بازداشت: زندانی ها در مورد انقلاب 57 چه می گویند؟
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1037)

گزارشات(299)

زندانها(315)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(214)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(339)

اعتصاب(569)

احضار(230)

خانواده(77)

پرونده(973)

سلامت(399)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(950)

حقوق بشر(205)

انتقال(294)

مرخصی(209)

اعدام(643)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(968)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: ایران وایر تعداد بازدید:   1608 زمان ثبت:   13:27:18 1394-11-23
زندانی ها در مورد انقلاب 57 چه می گویند؟
به گزارش بازداشت به نقل از ایران وایر روزگاری انقلابی بوده، در نوجوانی و جوانی، حالا میهمان زندان اوین: «اعتراف می کنم اشتباه کردم در جریان انقلاب مشارکت کردم.» جوان زندانی از فرصت اعتراف هم سلولی پیر استفاده می کند: «این آشی است که شما با بی درایتی برای ما حاضر و آماده کردید.» کار به مشاجره نمی کشد و با مزاح و شوخی و خنده تمام می شود اما تلخی اش می ماند.
مهدی، فعال سیاسی ساکن اوین با اشاره به چنین خاطراتی می گوید: « این بار اول نیست که در روزهای بهمن دور هم جمع می شویم و در مورد درستی یا نادرستی انقلاب بحث می کنیم. من که سنم قد نمی دهد اما چند نفری از ریش سفیدهای بند ما از آدم های مشهور انقلابند. گاهی پیش می آید در چنین جو دوستانه ای به برخی از اشتباهاتشان اعتراف می کنند. زیاد پیش می آید که مسن ترها در مقابل ما جوانان که نسل سوخته محسوب می شویم و در حال تقاص پس دادن بخاطر انقلاب آنان هستیم به اشتباه خود اعتراف کنند.»

او تاکید می کند هوادار رژیم سابق نیست: «مسلما ما سلطنت را قبول نداریم و مخالف بازگشت سلطنت هستیم اما این انقلاب یک اشتباه بود، به هر حال سلطنت مطلقه کماکان ادامه دارد.»

ناصر یکی دیگر از زندانیان سیاسی است که نگاهی تاریخی تر به موضوع دارد: « چپ ها و اسلام گراها انقلاب کردند نه مردم؛ چریک ها و گروه های آموزش دیده چپ با رویای مبارزه با امپریالیسم وارد ماجرا شدند و بعد از آن هم اسلام گراها و افرادی مثل محمد غرضی، چمران و هاشمی بودند که در خاطراتشان گفتند ما به فلسطین و جنوب لبنان اعزام می شدیم تا آموزش های چریکی ببینیم و از فلسطین، پاکستان،عراق و لیبی کمک های نقدی و سلاح می گرفتیم تا در ایران انقلاب کنیم. این دو گروه در ماه های آخر ۵۷ مردم را با وعده های غیرواقعی به خیابان ها کشاندند و فرصت پیشرفت تدریجی را از ایران گرفتند. به فیلم های باقیمانده از آن دوران نگاه کنید، غالب شرکت کنندگان در تظاهرات ها هواداران مجاهدین خلق، چریک های فدایی و احزاب اسلام گرا بودند.»

آقای «ق» یک زندانی اصلاح طلب ساکن زندان اوین است. او که این روزها به فکر چرایی انقلاب سال 57 افتاده در این باره نظر متفاوت تری دارد و به این نکته اشاره می کند که وقوع انقلاب در آن روزها ضروری بود، اما مسیر آن به اشتباه افتاد: «هیچ کدام از ما با ایده جامعه امروز وارد جریان انقلاب نشدیم. نمی دانستیم حرف ها و ادعاهای خوب و روشنی که مطرح می شود بعد از رسیدن به قدرت اینگونه زمین گذاشته می شود و با مردم و حتی با خود ما که فرزندان همین انقلاب بودیم، اینگونه برخورد می شود. به هر حال ایده ما به انحراف کشیده شد، نشانه مستقیم این حرف هم زندان بودن امروز ماست. آن روزها از وجود زندانیان سیاسی به عنوان حربه ای برای به ثمر رسیدن انقلاب استفاده می کردن و اینکه چرا باید فرزندان این سرزمین در زندان باشند. چرا باید ساواکی ها دیگران را به خاطر اعتقادشان به بند بکشند؟ حالا کسی نیست بگوید چرا ما در زندانیم؟»

یک ملی گرای زندانی معتقد است: «دولت بختیار به تدریج مسیر باز گذاشتن آزادی های سیاسی را باز گذاشته بود، روشی شبیه به سلطنت مشروطه بر سر کار آمده بود که در نهایت به نفع ایران بود. راستش من نمی توانم نام رخدادهای سال 57 را انقلاب بگذارم به نظرم این اتفاق یک شورش اسلامی بود. توجه کنید که طبق آماری که عمادالدین باقی در تحقیقاتش از تعداد اعدام ها و کشته های دوره پهلوی ارائه داده، شمار کل اعدام شدگان و کشته شدگان در جریان مبارزه علیه حکومت پهلوی از سال ۴۲ تا ۵۷، حدود هزار و دویست نفر بوده، حالا شما این آمار را با تعداد اعدام های سیاسی رژیم فعلی مقایسه کنید.»

یک روزنامه نگار ساکن بند هفت اوین با تاکید بر این نکته که «انقلاب درست بود اما انقلاب کنندگان نادرست بودند»، می گوید: «این روزها مملکت تا گردن در فساد فرو رفته و در طول سی و اندی سال پیش تا کنون مردم و روشنفکران رودست خورده اند و سرشان بی کلاه مانده. جالب است بدانید من از هر کسی که در زندان در مورد حضورش در روند تظاهرات های اعتراضی زمان شاه می پرسم به کلی حضورش را انکار می کند، انگار که این حضور نه فخرآمیز و مایه افتخار، بلکه مسئله ای شرم آگین برای این پیرمردها باشد.»
«صادق»، زندانی دیگر، انکار نمی کند که در جریان تظاهرات سال 57 مشارکت می کرده: «دانش آموز بودم و کم سن و سال، نمی توانم انکار کنم که جوگیر شده بودیم و فعالیت اجتماعی و شرکت در تظاهرات برایمان جالب بود. اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم من و دوستانم به خیابان می رفتیم، چون هیجانش را دوست داشتیم و تعطیل کردن مدرسه برایمان جالب بود، یعنی به تعطیی کشاندن مدرسه برایمان جالب تر بود تا شرکت در مبارزه ای که ایده ای از آن در ذهن نداشتیم.»

«حسین» به جرم امنیتی در زندان است، او می گوید متولد بعد از انقلاب است و اصلا آن روزها را نمی نشناسد اما در این مورد با مسن ترها حرف زده است: «پدرم آن روزها معلم بود و در روند تظاهرات سال 57 شرکت فعال داشت. اما باعث تعجب من بود که همیشه حضورش را انکار می کرد، انگار که کار شرمسارانه ای کرده باشد. هر بار هم بحثمان به مشاجره می کشید و من می گفتم حداقل مسئولیت کارتان را بپذیرید؟ او پاسخ می داد جوان بودیم و نمی دانستیم کدام راه و کدام چاه است. آمدن در خیابان و همدلی عمومی و آن شور و هیجان و مهربانی که در مردم ایجاد شده بود و هماهنگی که وجود داشت، باعث حضورمان شد. پدرم می گوید تا ماه های منتهی به وقوع انقلاب اصلا نام آیت الله خمینی را نشنیده بود و فقط چند ماهی مانده به انقلاب بود که او در ذهن مردم تبدیل به شخصیتی کاریزماتیک شد. او حالا می گوید اگر مانع روند اصلاحات تدریجی نمی شدند، به نفع همه بود و شاید جامعه امروز ما چندین سر و گردن از بسیاری از کشورهای توسعه یافته، جلوتر بود.»
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

زندانی ها در مورد انقلاب 57 چه می گویند؟

قسمتی از 9 سال اسارت من، بقلم ذکرالله فانی

سلول فاقد دستشویی، نوشته ای از: آتنا فرقداني

علیرغم تودیع وثیقه از آزادی پنج زندانی زن پیش از سال جدید به دلایل نامشخص ممانعت شده است

امروز هفدهم شهریور ماه سالگرد شهادت هفت تن از بهاییان یزد ( شهدای سبعه )

فرشته قاضی: « به من می‌گفتند یا جاسوسی یا اتهام نامشروع »

لادن بازرگان: « خیلی وحشتناک است که تنها یادگار برادرت یک ساک کوچک باشد که وسائل درون آن متعلق به قربانی دیگری است.»

امیرحسین میراسماعیلی ٬ روزنامه نگار روزنامه جهان صنعت با قید وثیقه آزاد شد

قاضی شرع : اینکه تشکیلات بهائیان جدا و مستقل از تشکیلات اسلام است خود مدرک خیانت و گناه پیروان این کیش محسوب می شود

دو الف ؛ ردّ تازیانه‌ روی رگهای شعرم/من تنهای تنها بودم و زخم‌های زیادی داشتم




آخرین نظرات

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..

سلام من مسعود سیفی زاده هستم کلیات خبر درست هستش ولی جز...

این ماه پیکران شجاع را که میبینم میفهمم پیشینیانمان که ...

خدایا هر دو را حفظ فرما. پیمان قیامی یکی از انسان ترین کس...

لعنت به ذات کثیف حکومت اسلامی