Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: ایران وایر تعداد بازدید:   2576 زمان ثبت:   19:19:37 1394-12-23
دیوارنویسی، خوراک زندان انفرادی است
به گزارش بازداشت به نقل از ایران وایر «محسن» قول داده بود از دیوارنویسی های زندان برای «ایران‎وایر» عکس بفرستد اما هر سری که می فرستد، عکس ها ناواضح هستند. می خندد و می گوید:«باید کاری کنم من را بفرستند انفرادی. دیوارنویسی خوراک انفرادی است. آن جا حرف های روی دیوارها غوغا می کنند.»

تعریف می کند: «زمانی که انفرادی بودم، با دیوارنویسی های سلولم زندگی می کردم. بخشی از تفکرات هر زندانی که تنهایی و انزوا را تجربه می کند، آن جا خواسته یا ناخواسته روی دیوار سلول نقش بسته است. زندانی با نوشتن پیامش، هم می خواهد به خودش و به زندگی بگوید هنوز هم زنده است، هم با تکرار تفکر و عقیده اش و با طرح موضوعی که با آن در آن لحظات سخت و سنگین درگیر است، در واقع دارد با آیندگانی که گذرشان به آن جا می افتد، حرف می زند.»
هم بندی محسن هم انفرادی را تجربه کرده است. او می گوید دیوار نوشته ها به نظرش فریاد یک زندانی محبوس هستند:«آن جا تنها جایی از زندان است که زندانی بدون سانسور و بدون فشار حرفش را می زند.»

«علیرضا» از محبوسین زندان «اوین»، شش ماه را در یک سلول انفرادی در بند «دو الف» وابسته به سپاه گذرانده است. او نگاه متفاوت تری به دیوارنویسی های زندان دارد: «زیاد روی دیوارهای سلول می نوشتم. اگر نمی نوشتم، رسما به جنون می رسیدم. دیوار را می گشتم برای پیدا کردن یک حرف یا یک خراش کوچکی که از زندانی قبلی به جای مانده بود. به نظر من، این ها حرف های ناگفته زندانی به بازجو است. دقیقا هم برای همین است که بازجویان همیشه آمار این دیوارها را دارند و شخصا در زمانی که زندانی را موقتا به بیرون برده اند، به داخل اتاق زندانی می آیند و کل دیوار را برای یافتن رگه ای از حقیقت واقعی درون زندانی جست وجو می کنند. یکی از اسناد بازجویان برای اثبات دروغ گویی زندانی و عدم تمایل او به همکاری، همین دیوار نوشته ها است.»

علیرضا از وقتی می گوید که قبل از انتقالش به یک سلول تازه، نگهبان ها دیوارهای سلول را شسته بودند: «غصه ام شده بود. اخیرا این کار عادی نگهبان ها است. آن ها زرنگ شده اند و قبل از انتقال متهم به داخل سلول، دیوارها را با آب، حوله و مایع تمیز کننده شیمیایی پاک می کنند. در بندهای ۲۰۹ و دو الف اوین، دیوارها تنها جایی از زندان هستند که پاک کردن آن را به دست زندانی ها نمی سپارند تا مبادا پیامی منتقل شود و یا این که زندانی سیاسی از این نوشته ها و امید دادن ها روحیه بگیرد. به نظر من، دیوارها برای زندانی مهم ترین عامل فصل او از زندگی و همان ها هم گاهی تنها بهانه وصل او به زندگی هستند. هر کدام‎شان هم با دیگری فرق می کنند؛ دیوارهای آجری، مرمری، گچ ساخته یا آهنی برای زندانی حکم یک هم نشین و یک رسانه را دارند. دیوارها قادرند سخن بگویند. آن ها دفتر امضای ما زندانی ها هستند. حکم دفتر حضور و غیاب را هم دارند. آن جا می فهمیم قبل از ما چه کسانی در آن فضای بسته محدود نفس کشیده اند، رنج برده اند یا روی عقاید خود پافشاری کرده اند. آن ها تقویم ما هم هستند و زمان های رفته را به ما یادآوری می کنند.»

«پیمان روشن ضمیر»، مدیر وبلاگ «اوس پیمان» و سردبیر سایت خبری«هفت تیر» هم در خاطراتش در مورد دیوار نویسی نوشته است: «خوراک انفرادی، دیوارخوانی و دیوارنویسی است. تمام دیوار نوشته های من شعر بود. گفت در را ببند، بعد چشم بندت را بردار. یک پارچ پلاستیکی خالی و یک موکت بسیار کهنه تنها محتویات اتاقی بود که دو متر در سه متر وسعت داشت. دو دقیقه که گذشت، باز همان شخصی که من را به درون سلول برده بود، آمد و سه عدد پتو و مسواک و خمیر دندان تحویل داد و گفت هر وقت کاری داشتی زنگ بزن، هیچ وقت به در نزن. گفتم من چه طوری باید روی دیوار بنویسم؟ گفت لازم نیست بنویسی.
بهترین سرگرمی انفرادی، خواندن دیوار نوشته های قبلی ها است. در سلول 13 که من در آن زندانی بودم، دیوار نوشته ها به غیر از آن چند خطی که "جواد علیخانی" سال های پیش نوشته بود، تمام عربی بودند. همین مساله انگیزه من را در همان لحظه اول ورود برای دیوار نویسی دو چندان کرد. گفتم من که از خواندن مطالب قبلی ها محروم شدم، لااقل دیوار را برای نفر بعدی که مثل خودم عربی نمی داند، به فارسی پر کنم که او چیزی برای وقت گذرانی داشته باشد. وسیله نوشتن که فلزی به طول دو میلی متر و یادگار نفر قبلی بود را خیلی زود در گوشه اتاق پیدا کردم. شخص دیگری هم روی دیوار نشانی وسیله دیگری را می داد که در چاک دیوار پنهان کرده بود. می گفت آن را بردار و با آن روی دیوار بنویس. آن وسیله را هم روز سوم بازداشت پیدا کردم. چیزی شبیه به آلمینیوم بود که با کشیدن بر دیوار، تاثیری مثل نوک مداد می گذاشت. الحمدالله با این امکانات، کارم به خودکار دزدی در بازجویی ها نکشید!»

«محسن» از یک نگاه متفاوت به دیوار زندان می گوید: «دوستی می گفت دیوارهای این سلول ها بخشی از بیت المال هستند و نباید به بیت الما ل زیان زد. برایم جالب است. یعنی این که او این دیوارهایی را که برای محبوس کردنش ساخته شده اند و زندگی اش را خفه می کنند، از آنِ مردم و آینده می دانست و می گفت که یک روز آن ها موزه خواهند شد. حتی دیواری که نگهبان ها به ضرب و زور بلیچ و وایتکس می شویند و سانسورش می کنند، باز هم خاطرات و تاریخ را در خودش مستتر می کند چون نمی شود حس مرگ و زندگی را از روی آن دیوارها با هیچ ماده ای شست. »
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دیوارنویسی، خوراک زندان انفرادی است

سروده ای از خالد حردانی برای نرگس محمدی و یادی از فرزندان این زن شجاع

وخامت حال عفیف نعیمی، شهروند بهایی در زندان رجایی شهر

شعر محمد رضا عالی پیام متخلص به هالو به مناسبت تبریک نوروز۱۳۹۵

فریاد شما بی جواب نخواهد ماند؛ نامه مریم اکبری منفرد از زندان به مناسب سالگرد قتل عام های دهه شصت

شعر صبا گلشن شهروند بهایی از زندان مرکزی اصفهان برای تبریک عید نوروز

بدون شرح !!!!

انتقال مسعود سیفی زاده به بند ۸ زندان اوین

پنج سال پس از شبی که بازداشت شدیم

حکم اعدام سه زندانی در لارستان اجرا شد




آخرین نظرات

اگر اتهامات واهی هست، چرا من رو نمیگیرن؟ چرا هزاران یا م...

حاج ناصر طلوعی بسیار انسان شریفی هست وهمیشه دنبال حل مش...

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...