتیبان را میشناختند.با فیلتر شدن یک دامنه کار بر روی دیگر پشتیبانان ادامه می یافت تا اینکه بعد از چند روز آن پشتیبان هم فیلتر میشد و نوبت پشتیبان بعدی بود.
البته به محض فیلتر شدن اقدامات قانونی را شروع کردم.
صبح اول وقت با سایت ساماندهی تماس گرفتم .
مثقال در ساماندهی ثبت شده بود و در آنزمان ثبت در سایت ساماندهی به معنی داشتن مجوز بود.ساماندهی موظف بود در صورت مشاهده هرگونه مشکل اول تذکر دهد،اگر رسیدگی نشد سایت فیلتر شود.
با ساماندهی تماس گرفته خودم را معرفی کردم و مشکل را سوال نموده و گله کردم چرا اگر هم مشکلی بود اول تذکر ندادید؟
جواب دادند ما نبستیم و مشکل از طرف ما نیست.
آدرس خیابان ثمیه روبروی برج سپهر را به من دادند.به سرعت به آنجا رفتم و به اتاق مربوطه مراجعه کردم. چند خانم نشسته بودند.
مشکل را جویا شدم.گفتند که یک نامه بنویس باز میشود.
گفتم عجله دارم چقدر طول میکشد؟و اینکه باز شدن مهم نیست فقط علت فیلتر شدن را میخواهم.
بزرگترین مشکل من خود ارگانهای دولتی بودند که مرتبا تماس میگرفتند و در خواست میکردند که قیمت به روز باشد.
صبح روزی که سایت فیلتر شد از سازمان بورس تماس گرفتند و تاکید کردند که حتما قیمت ها به روز شود.
مدیر آی تی کشتیرانی حضوری به دفتر آمدند و درخواستی مشابه داشتند که حتما قیمت ها به روز باشند.
برای همین میخواستم بدانم که چرا سایت فیلتر شده و آیا اجازه دارم سایت را به روز نگه دارم یا واقعا باید دست از کار بکشم ولی هیچ کس جوابی نمیداد.
همه میگفتند نمیدانیم.
ما نبستیم.
شاید اشتباهی رخ داده .شما به کارتان ادامه دهید...
خلاصه فرم را پر کردم و اصرار کردم که علت را بگویند که یا سایت متوقف شود و یا زودتر رفع فیلتر شود.گفتند به طبقه چهارم برو و از آنها بپرس.
در طبقه چهارم چند مرد جوان گفتند چشم آقای گلشنی ما بررسی میکنیم.
شما تماس بگیرید.
تا چند روز هر روز تماس میگرفتم .امروزو فردا میکردند.
بعد از چند روز شماره موبایل رئیسشان را دادند.به ایشان زنگ زدم گفتند چشم باز میکنیم.
چهار شنبه بود گفتند تا باز کنیم شنبه میشود.کمی اصرار کردم که لطفا اگر ممکن است کمی زودتر ولی شنبه شد باز نشد.
تا چند روز به موبایل ایشان زنگ میزدم و امروز فردا میکردند.
دوباره با اتاق طبقه چهار تماس گرفتم .به من گفتند از من نشنیده بگیرید.با کاخ دادگستری تماس بگیرید با آقای دکتر خرم آبادی صحبت کنید.با چه دردسری شماره تلفن کاخ داد گستری را پیدا کردم و چقدر دردسر متحمل شدم تا به منشی آقای دکتر رسیدم.باز امروز .فردا.تو جلسه هستن.نیستند.الان جلسه دارند در مورد سایت شما.چشم باز میشود.حتما و روز ها میگذشت...
فقط یک کلمه میخواستم
سایت را به روز کنم یا نه؟
از طرفی فیلتر بود
کسی گردن نمیگرفت
ارگانهای دولتی از طرف دیگر فشار می آوردند که حتما قیمت ها به روز باشد.
انگار ما حقوق بگیرشان بودیم.
از تمام توانم استفاده کردم .با همه مشورت میکردم.بهم گفتند با ارشاد تماس بگیر.
با معاون وزیر ارشاد تلفنی تماس گرفتم با اطمینان فرمودند سایت مشکلی ندارد و اصلا باز است.هرچه گفتم فیلتره.گفتند نه باز است و من الان زدم اومد.
همانطور که گفتم دفتر کارمان کوچک بود و کمبود فضا اذیتمان میکرد.
درآمد مثقال بسیار بالا بود و مثقال از نظر مالی نیز قدرتمند بود.
خود من از زمانی که در 22 سالگی ازدواج کرده بودم در حد توانم پس انداز کرده سکه میخریدم.
تمام درآمد روزی 30 هزار دلار مثقال را روزانه تبدیل به سکه میکردم.بسیاری از سکه ها را 200 تا 400 هزار تومان خریده بودم و سکه به سرعت بالا میرفت تا جایی که حتی قیمت آن به یک میلیون تومان رسید.
قبلا هم گفته بودم که من خرید و فروش نمیکردم.درآمدم را به سکه تبدیل میکردم.موجودی نقدی ام خیلی زیاد نبود.پول نقد در حدود 100 میلیون تومان بیشتر نگه نمیداشتم چون میدانستم ارزش پول ایران در حال سقوط است و بهتر است موجودی به چیزی غیر از ریال باشد.
خلاصه دفتری نوساز و شیک به مساحت 100 متر مربع با تمام امکانات در میدان مادر(محسنی) انتهای خیابان میرداماد تهران پیدا کردم و قرار بود مقداری از سکه ها را فروخته دفتر را خریداری کنم.البته چند ماهی بود که دنبال دفتر میگشتم.جاهای زیادی را دیده بودم ولی دفتر خیابان میرداماد از هر نظر مناسب بود که البته قسمت نبود زیرا قبل از معامله دستگیر شدم .

به شدت درگیر باز کردن فیلتر سایت ها بودم.همچنان کسی جواب گو نبود و همه اصرار میکردند به کارت ادامه بده سایت باز خواهد شد.بازار ارز و طلا نیز بابت سیاست های اشتباه بانک مرکزی آشفته و به هم ریخته بود.از طرفی من سعی بر کنترل آن داشتم و از طرف دیگر بانک مرکزی تلاش میکرد بازار را بر هم ریخته قیمت ها را به شدت بالا و پایین کند.نوسان شدید قیمت به نفع هیچ کس نبوده و نیست.نه مردم و نه بازاریان

حدود یک هفته قبل از دستگیری،اوایل بهمن 90،آقایی به دفتر آمده خود را مامور دادگستری معرفی کردند و کارت خود را نشان دادند.
بسیار خوشحال شدم و از ایشان به گرمی استقبال کردم.
شرح ماوقع را برایشان کامل گفتم.چند ساعتی طول کشید.کمتر حرف میزد و بیشتر گوش میداد.
در آخر گفت همکاران ما از شما در ذهن خود یک هیولای قدرتمند و خون آشام ساخته اند.زیرا کسی شما را نمیشناسد.
من الان که باشما صحبت کردم فهمیدم که اطلاعات غلط در اختیار ما قرار داده اند.
ایشان گفتند که مثقال احتیاج به حامی دارد و ما باید زیر چتر یک نفر کار کنیم که کسی جرات ضربه زدن به ما را نداشته باشد.
ایشان مرا مطمئن ساختند که کسی را برای من پیدا میکنند که بدون نظر و بدون دخالت در کارم از ما حمایت کند.
من هم چندین بار تذکر دادم که مثقال به هیچ عنوان حاضر نیست اطلاعات غلط در سایت درج کند و ایشان هم به من بابت این امر اطمینان صد در صد دادند.
قرار شد طی روز های آینده با من در تماس باشند.
طی روزهای بعد در چند مرحله با من تماس گرفته یکسری دستورالعمل به من دادند.
مثلا چند شماره تلفن دادند که قیمت ها برایشان ارسال شود که انجام شد.
گفتند مردم را از خریدو فروش ارز بر حذر کن که البته من همیشه این کار را میکردم.به ایشان هم گفتم که من همیشه به همه گفتم و میگویم که خریدو فروش ارز نکنند.گفت میدانم و باز ادامه بده.
2 روز قبل از دستگیریم تماس گرفتند و گفتند خریدو فروش سکه نکن.گفتم من خریدو فروش سکه نمیکنم ولی برای مشتری از صرافی ها و سکه فروشی ها سکه میخرم.
قبلا هم گفته بودم که مثقال برای اینکه نشان دهد قیمت های درج شده واقعی هستند ،اگر کسی سکه میخواست و تماس میگرفت یا حضوری می آمد،ما سکه رااز بازار بصورت تلفنی برایش به پایین ترین قیمت ممکن میخریدیم.
اینکار به این صورت انجام میشد
موجودی سکه مثقال بالغ بر چند هزار بود زیرا همانطور که قبلا گفتم تمام درآمد مثقال به سکه تبدیل میشد.
مشتری به دفتر آمده تقاضای سکه میکرد.مثقال همان موقع به پایین ترین قیمت(زیرا ما میدانستیم در این لحظه قیمت چه کسی از بقیه مناسب تر است)سکه برایش میخریدیم.پولش را گرفته سکه از موجودی مثقال به او تحویل میدادیم.بعد شب به شب با بازار حساب میکردیم.برای فروش هم همینجور بود.کسی با سکه برای فروش می آمد سکه هایش را به بالاترین قیمت برایش میفروختیم،پولش را نقد میدادیم و شب در آخر با بازار تسویه میکردیم.بازاریها و صراف ها از این وضع خوشحال بودند چون روزانه مشتری زیادی از طریق ما داشتند.مشتری هم راضی بود چون به بهترین قیمت معامله میکرد.
برخی نیز تلفنی قیمت میگرفتند،پول میریختند،سکه برایشان میخریدیم.بعد یا می آمدند میبردند یا دستور فروش میدادند.

خلاصه دستور دادند فعلا این کار را نکن تا بازار آرام شود.من به کارمند ها دستور دادم که دیگر برای کسی سکه نخرند.ولی متاسفانه کارمند های مثقال عمل نکردند
من حدود ظهر به دفتر می آمدم.اکثرا کلاس یا جلسه داشتم.وقتی میدیدم مشتری می آید یا تلفنی میفروشند تذکر میدادم .بهانه می آوردند.آشناست.پیر زنه گناه داره.فامیل فلانیه و...

تا جایی که چند بار حتی مجبور شدم با آنها برخورد شدید کنم .کم شد ولی قطع نشد.
گاهی میگفتند خودش آمده زشت است.حالا براش میخرم آخریه.

البته زیاد طول نکشید چون دو روز بعد در تاریخ 9 بهمن 1390 سر ساعت 18 ،ساعتی که در دفتر را میبستیم،وزارت اطلاعات با بیش از 100 مامور به دفتر مثقال حمله کرد .من و تمام موجودی مثقال را در حقیقت دزدید که شرح دقیق آن را در قسمت بعد میتوانید ببینید
تعداد همدردی=9
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

از فیلتر شدن سایت مثقال تا دستگیری مدیر آن

خودداری زندان رجایی شهر از اعزام حمید بابایی به بیمارستان

تداوم بی اطلاعی از وضعیت عمادالدین ملازهی پس از ۲۱ روز

علی اشرف پروانه به حفاظت اطلاعات زندان رجایی شهر منتقل شد

رأی سازمان ملل: ایران هراسی در مقابل حقوق بشر

دیدگاه نظام برای فشار بر بهاییان

دولت آلمان خواهان آزادی خبرنگاران بازداشتی در ایران شد

طرح نمایندگان مجلس؛ حبس ابد به جای اعدام برای متهمین جرائم مواد مخدر

دومین روز اعتصاب غذای چهار تن از فعالین ملی-مدنی آذربایجانی در زندان مرکزی شهر اردبیل

بازداشت ریزان باویسی و فاطمه باویسی دو دختر جوان در روانسر




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری