Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   2550 زمان ثبت:   16:41:13 1395-08-20
نامه فریبا کمال آبادی شهروند بهایی به نوه‌اش از زندان اوین
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا فریبا کمال‌آبادی از اعضای “جمع یاران ایران” (مدیران جامعه بهایی) سال ۸۷ دستگیر و به ۲۰ سال حبس محکوم شد که کمی بعد این حکم به ۱۰ سال حبس تقلیل یافت. وی اکنون نهمین سال حبس خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذراند. این شهروند بهایی زندانی در قالب نامه‌ای به بهار، نوه شش‌ماه‌اش، از رنج وظلم اعمال شده بر بهاییان، بالاخص پلمب اخیر مراکز کسب بهاییان و سرنوشت این شهروندان از ابتدای انقلاب ۵۷ سخن گفته است. متن کامل این نامه درپی می‌آید.

فریبا کمال آبادی شهروند بهایی در بند نسوان اوین که شش ماه پیش همزمان با تولد نوه اش به مرخصی آمده بود، اکنون در قالب نامه‌ای از زندان اوین به «بهار»، از رنج‌ شهروندان بهایی و آمال انسانی اش سخن گفته است. متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید؛

“نوه شیرینم، بهار دلنشینم

با آمدنت آمدم و برایت ننوشتم. حا که ۶ ماهه شدی، چند سطری برایت می نگارم تا به یادگار بماند. در این ۶ ماه هر هفته در سرما و گرما، در سلامت و بیماری، در آرامش و بی تابی به طهران آمدی از دیوارهای بلند سنگی عبور کردی، درب های سنگین آهنین را پشت سر گذاشتی و به زندان اوین وارد شدی و از پس شیشه های ضخیم و غبار آلود به ملاقاتم آمدی.

چه روزها که خوابت آشفته شد تا به زندان برسی، بعد ساعت ها در سالن انتظار طعم خستگی و بی تابی را چشیدی تا به سالن ملاقات وارد شوی، روزی از شدت درد و ناخوشی آنچنان بی تاب گشتی که از سالن ملاقات مستقیما به بیمارستان رفتی، بستری شدی و تحت عمل جراحی قرار گرفتی، اما باز هم هفته بعد و هفته های بعدی به اوین آمدی.

حیاتت از همان روزهای نخست و حتی قبل از تولدت با مفهوم زندان و سجن سرشته شد و با معنای شدت و سختی آمیخته گشت. با گذشتن از در و دیوار سنگین آهنین و ورود به فضای مطرود و متروک اوین آموختی که چگونه می توان از سطح حوادث و وقایع و موجودات عبور نمود و به عمق آن نفوذ کرد. فهمیدی که در پس معنای ظاهری شدت و سختی ناشی از برهم ریختن خواب و آرامشت، معنای واقعی آن یعنی دیدن و دریافتن شدت کینه و عداوت و ظلم و شقاوتی نهفته است که موید این فرایند است.

آخرین تجلی این ظلم و عداوت که در روزهای پایانی ۶ ماهه نخست حیاتت با آن روبرو شدی، خبر تعطیلی و پلمب حدود ۱۰۰ مغازه و محل کسب بهاییان در ساری، قائم شهر، بوشهر و کرج بود.

همه این افراد از عزیزان من و بسیاری از ایشان از دوستان نزدیکم در ساری و قائم شهر هستند. در بین ایشان خانواده هایی قرار دارند که یک بار در جوانی با داشتن فرزندان خردسال از ادارات دولتی اخراج شده اندو حال برای دومین یا چندمین بار محل کسب درآمدشان را از دست داده اند. بسیاری از این مغازه ها منبع تامین معاش دو تا چند خانواده اند.

معلم محبوب من، بهترین معلم ریاضی مدرسه و شهرمان که به همراه همسرش، کارمند محترم و صادق بانک، بیش از سی سال پیش از کار برکنار شده بود، حال با تعطیلی مغازه شان که محل کسب دو خانواده است، روبروست.

بهترین معلم زبان شهرمان، معلم عزیز من، پس از اخراج از کار در اوایل انقلاب، حال با پلمب مغازه شان، محل کسب درآمد همسر و پسرش که خود خانواده جدیدی تشکیل داده مواجه است.
پسر کوچک و مهربان همسایه مان که سال ها پیش پدرش شغل دولتی اش را از دست داده، اکنون که در بزرگسالی با مادر، همسر و دختر خردسالش زندگی می کند با مساله قطع معاشش روبروست.

وقتی از شنیدن این خبر به خاطر شدت ظلم و عداوتی که در پس آن نهان است قلبم درهم فشرده شده و دست به دعا برداشتم، این آیات محکمه قران مجید در ذهنم جان گرفت و در گوشم طنین افکند: «لا اکراه فی الدین» و «ما ارسلناک الارحمه للعالمین».

اکنون با دلی شکسته به این می اندیشم که با اینکه خداوند، پیامبر عظیم الشان اسلام را فرستاده تا رحمتی برای عالمیان باشد و درحالی که مفهوم «عالمیان» معنایی وسیع را در برمی گیرد و شامل پیر و جوان، فقیر و عنی، وضیع و شریف و مسلمان و غیر مسلمان می گردد، چگونه عده ای با ادعای ایمان به قران . انتساب به اسلام به جای آنکه باران رحمت خویش را بر سر فرزندان مرز و بومشان ببارند، تبر ظلم و عداوت برداشته به نام اسلام بر قطع شجر رزق و حیات جمعی از شریفترین، پاکترین و صادق ترین هموطنانشان قیام می نمایند. آیا این وهن بر دیانت مقدس اسلام نیست؟

حزن و اندوه همه وجودم را در بر می گیرد وقتی به این می اندیشم که چگونه ۷۰ میلیون مسلمان ایرانی در پیشگاه تاریخ و عدالت از سکوت خویش در برابر این ظلم فاحش و نسل کشی جمعی از هموطنانشان دفاع خواهند نمود.

آیا ممکن است خویشان، همسایگان، همکاران، همشهریان و هموطنان مسلمان این مظلومین به دفاع از عدالت و رحمت برنخیزند؟

بهار شیرینم، نوه نازنینم، نگران نباش. من هم چون تو با عبور از در و دیوارهای سنگین و آهنین و ورود به اوین آموخته ام که چگونه می توان از سطح حوادث عبور نمود و به عمق آن دست یافت.

بهارم، غم و دلشکستگی ام دیری نمی پاید. بهار آمده است. زمستان سرد و یخ زده رخت بر بسته است. دراینجا، در اوین، در مظلم ترین، محزون ترین، متروک ترین و منزوی ترین مکان این کشور، نخستین جوانه های این بهار قابل مشاهده است.

بهار اوین را می توان در ایام روزه مسلمانان و بهاییان در اوقات غروب روزهای ماه رمضان و ماه صیام و در احیان افطار مشاهده کرد. هنگامی که مسلمانان، مسیحیان و بهاییان یکدیگر را به مهمانی خداوند فرا می خوانند، همدیگر را به افطار دعوت می کنند و بر سر یک سفره با هم دست به دعا بر می دارند.

بهار اوین در لحظه ای آشکار می شود که پس از شهادت جناب امیری در یزد، گروهی از هم بندیان مسلمان، رسما برای ملاقات و اظهار تاسف و همدردی از این واقعه به کنار تخت های هم بندیان بهایی شان می آیند.

جوانه های این بهار شاخ و برگشان را به خارج از اوین، به ساری، به قائمشهر، نوشهر، کرج، یزد، تمامی ایران و کل جهان خواهند گسترد و حقیقت «وحدت عالم انسانی» را آشکار خواهند ساخت.

مادربزرگت
فریبا کمال آبادی
اوین / آبان ماه ۹۵″
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

نامه فریبا کمال آبادی شهروند بهایی به نوه‌اش از زندان اوین

بخشش یک محکوم به اعدام پای چوبه دار در قزوین

بیش از 50 زندانی سیاسی- عقیدتی کرد در انتظار اجرای حکم اعدام در زندانها بسر می برند

اعدام یک زن در زندان کاشمر

محمدعلی طاهری به مرخصی آمد

اعتصاب غذای لاوین کریمی در زندان همدان

پرونده سازی و صدور حکم مجدد برای حسن رستگاری در زندان ارومیه

اسامی ۱۱۲ کشته شده پس از انتخابات به همراه جزئیاتی از چگونگی مرگ آنان

دست‌کم ۷ شهروند بهایی در بوشهر بازداشت شدند

مادرانه در کنارتان ایستاده برای دادخواهی




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری