Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: سحام نیوز تعداد بازدید:   1810 زمان ثبت:   00:23:31 1395-01-13
دردنامه «برادر زاده‌»ای که «عموی شهیدش» را مصادره کردند!
به گزارش بازداشت به نقل از سحام «سعید حسین‌زاده موحد» فعال مدنی محبوس در بند ۷ زندان اوین که اکنون در مرخصی استعلاجی به سر می‌برد، طی نوشته‌ای با عنوان «شرحی برای آگاهی و درد دل»، پرده از برخی جزییات درباره شهادت عموی خود، «حسن حسین‌زاده موحد» برداشته است.

پیش از این در خبری اعلام شده بود شهید «حسن حسین‌زاده موحد» که در روز اول فروردین سال ۱۳۹۵ به دلیل عوارض ناشی از جنگ هشت ساله ایران و عراق، به یاران شهید خود پیوست، عموی «سعید حسین‌زاده موحد» است که بارها برای آزادی برادر زاده‌اش از زندان اوین، دست به دامان دوستان سابق خود در سپاه پاسداران شد و آنان خواسته وی را اجابت نکرده بودند.

شهید «حسن حسین‌زاده موحد» یکی از آن بی‌شمار جانبازانی بود که برای حضور خود در جبهه‌های نبرد هشت ساله و دفاع از میهن، «منت»ی بر سر «مردم» نگذاشت و از رانت‌ها و مواهب بی‌شماری که برخی از هم‌رزمانش استفاده کردند و مردم را برای چند صباح حضور خود در میدان‌های نبرد «بدهکار» نمودند، استفاده نکرد. او در روز شهادت، مورد سوء استفاده وسیع رسانه‌های منتسب به اصولگرایان قرار گرفت، بدون آن‌که آن رسانه‌ها اشاره کنند که وی برای رهایی برادر زاده‌اش از بازداشت سپاه پاسداران، چه زحماتی را متقبل شد و خواسته‌اش نیز توسط دوستان سابق و سرداران فعلی هیچ‌گاه اجابت نگردید.

«سعید حسین‌زاده موحد» برادر زاده شهید «حسن حسین‌زاده موحد»، با نوشتن این دردنامه‌، برای نخستین بار به طور غیر مستقیم خبر را تایید کرده است.

متن نوشته این فعال مدنی را که تحت فشار برای بازگشت به زندان و ناتمام گذاشتن روند درمان بیماری‌های مزمن‌اش است را، در زیر می‌خوانیم:

۱- اسارت و جانبازی: طی عملیات کربلای پنج (شلمچه) رزمنده‌ای به نام «حسن حسین‌زاده موحد» پس از اصابت گلوله از پا درآمد. هم‌سنگری‌ها و دوستان، خانواده و آشنایانش فکر می‌کردند این‌بار دیگر جان سالم به‌در نبرده و به‌اصطلاح (شهید مفقود الجسد) شده است اما اشتباه می‌کردند. حسن که اولین بار در سن پانزده سالگی به زندان افتاده بود و مجموعا حدود نه سال در زندان‌های شاه حبس کشیده بود، این‌بار اسیر شد و به زندان صدام افتاد، و نزدیک چهار سال در زندان عراق زجرکش شد. (تلنگر: در این سال‌ها کسی از او حمایت نمی‌کرد و خبری از او به بیرون نمی‌آمد!)

۲- برادر زاده به‌جای عمو: «حسن حسین‌زاده» به علت ارتباط و همکاری با فعالین هیئت موتلفه‌ای و گاها سازمانی و فعالیت علیه حکومت شاهنشاهی به زندان افتاده بود، در حالی‌که برادر زاده‌اش «سعید حسین‌زاده» تنها به علت کارهای فرهنگی برای حمایت از کودکان کار و بی‌سرپرست و پرونده‌سازی پوشالی بر اساس مطالبی مغایر با معیارهای تیم بازجویی که روی هارد کامپیوتر ذخیره بوده است، به هفت سال حبس محکوم شده است. (طبق وعده‌ی مسئولین این حکم که عینا در دادگاه باصطلاح تجدیدنظر تایید شد، در شعبه اجرای احکام و با اعمال ماده ۱۳۴ به پنج سال حبس تعزیری غیر قابل عفو و تخفیف تبدیل می‌شود.)
مرحوم «حسن حسین‌زاده موحد» بر سر قبری که برایش ساخته بودند
۳- پس از آزادی اسراء در سال ۶۹: نزدیکان «حسن» به سختی او را می‌شناختند. حسن که شصت و پنج درصد جانباز شده بود، باقی عمر را روی ویلچر یا با دو عصایش، در خانه‌ای قدیمی و کوچک در یکی از محله‌های پایین شهر تهران گذراند. با گذر سالیان، تمام درد و رنج‌ها و خون‌ها توسط برادران متمول و قدرت‌طلب مصادره شد و امثال «حسین‌زاده موحد»ها که از بخور بخورها فاصله گرفته بودند با ناامیدی و ناتوانی روبرو شدند.

۴- ماه‌های آخر: چند بار به دوستان دوره انقلابش که هر کدام مقامی به دست آورده بودند رو انداخت و گفت: «برادر زاده‌ام اصلا سیاسی نبوده. کارهای خیریه و فرهنگی می‌کرده که اشتباها به‌جای یک فرد متواری به نام س… دستگیر شده است. یک‌سال و چند ماه است که با آسیب دیدگی‌های مختلف…»، دوستان دوره‌ی انقلابش دوستانه به او هشدار داده بودند که برادرزاده را فراموش کند و دیگر پیگیری نکند! بلاهایی که سر برادر زاده‌اش آورده بودند و تهدید برادر و همسر برادرش (پدر و مادر سعید حسین‌زاده) او را تحت فشار مضاعف روحی قرار داد. کسی که شکنجه و گلوله و زندان او را از پا در نیاورده بود، سرانجام در بامداد روز آخر سال ۹۴ در اثر سکته درگذشت.

۵- بهره‌برداری رسانه‌ای: رسانه‌هایی که دیگر مخاطبی برای‌شان نمانده و برخی از مسئولینی که خود در محکومیت برادر زاده «حسن حسین‌زاده» نقش داشتند، اسمش را در بوق و کرنا کردند، طبق رویه‌ی معمول‌شان به مصادره‌ی خون پرداختند، آن‌هم بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به برادر زاده‌اش و اتفاقاتی که در ماه‌های آخر «حسن» را تحت فشار قرار داده بود.

۶- خاتمه: جنگ و انقلاب‌های خونین هیچ‌گاه برنده‌ای نداشته است که چه مظلومیت‌ها و آه و ناله‌ها که بر باد رفت، بیهوده و بی‌ثمر…
در زندان روزهایی می‌آیند که آدم پیش خود فکر می‌کند کاش حداقل راهی برای مردن وجود داشت. سیزده سال حبس خنده را از صورتش محو نکرد اما… اما کاش این‌طور پیش نمی‌آمد.
.
که دنیا صاحبی بدعهد و خونخوار
زمانه مادری بی مهر و دون است
نه اکنون است بر ما جور ایام
که از دوران آدم تا کنون است
نمی‌دانم حدیث نامه چون است
همی بینم که عنوانش به خون است
تعداد همدردی=3
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دردنامه «برادر زاده‌»ای که «عموی شهیدش» را مصادره کردند!

شورش در بند ۱۰ زندان رجائی شهر

ادامه روند روزه اجباری در زندان رجایی شهر

تابستان پردردسر زندان اوین، از سم پاشی تا مسمومیت غذایی

تعداد زندانیان در زندان‌های اردبیل چهار برابر ظرفیت است

مجبور کردن زندانیان به گرفتن روزه از طریق توقف عرضه مواد غذایی

پیشنهاد شورای شهر تهران به قوه قضائیه: زندان اوین رایگان به شهرداری واگذار شود

پسر آیت الله کاشانی: اوین نباید منتقل شود

دیگرحبس زیر ۳ ماه نخواهیم داشت؛ بودجه دولت کفاف بازداشتها را نمی دهد

وضعیت غذایی نامناسب زندان اوین




آخرین نظرات

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...