Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   2396 زمان ثبت:   23:12:05 1395-02-13
لیوان‌چای پدرم روی میز مانده بود /روایتی از ناپدیدی یوسف سیلاوی شهروند عرب اهوازی
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا یوسف سیلاوى شهروند عرب اهوازی از تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۸۸ اندکی پس از بازگشت از دیدار دخترانش از سوریه از منزل مسکونی‌اش ناپدید و علی‌رغم تمامی پیگیری‌های خانواده، خبری از وی حاصل نشده است. وی در سفارت ایران در دمشق همراه دخترش مونا مورد سئوال و جواب قرار گرفته بود و با وجود این‌که هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشت، بنا بر اعلام غیررسمی مسئولان امنیتی به‌جهت بازگرداندن دخترانش مونا و شیما که در سوریه به پناهندگان عرب خدمات ترجمه ارائه می‌دادند، به گروگان گرفته شد. اما تاکنون هیچ‌یک از نهادهای امنیتی ایران مسئولیت بازداشت و نگهداری وی را برعهده نگرفته و حتی پس از گذشت یک‌سال از ناپدیدی برخلاف روال قانونی از صدور گواهی فوت خودداری کرده و اعلام می‌کنند وی فوت نکرده‌است.

یوسف سیلاوى متولد ٣ اردیبهشت ١٣٣٨، فرزند عباس متولد اهواز از روز ١٧ آبان ١٣٨٨ ناپدید شده و جست‌وجوی خانواده‌اش برای پیدا کردن او بی نتیجه مانده است.

شیما سیلاوی، دختر آقای یوسف سیلاوی در مورد چگونگی ناپدید شدن پدرش گفت: “در آن زمان من و خواهر بزرگترم در کشور سوریه درس می‌خواندیم و پدرم به تازه‌گی از پیش ما برگشته بود ایران و مادرم هم پیش ما مانده بود. یکی از دوستانش با ما تماس گرفت و گفت پدرمان در را باز نمی کند. ایشان به ظن این‌که اتفاقی افتاده در را می‌شکند، اما پدرم خانه نبوده. پول های نقد، مدارک شناسایی و هیچ چیز دست نخورده بود. لباس‌هایش آویزان بودند. حتی لیوان چای پدرم روی میز بود.”

خانم سیلاوی در ادامه افزود: “مادرم به ایران بازگشت و تمام بیمارستان‌ها، ترمینال‌ها و سردخانه‌های شهر را جستجو کرد اما اثری از وی نبود و از شهر هم خارج نشده بود. هیج یک از ارگان‌های دولتی و نهادهای امنیتی هم مسئولیت بازداشت او را به عهده نگرفتند.”

دختر این شهروند مفقود شده در جواب این سئوال که آیا پدرش فعالیت خاصی داشته یا خیر خاطرنشان کرد: “پدر من ابدا اهل فعالیت‌های سیاسی و غیره نبود. اما در میان بستگان ما از فعالین سرشناس عرب بود. از طرفی من و خواهر بزرگترم که در سوریه درس می خواندیم، به پناهندگان عرب که در دفتر سازمان ملل سوریه برای رفتن به یک کشور سوم درخواست داده بودند، خدمات ترجمه ارائه می دادیم. خواهرم بیشتر از من فعال بود و بارها سفارت ایران در دمشق وی را احضار، مورد تطمیع، بازخواست و تهدید قرار داده بود. زمان بازگشت پدرم به ایران خواهرم هم همراهش به سفارت ایران رفته بود و کارکنان سفارت بیرون از ساختمان از وی سئوال و جواب کردند.”

خانم سیلاوی در ادامه گفتگو با مطرح کردن سه نکته اصلی اعلام کرد ما به یقین رسیده ایم که پدرم را برای بازگرداندن ما به ایران بازداشت کردند. اما چون وی فعالیتی نمی‌کرد بازداشت او مثل صدها مورد دیگر در هیچ نهادی ثبت نشده است و مسئولیتش را به‌عهده نمی‌گیرند.

وی در توضیح این سه نکته تصریح کرد: “اول این‌که آن دوست پدرم که به ما اطلاع داده بود پدرم مفقود شده، توسط ماموران امنیتی سپاه بازداشت شد و تهدید شده بود که چرا این ماجرا را پیگیری می کنی، در غیر این‌صورت برای خودت نیز دردسر می شود. ایشان از آن پس حتی ارتباطش با ما را نیز قطع کرد. دوم این‌که یکی از مسئولین سپاه پاسداران به طور غیررسمی به مادرم گفته بود اگر می‌خواهی شوهرت را دوباره ببینی به دخترانت بگو به ایران بازگردند. نکته سوم این‌که مادرم بعد از یکسال از ناپدیدی در پروسه‌ی دنبال کردن کارهای بیمه و حقوق بازنشستگی پدرم که از کارکنان سابق اداره برق بود، در اداره مربوطه که بایستی گواهی فوت طبق روال قانونی بعد از یک‌سال از ناپدیدی صادر می‌شد، کارمند آن اداره تلفنی می‌زند و بعد به مادرم می‌گوید شوهر شما زنده‌است و ما از صدور چنین گواهی معذوریم.”

شیما سیلاوی در پایان تاکید کرد: “پدر من فعال نبود و قوانین را نمی‌دانست. اگر مانند بعضی از فعالان هنگام بازداشت سروصدا می‌کرد و اسمش را فریاد می‌زد و از رهگذران برای بازداشتش شاهد جمع می‌کرد، این‌گونه نمی‌شد. ما هم وسط جنگ سوریه گرفتار شدیم و نتوانستیم صدای‌مان را به جایی برسانیم، تا اینکه به اروپا آمدیم و با خواهرم از طریق نهادهای بین المللی حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین الملل پرونده مفقودی پدرم را دنبال کردیم. از تمامی خانواده‌های زندانیان و مفقودین می‌خواهم در مورد عزیزان‌شان اطلاع رسانی کنند تا همه بدانند چنین قربانیانی وجود خارجی دارند و حکومت جمهوری اسلامی باید در قبال آن‌ها پاسخگو باشد.”

شایان ذکر است، چندی پیش سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای در مورد آقای یوسف سیلاوی خواستار اقدام فوری در جهت مشخص شدن سرنوشت وی شد.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

انتقال چهار زندانی محکوم به اعدام در زندان مرکزی کرج به سلولهای انفرادی جهت اعدام

لیوان‌چای پدرم روی میز مانده بود /روایتی از ناپدیدی یوسف سیلاوی شهروند عرب اهوازی

دست‌کم ۱۰ زندانی در قزل حصار اعدام شدند

۱۴ اعدام دیگر در ایران

انتقال ارژنگ داوودی به اندرزگاه ۱۰ زندان رجایی‌شهر

اعدام یک زندانی در زندان میان‌دوآب

انتقال ۵ زندانی جهت اعدام در ندامتگاه مرکزی کرج

یغما گلرویی پس از بازداشت در انفرادی های بند ۲۰۹ به سر می برد

نازنین زاغری احتمالا به سلول انفرادی بازگردانده شده است

بیش از ۵ هزار زندانی محکوم به اعدام در انتظار تصمیم مجلس/ کاهش مجازات به ۲۰ تا ۳۰ سال حبس در صورت تصویب




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری