Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: کلمه تعداد بازدید:   1648 زمان ثبت:   17:40:06 1395-03-12
انتظار برای پایان هفت سال انفرادی
به گزارش بازداشت به نقل از کلمه
فخرالسادات محتشمی‌پور:

می گویم: می خواهم با تو روزه داری کنم تا که بیایی

می گوید: نه عزیزم توانت را ذخیره کن برای ماه صیام که نزدیک است

می گویم: دوست دارم با تو همراهی کنم لااقل در این روزهای پایانی. همیشه به تو غبطه خورده‌ام همیشه روزه‌دار من! همیشه از تو جا مانده‌ام ای گام نهاده در صراط مستقیم!

می دانم نگاه داشتنش در زندان پس از ۱۵ خرداد غیرقانونی است می دانم که به زودی می آید. خانه دلم نورباران است با یادش و خانه بی تاب آمدنش… گل های محبوبه شب و رازقی ها زود شکفته اند از ذوقشان. تراس روزهای پر از رنگ است و شب ها پر از عطر و کبوتری دوباره تخم گذاشته در تراسمان درست مانند شب عید نوروز

اجاق خانه گرم می شود…

امروز دوشنبه: نزدیک افطار است دلم هوایش را کرده هیچ تصویری از خانه ۶ ساله اش ندارم بند تنهایی اش. از سلول دو الف تصویری دارم که به سلول او در ۹ ماه حبس غیرقانونی اش نزدیک است اما از این بند «متادون» که شد بند «زنان» و بالاخره بند «مصطفی» تصویری ندارم. می دانم که به آن عادت کرده. به سلول به بند به اوین. می دانم که هیچ دیواری او را از مردمش جدا نکرده و نمی کند. می دانم با خدایش عاشقی ها کرده در همان تنهایی تحمیل شده غیرقانونی ولی دیگر باید بیاید.
بی قرارم نه تاب در خانه بودن دارم و نه طاقت بیرون ماندن. تمنای دیدنش لحظه به لحظه بیشتر می شود درست مثل روزهای اول آشنایی که دلتنگ صدایش می شدم و هوای دیدنش را داشتم. درست مانند آن ۴۵ روز انفرادی در زندان سپاه که بزر گترین شکنجه، ممنوع الملاقاتی اش، را در حقم روا داشتند.

پنجره خانه سعادت آباد مرا خوب به یاد دارد وقتی شب ها دیرهنگام از پشت پرده اش به کوچه سرک می کشیدم و چشم ها را تا بلوار خوردین می دواندم و گوش به صدای ماشین ها می دادم تا صدای یک ترمز مقابل درب خانه بی قراری ام را خاتمه بخشد. سال ها ممارست باعث شد سرانجام از دلشوره های ارث رسیده از مادرجان هراسیده از هجوم ساواک رها شوم. اما درست از شامگاه ۲۲ خرداد این شور لعنتی بازگشت و در دل سودایی من جا خوش کرد. شامگاه ۲۳ خرداد همزمان با شب ولادت مادرمان زهرای مرضیه صفحه دیگری از زندگی ما ورق خورد و من از همان لحظه قلم به دست گرفتم تا هم زمان با نگارش قلم تقدیر بر کتاب زندگی ام، گوشه ای از آن چه بر من و بر ما گذشت بنگارم. و تو گویی مرکب آن قلم مرهمی بود بر زخم های عمیق دل رنجورم!

همه دلشوره های تازه ام را درست از شامگاه دهم اسفند که بچه های سپاه درب ماشین ما را پشت ترافیک چهارراه طالقانی گشودند و مهاجمانه به ون خودشان منتقل کردند و به اوین رساندند در همان اتاق بازجویی و در همان اتاق انگشت نگاری و در همان سلول شماره … دو الف دفن کردم که سبکبار و استوار بمانم.

حالا بی قراری ام تنها از سر دلتنگی است وگرنه ایمان دارم «گر نگهدارش آن است که من می دانم شیشه را سال هاست در بغل سنگ نگهداشته است.»

نزدیک افطار است و دلم می‌خواهد او را در خیالم مجسم کنم. نمی توانم! تصویری از بند تنهایی اش ندارم با نام خدا خرما را در دهان می گذارم و چای داغ را می‌نوشم. دعایم اللهم فک کل اسیر است همه اسرایی که جایشان زندان نیست. یاد افطار بعد از آزادی از انفرادی ۴۵ روزه در دو الف می افتم در منزل پدرجان که با دیدن من یک الحمدلله از ته دل گفت و سفارش افطاری را داد تا روزه ام را باز کنم. آن شب که چشمان مادرجان می خندید. ساعتی قبل من سر به دیوار اتاق ملاقات حضوری دو الف گذاشته بودم و اشک می ریختم. بازجو می گفت: خداحافظی کنید. دیر شده کادر اداری می خواهند بروند. خانواده بیرون منتظر شما هستند. من می گفتم: چطور می توانم عزیزدلم را این جا بگذارم و بروم؟؟؟ همه دلخوشی ام در این روزها این بود که در هوایی نفس می کشم که او ماه هاست تنفس می کند. می گفتم: نمی توانم بروم. با خود قرار گذاشته بودم که همراه او بیرون بروم. بچه ها پدر و مادرشان را با هم می خواهند. بازجو می گفت: شما بروید بیرون فضا را آماده کنید تا انشاء الله آقای تاجزاده هم بیاید. و من آمدم و بیش از ۵ سال گذشت و او همه روزه های ۶۶ ماه اش را در بند انفرادی اش افطار کرد و من منتظر ماندم تا همه روزهای حکم تمام شود. حکمی که برای خوردن «میوه ممنوعه» نقد منصفانه مشفقانه به او تحمیل شده بود!

و حالا به ۱۵ خرداد نزدیک می شویم و من بی قرار آمدنش هستم. و این روزهای پایانی کند و دیر سپری می شوند. می دانم پس از پایان حکم نگاه داشتنش در زندان غیرقانونی است درست مانند در انفرادی نگاه داشتنش که منجر به نزدیک ۶۷ ماه روزه اعتراضی شد. و نیمه خرداد نقطه عطفی در تاریخ کشور ماست!
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

انتظار برای پایان هفت سال انفرادی

عفو بین‌الملل فراخوان داد: برای آزادی محمدعلی طاهری نامه بنویسید

آزادی صلاح‌الدین رنجبر مدیر تلگرامی در ارومیه با تودیع وثیقه

پيوستن ۶ زندانی سياسی-امنيتی به اعتصاب غذای يك زندانی سیاسی زندان اوین

فرهاد سلمانپور ظهیر با اتمام مرخصی به زندان اوین بازگشت

زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی اعدام شدند

درخواست احمد شهید از ایران برای توقف حکم اعدام علیرضا مددپور و ۱۱ نفر دیگر

آگوشی به حفاظت زندان زاهدان احضار شد

محکومیت محمد کریمی به یک سال حبس تعزیزی

انتقال تعدادی زندانی محکوم به اعدام به انفرادی در رجایی شهر




آخرین نظرات

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری