Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بام تعداد بازدید:   2000 زمان ثبت:   02:24:31 1394-12-23
گروگان نگه‌ داشتن یكی از اعضای خانواده، شرط مسئولان زندان برای اعزام زینب جلالیان به بیمارستان
به گزارش بازداشت به نقل از بام مسئولان زندان خوی، اعزام زینب جلالیان، تنها زندانی سیاسی کرد زن محکوم به حبس ابد، به بیمارستان را مشروط به گروگان نگهداشتن یکی از اعضای جوان خانواده‌اش کرده‌اند.

یکی از اعضای نزدیک خانواده «زینب جلالیان »گفته است: «اوایل ماه فوریه باز از اطلاعات آمدند خواستند زینب اعتراف کند، یعنی خواستند اعتراف کند و فیلمبرداری کنند. گفتند که هم جزای تو را کم می‌کنیم هم می‌بریمت دکتر. زینب هم گفته اگر می‌خواهید این معامله را با من کنید من نه دکتر می‌خواهم، نه ملاقات می‌خواهم، نه خانواده می‌خواهم.»

به گفته او: «چند روز بعد، یعنی سه چهار روز بعد، [مامورین زندان] گفتند اگر یکی از خانواده بیاید توی زندان بماند می‌توانند که زینب را ببرند دکتر. زینب هم گفته بود نمی‌خواهم. پدرٍ [زینب] گفته بود من می‌مانم شما هم با مامور بفرستید ببرندش دکترش. اما آنها گفتند پدرش عمرش گذشته. باید یکی بیاید که جوان باشد. هنوز هم دکتر نبردندش.»
زینب جلالیان در آستانه نهمین سالگرد بازداشتش٬ به دلیل ابتلا به بیماری ناخونک چشم در معرض از دست‌دادن بینایی‌اش است. او همچنین طی سال‌های بازداشت به عفونت شدید روده و خونریزی داخلی مبتلا شده و نیاز به درمان فوری و تخصصی دارد.

زینب جلالیان ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در جاده کرمانشاه به سنندج از سوی نیروهای امنیتی اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد. قاضی مرادی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه در ۱۳ آذر ۱۳۸۷ او را به اتهام «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران، عضویت در پژاک، حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز و تجهیزات نظامی و فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌های مخالف نظام» به اعدام محکوم کرد. این حکم در آذر ۱۳۹۰ به حبس ابد تخفیف یافت.

زینب در جنوب کردستان«اقلیم فدرال کوردستان عراق» به عنوان یکی از هواداران حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) به فعالیت‌های اجتماعی در حوزه زنان مشغول بود. او طی این دوران هیچ‌گونه ارتباط دیگری با این حزب نداشت. پس از تاسیس حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) در سال ۱۳۸۳ زینب جذب این گروه شد و تلاش داشت در قالب همکاری با پژاک برای بهبود وضعیت زنان کرد کمک کند. عمده فعالیت‌های او در زمینه آموزش و مددکاری بود و در طول مدت زمان حضورش در پژاک هیچ‌گونه فعالیت نظامی و مسلحانه نداشت. زینب جلالیان به یکی از هم بندانش گفته است که هنگام بازداشتش در ایران نیز هیچ سلاحی به همراه نداشته و «هرگز مسلح» نبوده است. یکی از فعالان زنان در کامیاران می‌گوید: «زینب چند سال پیش از دستگیری‌اش، در روز جهانی زن(۸ مارس- ۱۷ اسفند) به دبیرستان بنت‌الهدی در کامیاران رفته بود و با هدیه گل به دختران دانش‌آموز برای آنها درباره تاریخ این روز و حقوق زن صحبت کرده بود. یکی از معلمان این دبیرستان با دیدن شور و هیجان زینب او را برای حضور و سخنرانی در مدرسه دعوت کرد و زینب نیز این دعوت را پذیرفته بوده است.»
تعداد همدردی=0
 نظرات:

صرف اینکه مسلح نبوده ، دلیل بر این نمیشه که بی گناه هست . هواداری از یک سازمان غیر قانونی که مسئول شهادت تعدادی از مرزبانان و سربازان بی گناه این کشور بوده اند ، خودش جرم بزرگی هست .
هواداری از یک سازمان تروریستی آن هم به مدت طولانی و آن هم با علم بر اینکه این سازمان تروریستی هست ، گناهی نابخشودنی است و به نظر من همین حکم حبس ابد ، مناسب و شایسته است .
ما بر سر امنیت کشور ، با هیچ کسی شوخی نداریم ، حتی زن باشد .

Mar 14 16 am31 12:25 AM ·

Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

گروگان نگه‌ داشتن یكی از اعضای خانواده، شرط مسئولان زندان برای اعزام زینب جلالیان به بیمارستان

تحت فشار قرار دادن علی رضا گلیپوربرای مصاحبه با اخبار ٢٠:٣٠

اعدام یک محکوم در ملأ عام در شهر خوی

بازداشت فرهاد عبدالله‌پور، برادر هدایت عبدالله‌پور زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام

ادامه بازداشت، احضار و سرکوب فعالین مدنی ترک، دست کم ۶۰ تن در آستانه گردهمایی قلعه بابک بازداشت شدند

آتنا دائمی از زندانیان بهایی می گوید

پدر عبدالله بزرگزاده بازداشت شد

ادعای کشف باند بزرگ مدلینگ: دستگیری ۴۶ تن در بندرعباس توسط پلیس

اعزام ارژنگ داودی به دلیل بیهوشی به خارج از زندان

قطع آب گرم بند دارالقرآن زندان رجایی‌شهر




آخرین نظرات

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است