Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بام تعداد بازدید:   1836 زمان ثبت:   21:49:31 1395-01-23
دلنوشته ای برای نیما فرزند کارگر مبارز بهنام ابراهیم زاده
به گزارش بازداشت به نقل از بام تعدادی از فعالین کارگری در کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری در دلنوشته ای برای نیما فرزند بیمار بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی زندان رجایی شهر نوشته اند: اینکه پدرت در مسیر مبارزه با فسادی محکم ایستاده است که همانند بیماری سرطان تو به جان همه مردمان سراسر میهن عزیز افتاده است و روز به روز کشور را در کام نیستی و نابودی بیشتر می کشند. در چشمان پدرت بخوان که در میان این همه یاران همراه پیش از همه به پشتگرمی تو دل بسته است. همچون پدرت مرد روزهای سخت باش روزهایی که باید با دست خالی به مبارزه برای آزادی رفت که بسیار سخت تر از مبارزه با بیماری سرطان است.

متن کامل این دلنوشته به شرح زیر می باشد:

نیمای عزیز سلام؛ آن روزگار گذشت که مادرت تو را در آغوش گرفته و در پی آزادی پدرت می دوید. امروز به تنهایی بیماریت را به دوش کشیده ای و به دنبال راه پدر کارهای پزشکی و مرخصی اش می روی و برای خود مرد محکمی شده ای. این روزها چشمان پدرت لبریز از اشک شوق است که می بیند چه قدر با عجله مرد شده ای و پیگیر کارهای او. چه قدر پر تلاش به وعده ای که دادستان مبنی بر اجازه حضور پدرت کنار تخت بیمارستانی که در آن دوباره مسیر پر درد و رنج درمان سرطانت را طی خواهی کرده است، امیدواری … و تلخ می خندند چرا که می داند این بازی جدید داستانی برای آزار روح و روان خانواده است.

نیمای عزیز، پدرت بهنام اگر مرام مسلک دادستان و بازجویان و یارانش را نمی شناخت که با این اراده و تلاش علیه آنان دست به افشاگری نمی زد. افشاگری هایی که شیشه عمر بی دادگاه هایش را هدف قرار داده است، می دانی نیما جان که سرطان از بیماری های سعب العلاجیست که باید با تمام توان و امیدواری به ریشه کن شدن آن به مبارزه اش رفت. پدر تو مثل همه پدرهای مسئولیت پذیر دوست دارد این روزها کنارت به پشتگرمی تو در این راه باشد، اما به خاطر همان حس مسئولیت پذریری قدم در راهی گذاشته که کمترین رنج آن دوری از تو و مادر صبورت در این روزهای سخت است.

پدرت در مسیر مبارزه با فسادی محکم ایستاده است که همانند بیماری سرطان تو به جان همه مردمان سراسر میهن عزیز افتاده است و روز به روز کشور را در کام نیستی و نابودی بیشتر می کشند.

در چشمان پدرت بخوان که در میان این همه یاران همراه پیش از همه به پشتگرمی تو دل بسته است. همچون پدرت مرد روزهای سخت باش روزهایی که باید با دست خالی به مبارزه برای آزادی رفت که بسیار سخت تر از مبارزه با بیماری سرطان است. مثل همیشه محکم و استوار کار خودت را بکن فراموش کن که سیستم قضایی حاکم بر این کشور که تحت سیطره مداخلت نابه جای نهادهای امنیتی است که گوششان به حرف حق بدهکار نیست آنقدر که دستور پزشکان معتمد خود را در بیمارستان فوق تخصصی محک که از قضا نهادی مردمی است مبنی بر ضرورت بودن پدرت در کنار تو و تحت نظر بودنت زیر نظر پزشکان محک را به سادگی نادیده می گیرد. سیستم حاکم توصیه و تاکید محک مبنی بر حضور پدرت در کنار تو را نادیده می گیرد با اینکه سر تا پای این سیستم درگیر سرطانی دردناکتر است یعنی همان فساد اداری.

نیمای عزیز، در آخر اینکه رفتار و برخورد تهدید آمیز دولت مردان و دستگاه قضایی با پدرت و مخالفت با مرخصی برای دیدن تو به مثابه حمله به حقوق مدنی و دموکراسی و رفتاری ضد انسانی و ضد فرهنگ است که به نوبه خود نوعی بیماری روانی در میان سرکردگان و حاکمان سرمایه است.

تعدادی از فعالین کارگری در کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری- فروردین ماه ۱۳۹۵
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دلنوشته ای برای نیما فرزند کارگر مبارز بهنام ابراهیم زاده

فرج الله بنگاله شهروند بهایی اهل شیراز بازداشت شد

اشتباه BBC در اعلام آمار تعداد بهاییان زندانی

تایید احکام زندان، شلاق و جریمه نقدی فاطمه اختصاری و مهدی موسوی

دادستانی پاوه برای سه شهروند کُرد حکم جلب و بازداشت را صادر کرد

بازداشت عباس عدالت، فعال ضدجنگ، استاد دانشگاه امپریال کالج و شهروند ایرانی-انگلیسی

وزیر اطلاعات از دستگیری یک عنصر تروریستی در غرب کشور خبر داد

تجمع هواداران آقای محمدعلی طاهری مقابل بیمارستان بقیه الله

یاشار رضوانی، شهروند بهایی ساکن تهران به تحمل ۲ سال زندان محکوم شد

شاهین ذوقی‌تبار به جمع اعتصاب کنندگان پیوست




آخرین نظرات

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...