Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   2022 زمان ثبت:   14:47:56 1395-05-19
دوشنبه سیاه زندان رجایی‌شهر کرج؛ ناگفته های از اعدام پرشمار زندانیان سنی‌مذهب
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا روز دوشنبه یازدهم مردادماه با یورش بی سابقه گارد سیاهپوش زندان رجایی شهر کرج ۳۷ زندانی سنی مذهب محکوم به اعدام با دستبند،پابند و چشم بند تحت تدابیر شدید امنیتی به سلولهای انفرادی منتقل و روز بعد دستکم ۲۰ تن از آنان اعدام شدند. با گذشت زمان جزییات بیشتری از وقایع “دوشنبه سیاه” زندان رجایی شهر بدست می آید، شرح رویدادهای این روز را به روایت منابع دست اول در ادامه بخوانید.

بر اساس اطلاعات تکمیلی حاصله از منابع متعدد دست اول، روز دوشنبه ۱۱ مردادماه ساعت پنج و نیم عصر نزدیک به یکصد نیروی ویژه، تمام هواخوری های زندان را تعطیل کردند، در همین زمان همه مرخصی‌های کارکنان بطور کامل لغو شد و زندان به دستور نیروهای ویژه اطلاعات (یا اطلاعات سپاه) در اختیار آن‌ها قرار گرفت. همه ی کادر زندان به زندان فرا خوانده شدند. روسای بندها که در روزهای معمولی بعد از ساعت سه عصر از زندان خارج می شوند همه به دستور رئیس زندان به سر کار بازگشتند.

از اولین نشانه های غیرعادی بودن این روز باید اشاره کرد که زندانیان سنی‌مذهب کرد از مرغ‌های منجمد یا گوشت‌هایی که در زندان در بعضی از مواقع در فروشگاه موجود بود، هرگز استفاده نمی کردند. بر این اعتقاد بودند که «ذبح آنها نادرست و حرام است». فقط گوشتی را می خوردند که خودشان ذبح کنند. مسئولین زندان ماه‌ها بود که با خرید گوسفند زنده مخالفت کرده بودند. ولی در روز دوشنبه‌ بطور «معجزه آسایی» رئیس زندان آقای مردانی بسیار خوش اخلاق شده و با خرید دو گوسفند زنده بعد از ماه‌ها انتظار موافقت کرد و به آن‌ها اجازه داد که همان روز در آشپزخانه زندان گوسفندان را خودشان ذبح کنند. این زندانیان موقع حمل گوسفندان به داخل سالن به زندانیان دیگر سالن‌ها هم قول دادند برای‌شان تا شب گوشت قربانی خواهند فرستاد.

نزدیک به صد نفر نیروی ویژه و مسئولین رده بالای زندان روبروی سالن دوازده صف کشیدند. درب پایین سالن باز شد و گارد با اسلحه، باتون های برقی، گاز اشک آور، لباس‌های ویژه وکلاه‌های ماسک دار، با تمام قوا به سالن ده که تعداد سی‌و‌هفت زندانی سنی‌مذهب در آن سکنی داشتند حمله کردند.

ساعت پنج‌ونیم عصر، ماموران با «کلاه‌های درپوش دار» یکی یکی زندانیان سنی‌مذهب را پایین آورده، پابند و دست‌بند از پشت زدند. با چسب پهن دهان آن‌ها را بستند و با کشیدن کیسه ای بر سر آن‌ها، به سمت «کریدور مادر» و سلول‌های انفرادی بند پنج این زندان برده شدند.

حدود یک‌ساعت انتقال ۳۷ زندانی سالن ۱۰ به این شکل و با خشونت طول کشید و سپس به دستور رئیس زندان درب این سالن خالی را جوشکاری کردند.

تمامی تماس‌های و خطوط تلفن زندان قطع شده بود، دستگاههای پارازیت انداز برای جلوگیری از اتصال موبایلهای زندانیان فعال شده بودند و زندان به حالت آماده باش کامل درآمده بود. چندین تابوت با وانت وارد زندان شده بود. چندین خودرو مدل بالا حامل مسئولین رده بالا با موتورسیکلیت‌های اسکورت هم به زندان آمده بودند.

همیشه در روزهای دوشنبه زندان رجایی شهر شاهد انتقال اعدامی های زیادی بوده بطوریکه برای همه دیگر عادی و یک روال شده بود. اما این دوشنبه واقعا بسیار متفاوت بود. سایه‌ی اعدام و مرگ همه جا را فرا گرفته بود.

در بند هشت از ساعت هشت شب صدای بلند الله اکبر و لا اله الا الله با فریادهای بلند و جمعی شنیده می شد و این شعارها تا یک ساعت و نیم ادامه داشت. صداهای آژیرهای بلند مرتب در بند سپاه شنیده می شد.

این وضعیت مخوف و آماده باش زندان تا روز بعد ادامه پیداکرد و دست‌کم ۲۰ تن از این زندانیان منتقل شده در سحرگاه روز سه شنبه اعدام شدند. درحالی که به خانواده‌هایشان برای آخرین ملاقات زنگ شده شده بود، در میانه راه به آن‌ها اطلاع داده شد به جای زندان و ملاقات به «پزشکی قانونی کهریزک» جایی که اجساد زندانیان اعدام شده را تحویل می‌دهند، مراجعه کنند.

عصر سه شنبه، در همان ساعت پنج‌ونیم، سه زندانی سیاسی از سالن ۱۲ به نامهای «افشین بایمانی، صالح کهندل و محمدعلی منصوری» از متهمان ارتباط با “سازمان مجاهدین خلق” نیز به «زیر هشت» احضار شدند. اما جو مخوف زندان و احضار در همان ساعت روز گذشته، زندانیان سالن ۱۲ را نگران کرد.

با پرس‌وجوی دلیل این احضار توسط دیگر زندانیان سالن ۱۲، مسئولین گفتند آقای «مضارع» مسئول حفاظت با آن‌ها کار دارد و مساله مهمی نیست. افشین بایمانی اجبارا به تنهایی رفت تا با آقای مضارع صحبت کند و ببیند موضوع از چه قرار است.

اما هنگام رفتن و در مقابل سالن ملاقات عده زیادی از ماموران ویژه منتظر وی بودند و او را به سلول‌های انفرادی بند پنج منتقل کردند.

سپس فشارها برای انتقال صالح کهندل و محمدعلی منصوری بیشتر شد. جلوی سالن ۱۲ مملو از نیروهای ویژه شد و این دو زندانی نیز با خشونت به سلول‌های انفرادی بند پنج منتقل شدند.

افسر شیفت آقای «صحرا گرد» دلیل این انتقال را حکم قضایی و دستور رئیس بند هشت آقای «نجمی» اعلام کرده بود.

وقتی این سه زندانی وارد بند ۵ شدند، یکی از ماموران به آن‌ها گفت شما هم سنی‌مذهب هستید و با اعدامیان دیشب هم جرمید؟. سه زندانی سیاسی پاسخ دادند خیر ما سیاسی هستیم و از سالن ۱۲. مامور پاسخ داد «چه فرقی دارد هر کس به اینجا می آید برای اعدام می آید، دیشب هم بیست‌و‌پنج نفر از دوستانتان که سنی بودند را اعدام کردند. یک نفر دیگر هم آوردند برای اعدام نمی دانم به سر او چه آمد دیگر او را ندیدم».

با اینحال این سه زندانی بعد از ۵ روز در تاریخ هفدهم مردادماه از سلول انفرادی به بند بازگشتند. و هیچگاه توضیح روشنی برای این انتقال به آنان داده نشد.

هنگام بازگشت این سه زندانی، یکی از ماموران به آن‌ها گفت “خیلی شانس آوردید که اعدام نشدید”. و در پاسخ به تعجب زندانیانی که مدعی بودند اساسا محکومیت به اعدام ندارند ادامه داد “مثل تلفن همراه که همیشه در دسترس است یک قاضی هم همراه نیروهای ویژه بود، هر کاری که دلشان می خواهد می کنند. کسی را که به اینجا می آورند برای اعدام است. شانس آوردید به توافق نرسیدند و الا اعدام بودید.”

لازم به یادآوری است علیرغم گذشت یک هفته از اعدام دست کم ۲۰ تن از زندانیان سنی مذهب کماکان از اسامی اعدام شدگان و جزییات پرونده های آنان اطلاعی در دست نیست.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دوشنبه سیاه زندان رجایی‌شهر کرج؛ ناگفته های از اعدام پرشمار زندانیان سنی‌مذهب

درخواست نقض حکم اعدام تهمینه دانش رد شد

کانون صنفی معلمان ایران خواستار آزادی «اسماعیل عبدی» با قرار تامین مناسب شد

یک روزنامه‌نگار حامی دولت در کرمانشاه بازداشت شد

نامه سرگشاده دکتر سعید رضوی فقیه خطاب به خانم فدریکا موگرینی رئیس کمیسیون سیاست خارجی اتحادیه اروپا

نامه ای برای اصغر فرهادی

درخواست پول از زندانیان برای انتقال داخلی در زندان زاهدان

زندان رجایی شهر از ارایه‌ی پرونده‌ی پزشکی انور خضری خودداری می‌کند

چهار شهروند قصرقندی زیر ۲۰ سال توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند

خانواده حسین‌پناهی: از سلامتی فرزندمان رامین مطمئن نیستیم




آخرین نظرات

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...