Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   2280 زمان ثبت:   17:24:38 1395-05-12
دلنوشته مادر ریحانه جباری ، تشتی پر از خون . خون جوان . خون شهرام احمدی
به گزارش بازداشت به نقل از نه به اعدام با خبر شدم به خانواده شهرام احمدی اطلاع داده اند که برای انجام ملاقات آخر به زندان مراجعه کنند . آتش دنیا توی دلم ریخته برای مادرش که توان آمدن به تهران را ندارد . او بعد از اعدام بهرام فلج شده . از لحظه ای که خبر را شنیدم آشفته ام . لحظه به لحظه دوم آبان 93 برایم تداعی میشود . مسیر خانه تا نزدیک ورامین . دیدن مادرم که پشت در کوچک زندان روی زمین نشسته و چادرش خاکی شده بود . اشکایش که روی صورت رنگ پریده و پژمرده اش میریخت . تاکید روی اینکه همینجا گریه هایمان را بکنیم تا وقت ملاقات هیچکداممان اشکی نباریم . بازرسی بدنی . ورود به محوطه داخلی زندان . دیدن ریحانه با تن داغ و تبدار . حضور بیش از ده نفر مامور و مسئول . آرامش ریحان . آعوش . بوسه .حرفهای درگوشی و تلاش ماموران برای لب خوانی . اصرار برای دانستن محل اجرای حکم . محرمانه بودن محل . رفتن پدر و مادرم به گوشه ای برای نمازی که در حال قضا شدن بود . التماسم به ریحان که چیزی بخواهد تا برایش انجام دهم . پاسخش آرام و توی توی گوشم . آغوش و بوسه و حرفهای آخر . سربازی که شیشه آب معدنی را به دستم داد تا پشت سرش آب بریزم . آغوش و بوسه و امیدواری به اینکه فردا تو را باز خواهیم دید . فرو رفتنش در آغوش فریدون . مکث . حرفهای در گوشی . پیچیدن دستهای فریدون دور بدن ریحان و بلند کردنش از زمین . سر دختری بلند بالا روی سینه ی پدری لرزان . آغوش . بوسه . به امید دیدار گفتن . تماشای قامتی که دور میشد . رد شدن از در میله ای . به زبان آوردن کلمه ی خداحافظ . بلند و واضح . خم شدن زانوی خواهرم و نشستنش روی زمین حیاط زندان . تماشای چشمهای درشتی که یک لحظه به عقب برگشت و زود نگاهش را دزدید . جمع کردن چادر دور کمر . رد شدن از در آهنی . پنهان شدن همه عشق و آمال و آرزوهایم پشت دیوار . نوبت فریاد بود . آااااای خداااااا . خروج از ساختمان زندان . تلفن به جلال سربندی . شنیدن اینکه خبر ندارند امشب اجرای حکم است . قول گرفتن برای اینکه اگر فهمیدند باید کجا بروند به ما هم خبر بدهند . جاده بی پایان ........آن شب مجبور شدم در چهار زندان را بکوبم شاید خبری بدهند که دخترم کجاست . پدر و مادرم نمازهای یک شبانه روز را در زندانهای مختلف خواندند . ظهر و عصر در شهر ری . مغرب و عشا و نماز صبح فردا پشت رجایی شهر . نقطه پایان بر ایمان . آغاز زلزله در بینش . شکستن دل ....بقیه را بگذاریم و بگذریم .خانواده احمدی در حال عبور از جادهبا چشمهای باز به مناظر کنار جاده نگاه میکنند . اما در سرشان چیز دیگری میگذرد . هر کدام به تناسب حال خودش . اما در یک چیز مشترکند . دلشوره . این ساعات را میگذرانند در حالی که انگار یک نفر توی دلشان نشسته و دارد به رختهای توی یک تشت چنگ میزند . تشتی پر از خون . خون جوان . خون شهرام احمدی . یک قبیله دلشوره دارند برای پسر جوانی که 34 ماه را در انفرادی بود . در حالیکه هنوز 24 سالش هم نبود . یه طایفه برای شهرام دلشوره دارند . و هزاران نفر چون من ، در حال بازسازی لحظات رفته بر خود هستند .
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دلنوشته مادر ریحانه جباری ، تشتی پر از خون . خون جوان . خون شهرام احمدی

گزارشگران ویژه سازمان ملل آزادی سه هنرمند ایرانی را خواستار شدند

روزبه گیلاسیان و الهه سروش‌نیا در بازداشتگاه اطلاعات سپاه

بی خبری از وضعیت ۵ شهروند مسیحی بازداشت شده

ادامه بازداشت و بلاتکلیفی دستگیرشدگان نصیرآباد سرباز پس از 570 روز

دکتر منیژه فاتحی پس از گذشت ۱۶۵ روز از دستگیری توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ، هم‌چنان در شرایط نامعلومی به‌سر می‌برد

امیر مهدی جلایری دبیر حزب اراده ملت خراسان جنوبی، بازداشت شد

داود نعمتی آزاد شد

جوان متهم به قتل در آستانه اعدام

افزایش بازداشت‌های امنیتی در اهواز




آخرین نظرات

اگر اتهامات واهی هست، چرا من رو نمیگیرن؟ چرا هزاران یا م...

حاج ناصر طلوعی بسیار انسان شریفی هست وهمیشه دنبال حل مش...

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...