Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   3784 زمان ثبت:   12:30:39 1395-02-12
ماجرای ترور غزاله عليزاده نويسنده كتاب «خانه ادريسي ها» در جريان قتل هاي زنجيره اي توسط سپاه پاسداران وزارت اطلاعات درايران
به گزارش بازداشت در قتل های زنجیره ای سپاه پاسداران وزارت اطلاعات که یک پروژه حذف فیزیکی با فتوای خمینی بود غزاله علیزاده هم در لیست جنایت قرار گرفت
خامنه ای ، رفسنجانی ،حسن روحانی که معاون وسایه عالیجناب سرخپوش بود،محسن رضائی سرکرده سپاه پاسداران، ولایتی وزیر خارجه و فلاحیان وزیر وزارت بدنام اطلاعات و بشارتی که ابتدا هزاران قتل در جهرم انجام داده بود وبعد شد شورفرماندهی سپاه که هم معاون وهم مشاور رفسنجانی در مجلس وهم تشخیص مصلحت بود وهم قائم مقام وزارت خارجه یعنی ولایتی که قتل های خارج کشوری را انجام دادند.این مجموعه هسته های اولیه این دستگاه جهنمی وجنایتکارانه ترور وقتل های زنجیره ای را پایه گذاری کردند

غزاله علیزاده که بود؟
«غزاله علی‌زاده» در سال 1325 در تهران به دنیا آمد. او در کنکور رشته‌ی ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش به رشته حقوق وارد شد. او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانش‌گاه تهران، برای تحصیل در رشته‌ی فلسفه و سینما در دانش‌گاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع او ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشته‌اش را به فلسفه‌ی اشراق تغییر داد و قصد داشت پایان‌نامه‌اش را درباره‌ی مولوی بنویسید، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمه‌کاره رها کرد. غزاله علی‌زاده که دوبار ازدواج کرده بود و هردوبار منجر به جدایی شده بود. یک دختر از بیژن الهی دارد و از دو دختر بی‌سرپرست مادرانه نگاه‌داری می‌کرد.
نخستین اثر غزاله علی‌زاده، «سفر ناگذشتنی» نام دارد که در سال 1356 منتشر شد. کتاب «خانه‌ی ادریسی‌ها» مهم‌ترین رمان دو جلدی اوست که سه سال پس از مرگش، جایزه‌ی «بیست سال داستان‌نویسی» را به خود اختصاص داد. یک سال پیش از مرگش به دعوت انجمن ایرانیان «وال‌دو مارن» در جنوب پاریس، به آن‌جا رفت و به خواندن قسمتی از قصه‌ها و داستان‌هایش پرداخت. «غزاله علی‌زاده» از کسانی بود که متن بیانیه 134 نفره از نویسندگان به نام «ما نویسنده‌ایم» را امضا کرد.
او در مصاحبه‌ای که پس از دریافت جایزه‌ی به‌ترین کتاب داستان سال 1373، با رادیو فرانسه داشت، درباره‌ی نقش ویژه‌ی زنان چنین گفت.

«زنان ایرانی تجربه‌های خارق‌العاده‌ای مثل انقلاب و بعد از آن، جنگ را پشت سر گذاشتند. انقلاب، تنها انگیزه‌ی من و هم‌کاران زن دیگرم برای نوشتن نبود، اما این واقعه‌ی تاریخی باعث شد که هرکدام وضعیت جدیدی در خودمان کشف کنیم. زن، جنس اعجاب‌آوری برای تحول ژرف و پای‌داری در برابر آن بود. نویسندگان زن ما هم شاید به این دلیل که جامعه‌ی مردسالار، آن‌ها را تک‌تک زنان ایرانی در گرداب این شرایط، هم جرات خودشان را نشان دادند و هم صبوری عجین شده با ذات زنان را، اما زیر بار زورگویی و ظلم نمی‌روند.
وادار به تحقیر می‌کند، سعی کردند با نیرویی مضاعف، پرواز کنند. میله‌های قفس و زنجیرهای پیرامون‌شان را بشکنند و خودشان را به‌عنوان انسان و نه سوژه‌ی صنفی، در جامعه تثبیت کنند.»
در مقایسه‌ی ادبیات داستانی و سینمای معاصر و این‌که کدام از این دو پرقوام‌تر است، «غزاله علی‌زاده» پاسخ می‌دهد .
«ادبیات داستانی این دوران، مثل معدنی است با رگه‌هایی از الماس که در تاریکی مانده‌ است.
ما زندانی زبانیم اما تصویر از هر دیواری می‌تواند بیرون بپرد. صف‌های طولانی سینماهای «شانزه‌لیزه» برای دیدن فیلم «زیر درختان زیتون» را از یاد نبریم. فرهنگ معاصر ایران به یاری سینما، دور کره‌ی کوچک زمین می‌گردد. ما سازندگان فرهنگ نوشتاری در سایه مانده‌ایم.
یکی از ویژگی‌های گونه‌ی ادبی زنان هم‌ذات پنداری غریزی نویسنده با شخصیت یا قهرمانی است که خلق می‌کند. نویسنده ادبیات را آینه‌ای می‌داند که می‌تواند خود وهمه زوایای تاریک روشن زندگی عاطفی و اجتماعی خود را باز ببیند. با توجه به تکرار مضمون و موضوع جست‌وجوی عشق در داستان‌های علی‌زاده به نظر می‌رسد که نویسنده خود در دنیایی بی‌عشق به دنبال عشق می‌گردد. زوج‌های داستان‌های غزاله همیشه دردی جان‌کاه را تحمل می‌کنند. دردی که آن‌ها را به تنهایی و انزوا می‌کشاند.
او در وصف خودش می‌گوید «دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمی‌شناختم. کی دنیا را می‌شناسد؟ این توده‌ی بی‌شکل مدام در حال تغییر را که دور خودش می‌پیچد و از یک تاریکی می‌رود به طرف تاریکی دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رویا می‌بافیم، فکر می‌کنیم می‌شود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه‌ی حیرت‌انگیز از حیوانیت در خود و دیگران.
و ما نسلی بودیم آرمان‌خواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رویا، حیرت می‌کنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانه‌ی عقل و معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژه‌های مقدس داشتیم، آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفته‌ای داشت.
از خودم چه بگویم؟ بگذارید زمان قضاوت کند. در گردونه‌ی سوگ‌های طنز‌آمیز زندگی، رسیده‌ام تا این‌جا، به انتظار شوخی‌هایی که در راه هستند، با بود و نبود انسان. متحد نیستیم. اگر حرمت‌گذار یک‌دیگر باشیم، می‌توانیم جهانی شویم.»
...غزاله ...در بیست و سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۵تاکنون در «امام‌زاده طاهر» کرج به خواب ابدی فرو رفته است.
علت مرگش را هم عده‌ای مشکلات زندگی خانوادگی، بیماری جسمی، دشواری‌های فعالیت‌های ادبی و بی‌اعتنایی مخاطبان قدرناشناس دانستند.
اما وزارت اطلاعات وهمان هسته جنایتکارانه قتل های زنجیره ای ودستگاه های رسانه ای وتبلیغاتی سعی کردند که وانمود کنند او بیمار بود وخودکشی کرده که البته بجز یک مشت بریده وواداده ووامانده را که تن به ذلت داده بودند را نفریفت .
وزارت اطلاعات وتیم ویژه سپاه کنترل جواهرده را بدست گرفتند تا با خیال راحت وبدون هیچ ردی سناریوی خودکشی را اجرا کنند .
ابتدا وارد ویلای او شدند وهمه مدارک او را مصادره کردند بعد بزور او را وادار به خوردن قرصها ونوشتن یادداشتی کردند که وانمود شود که خود کشی کرده است متن او را عوض کردند دوباره او را وادار کردند که بنویسند کسی در مرگ من دخالت نداشت بعد او را خفه کرده وکشتند بعد هم پیکر بیجان او را بین دو صخره دار زدند اما خبرهای درزکرده از روستا وگزارش تحرکات سپاه ولباس شخصی ها در جواهرده همه چیز را برملا نمود.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

ماجرای ترور غزاله عليزاده نويسنده كتاب «خانه ادريسي ها» در جريان قتل هاي زنجيره اي توسط سپاه پاسداران وزارت اطلاعات درايران

احتمال دیپورت یک مهاجر کرد از دانمارک به ایران

پدر عبدالله بزرگزاده بازداشت شد

نازنین زاغری به زندان اوین بازگشت

اعتراض قدیانی به حکم نرگس محمدی: مصداق بارز اختناق است

مرور آخرین وضعیت حقوق بشر در ایران

گفتگوی نیمه رسمی با غلامحسین دهقانی سفیر ایران در سازمان ملل (طنز)

ﺍﺳﺎﻣﯽ ۲۷ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ اهل سنت ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ در ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺟﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ

۲۰۰ روز بی خبری از وضعیت فعالان اهل سنت بازداشت شده در گلستان

جلال محمدلو فعال سیاسی به زندان بازگشت




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری