Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(319)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(231)

خانواده(77)

پرونده(979)

سلامت(403)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(954)

حقوق بشر(207)

انتقال(294)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(974)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: اخبار اقلیتها تعداد بازدید:   2540 زمان ثبت:   00:53:19 1394-08-04
زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی
ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی است که به دلیل اعتقادات خود در زندان به سر می برد در زیر زندگی نامه او ،که به نقل از خود ایشان و به گزارش اخبار اقلیتهای مذهبی تهیه شده است را می خوانیم.

ابراهیم متولد ۸/ ۱۰/ ۱۳۶۵ شمسی درشهر همدان است . وی چهارمین و اولین فرزند پسر خانواده بود که یکی از خواهرانش را در حادثه جنگ از دست داد و در سن پنج سالگی صاحب برادر دیگری شد. پدر ابراهیم راننده بود وبیشتر روزها را در سفر بوداو در تابستان و عیدها ابراهیم را با خود به شهرهای مختلف می برد.

وی دوران ابتدایی خود را در دبستان حافظ واقع در خیابان شهدای همدان سپری کرد و از دانش آموزان بازیگوش ولی درس خوان مدرسه بود تا اینکه پدر خود را در اثر حادثه رانندگی ، زمانیکه کلاس چهارم ابتدایی بود از دست داد. دوران ابتدایی برای او با فراق پدر گذشت و خواهر بزرگ وی نیز ازدواج کرده و به خانه بخت رفت.

ابراهیم چند ماهی از دوران راهنمایی را گذراند اما به علت مشکلات مالی تصمیم به ترک تحصیل گرفت و مشغول به کار در مغازه صافکاری اتومبیل شد. اما طولی نکشید که دلش برای مدرسه تنگ شده و تصمیم گرفت به تحصیل ادامه داده و در کنارش شغل نیمه وقت نیز داشته باشد.

او مجدد در مدرسه ثبت نام کردو سه سال بعد را در مغازه تعویض روغنی که در کنار مدرسه راهنمایی اش بود مشغول به کار شد و هنگامیکه مشتری نبود به درس هایش می رسید ، چون پدر ابراهیم راننده کامیون بود تمامی افراد آن منطقه محبت خاصی به دلیل دوست و ارادتی که به پدر او داشتند به ابراهیم داشتند.

با به پایان رسیدن دوران راهنمایی وارد دبیرستان شده و در شروع نوجوانی همانند دیگر نوجوانان با مسایل عاطفی درگیر شد ، در حالیکه راهنمای دلسوزی نداشت. پس از درس دور شده و به دنبال کار تمام وقت گشت ، در حالیکه اینبار علاوه بر مشکلات اقتصادی ، وابستگی عاطفی نیز به آن اضافه شده بود و تصمیم به یافتن شغلی با درآمد خوب برای او کاملا جدی شده بود. با توجه به اینکه حقوق مغازه تعویض روغنی نیز کفایت نمی کرد از آنجا خارج شد ، او مشاعل مختلفی را امتحان کرد از کار در مغازه لوکس فروشی گرفته تا کار در کوره سرامیک سازی اما این مشاغل او را راضی نمی کرد. بواسطه شغل سابق، با چند نفر آشنایی داشت و در سن پانزده سالگی به سراغ شغل پدر رفت و سه سال بعنوان کمک راننده تریلی مشغول به کار بود ، درآمد خوبی داشت ولی بعلت نداشتن گواهی نامه رانندگی ، حقوق درستی دریافت نمی کرد .

او در سن هجده سالگی، در یک جمعه خاطره انگیز به دلیل نداشتن سرپرست ، کارت معافیت از خدمت را دریافت کرد و از آنجاییکه برادرش کودکی را پشت سر می گذاشت او احساس کرد که خانواده اش به یک سرپرست احتیاج دارد و به همین دلیل تصمیم به تغییر شغل گفت. او منزل پدری خود را در همدان فروخت و در حومه تهران یک منزل خریداری کرد و در یک شرکت تولیدی قطعات خودرو مشغول به کار شد . ابراهیم به دلیل داشتن سوابق فنی در دو شغل گذشته خود، خیلی زود سرپرستی خط تولید را به دست گرفت ، شروع این زندگی جدید برای ابراهیم همزمان با ایمان آوردن او به عیسی مسیح بود.

او از کودکی طعم فقر را چشیده بود و اکنون می توانست درآمد مناسبی کسب کند و در ضمن وابستگی های دوران نوجوانی را نیز به خاطرات سپرده بود. وی از طریق شبکه های ماهواره ای با مسیحیت آشنا شد. کشمکش های بسیاری را طی کرد تا در نهایت مسیح را در قلب خود دریافت نمود و احساس کرد که دیگر آن انسان قبلی نیست و خداوند مسیر جدید و مهمی برای او گشوده است .

ابراهیم تمام وقت آزاد خود را به مطالعه کتاب مقدس و بررسی مسیحیت پرداخت و عشق خدمت به خداوند عیسی مسیح در او شعله گرفت . ابتدا خدمت خود را با خرید انجیل و پخش آن در اطرافیان خود آغاز نمود و مدتی بعد با جوامع مسیحی آشنا شد که آنها بیشتر توانستند او را در این عشق یاری کنند. چون ابراهیم تا سوم راهنمایی درس خوانده بود امکان دانشگاه رفتن برایش نبود اما در دانشکده مجازی ۲۲۲ ثبت نام نمود و از این طریق توانست آموزش های فراوانی ببیند سپس با کانون یوحنای رسول در تهران آشنا شد و ۱سال دیگر در این مدرسه کاتولیک تحصیل کرد تا اینکه در ۲۸/۱۰/۱۳۸۹ وزارت اطلاعات او را به دلیل توزیع انجیل و تشکیل کلیسای خانگی بازداشت و در نهایت به ۱۰ماه حبس محکوم نمود.

او پس از اولین آزادی خود به محل کار قبلی خود بازگشت وبا اینکه می دانست دوباره بازداشت می شود ولی با عشقی که به خداوند عیسی مسیح پیدا کرده بود همچنان به فعالیت های عقیدتی خود ادامه می داد. این اتفاق در تاریخ ۱۷/ ۱۲/ ۱۳۹۱ رخداد و ماموران وزارت اطلاعات وی را در محل کار، دستگیر کرده و به جرم تبلیغ مسیحیت,و به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز واقع در استان سیستان و بلوچستان محکوم کردند .

اما این محکومیت ها وزارت را راضی نکرد و آنان دست به پرونده سازی با اتهامات سنگین تر زدند و در نهایت ۵ سال حبس در حکم بعدی از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران گرفتند تا این محکومیت ها ارزش وقت و هزینه ای که برای ابراهیم می گذارند را داشته باشد.

ابراهیم فیروزی در دادگاه ها خود را مسیحی نوکیش معرفی نمود و مدعی است که هیچکدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران را زیر پا نگذاشته است و مخالفتی نیز با حکومت ندارد اما چون حکومت ایران سعی دارد جلوی پخش شدن انجیل نجات بخش را بگیرد با اتهامات ناروا و ناحق و غیر واقعی، سنگ جلوی پای او می اندازند.اکنون ۲۲ ماه از پرونده سازی سوم برای او می گذرد و هنوز حکم ۵ سال بدوی وی معلوم نشده است و وی در زندان رجایی شهر مدت حبس غیر قانونی خویش را می گذراند…..
تعداد همدردی=2
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی

حمایت از احسان مازندرانی توسط هنگامه شهیدی عضو حزب اعتماد ملی

گزارشی از آخرین وضعیت روئین عطوفت در زندان اوین

مهندس امیر خرم، از جانبازی برای دفاع از خاک ایران تا زندان برای دفاع از منافع ملی

هيئت تصمیم گیرنده قتل عام سال شصت و هفت

بلاتکلیفی های طولانی مدت زندانیان متهم به قتل در زندان مرکزی زاهدان

صابر مامدی در زندان سلماس حبس ابدش را سپری میکند

جزئیات عفو ۶۶۹ نفر از محکومان به حبس به مناسبت اعیاد شعبانیه

یک زندانی در همدان اعدام شد

نگرانی نسبت به وضعیت یک زندانی کرد در تبریز




آخرین نظرات

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..