Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   1646 زمان ثبت:   02:40:08 1395-09-04
تهدید سعید حسین زاده موحد برای انصراف از پیگیری شکایات
به گزارش بازداشت سعید حسین زاده موحد فعال حقوق کودکان کار و زندانی سیاسی طی مطلبی در صفحه فیس بوک خویش از تهدید به جهت انصراف از پیگیری شکایاتش از نهادهای امنیتی خبر داد :
"با ارسال پیغامی با وقاحت تمام برای منصرف کردن اینجانب از پیگیری شکایت هایمان به تهدید پرداخته اند!
بیست و چهار دی سال نود و سه: دستور بر این بود که بعد از ظهر آن روز و با گذشت سه ماه بازداشت بدون مجوز و بازجوئی در بند دوالف متعلق به اطلاعات ثارالله سپاه پاسداران به قرنطینه زندان و سپس به سالن نه بند هشت یا همان تبعیدگاه زندان اوین منتقل شوم.
در حالی که بر اثر مسمومیت در بند دوالف و خونریزی داخلی، عفونت بدن و ضعف و لرزش به سختی می توانستم روی پاهایم بایستم یا حتی چشمانم را باز نگه دارم بی دلیل و به مدت چند ساعت، با لباس نازک در محوطه سرد زندان اوین و در پشت ورودی قرنطینه سرپا منتظر نگه داشته شدم که باعث شد به تب زندان اوین نیز مبتلا گردم.
با وجودی که قبل از انتقال دوبار تفتیش بدنی شده بودم مجددا به بهانه بازرسی و تفتیش به اتاق بازرسی و تفتیش زندان اوین منتقل شدم که این اتاق به دوربین مداربسته نیز مجهز بود. یکی از عوامل اطلاعات سپاه با لباس شخصی در اتاق ایستاده بود و یک سرباز و یکی از افسران زندان روی صندلی نشسته بودند. مرا به کنار دو زندانی دیگر بردند تا رو به دیوار بایستم و سپس افسر زندان که مشخص بود در حال اجرای دستورات اطلاعات ثارالله سپاه می باشد با لحنی زننده گفت که باید برهنه شوم و بعد از درآوردن لباس ها اضافه کرد که باید بطور کامل برهنه شوم! دو زندانی دیگر نیز همینطور! کاملا برهنه (بدون لباس زیر) به مدت چند دقیقه و در کنار آن دو زندانی دیگر بشین پاشو می دادند و در پاسخ به اعتراض، فحاشی و داد و فریاد کردند. البته فحاشی های رکیک و اهانت هایی که قبل تر و در جلسات بازجوئی شنیده بودم مرتبه ای زننده تر بود که بر طبق قوانین جاری کشور تمام این اهانت های ناموسی قابل پیگرد و موجب حدود شرعی (شلاق و...) نیز می باشد!
《پس بیدار باشید چون نمی دانید که صاحب خانه کی می آید، شب یا نیمه شب، وقت سحر یا سپیده دم. مبادا او ناگهان بیاید و شما را در خواب ببیند.》
انجیل مرقس ۱۳: ۳۵-۳۶
همچنان از آسیب دیدگی هایی که در دوران بازجویی و حبس متحمل شدم، رنج می برم و بعد از گذشت ۲ سال از خود می پرسم: این افرادی که به هیچ اصول اخلاقی و انسانی، و هیچ آیین و مسلک و چهارچوب دیگر پایبند نیستند و هیچ یک از علم و تخصص های سازنده بهره ای نبرده اند، در کدامین حفره ها و به چه شکلی رشد یافته اند ولی کاملا روشن است که چه کسانی و با چه اهدافی به این افراد جایگاه و قدرت می دهند. در مواردی آزار زندانیان سیاسی خانم در بند دوالف و توسط این عوامل باعث آبرو ریزی و نیز صدماتی جبران ناپذیر شده است و شکایت شده که مزاحمت ها حتی بعد از آزادی این زندانیان نیز ادامه داشته است. همه اینها به روشنی نشان دهنده بیماری ها، عقده ها و انحرافات در این نوع افراد می باشد؛ و جالب است که این نیروها مدعی هستند که حافظ امنیت مردم و در حال مبارزه با فساد داخلی و نفوذ دشمنان خارجی هستند؛ آیا این عملکرد و رفتار دوگانه نشانگر منافق بودن نیست!؟ همان برچسبی که این نیروها به مخالفانشان می زنند...
《مردان و زنان منافق، متفق با همدیگر و طرفدار یکدیگرند؛ مردم را به کار بد وامی دارند و از کار نیک منع می کنند و دست خود را [از انفاق و بخشش] می بندند، و چون خدا را فراموش کردند خدا نیز آنها را فراموش کرد؛ در حقیقت منافقان بدترین زشتکاران عالمند.》
توبه (قرآن ۹:۶۷)
《بی تردید منافقان در پایین ترین طبقه از آتش جای دارند و هرگز برای [نجات] آنان یاوری نخواهی یافت.》
نساء (قرآن ۴:۱۴۵)
خطاب به افراد سالمی که در بدنه سپاه پاسداران وجود دارند می گویم: چرا به این جنایات واکنش نشان نمی دهید!؟
در بهداری زندان شاهد صحنه ای بودم که زندانی کهنسالی که توان راه رفتن نیز نداشت، توسط پزشک زندان به تمارض محکوم شد و مسئولان و انتظامات بهداری زندان بدن پیر و فرتوت او را از موها و پاها به روی زمین بهداری کشیدند و بیرون بردند. در روزهای دیگر زندانی جوانی را می دیدم که به ناراحتی روحی دچار شده بود و توان ادامه زندگی در شرایط زندان را نداشت و دست به خودکشی می زد اما موفق نمی شد!
پس از شکایت ها و پیگیری های مکرر و طولانی که در نهایت منجر به صدور دستور مستقیم از سوی مسئولین قوه قضائیه و بیت رهبری به منظور پیگرد تخلفات نیروهای معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه گردید چند جلسه برای رسیدگی تشکیل و تمام موارد را با جزئیات و مستندات غیر قابل انکار بیان کردیم. خصوصا که روند اتفاقات و روند پرونده سازی ها به خوبی همه چیز را روشن کرده است. ضابطین پرونده که در ابتدا به ناچار با بررسی شرایط نگهداری اینجانب در بند دوالف و بازبینی فیلم دوربین ها موافقت کرده بودند، اکنون تغییر رویه داده و نیز به علت کوتاهی مسئولان رسیدگی، بررسی ها هنوز نیمه کاره مانده و ماموران و عوامل معاونت اطلاعات این قرارگاه با ارسال پیغامی با وقاحت تمام برای منصرف کردن اینجانب از پیگیری شکایت هایمان به تهدید پرداخته اند.
در این مدت طبق درخواست مسئولین (و البته
با توجه به اینکه اخیرا یکی از شکایت ها تا حدی موثر واقع شده و به نتیجه رسیده بود) از علنی کردن اکثر موارد و روند پرونده ها خودداری کرده و می کنیم. دیده ها و ناگفته ها زیاد است اما برای ما توقف ظلم و رسیدن به نتیجه مطلوب بسیار مهمتر از شنیده و دیده شدن اتفاقاتی است که بر ما گذشته است. اما آیا این حد پروگی و وقاحت به این معناست که مشابه این اتقاقات در حال حاضر نیز تکرار می شود!؟ چه کسی می داند چه بر سر صدها انسانی می آید که در دستگیری های خودسر و بدون نظارت و در سکوت رسانه های رسمی کشور و بدلایل مختلف مانند فعالیت مدنی و سیاسی، شرکت در جلسات فرقه ای یا مذهبی یا حتی فعالیت در زمینه مدلینگ، و.. و توسط همین مجموعه ها دستگیر شده اند!؟
در سومین جلسه بازجوئی، روز شنبه به تاریخ بیست و شش مهر نود و سه که تیم بازجوئی قرارگاه ثارالله سپاه در پی ضعف و اشتباه اطلاعاتی و به اشتباه دستگیر شدن اینجانب بخاطر تشابه اسمی که با یکی از متهمین متواریشان داشتم دستپاچه شده بودند و با توجه به اینکه جرمی مرتکب نشده بودم نمی دانستند با چه برچسبی من را متهم کرده و تحت بازجوئی قرار دهند، و چگونه پرونده سازی کرده و محکوم کنند به سرتیم بازجویان هشداری دادم تا به بالاسری هایش برساند که احتمالا هنوز به یاد داشته باشه: هر روز زندان و هر ضربه ای که به من وارد شود برای ما افتخاری پایدار و برای شما خواری و بی آبرویی روزافزون را به همراه خواهد داشت.
بدانید که ثروت و چیزهای دیگر که بدست می آورید ارزش عواقب آن را نخواهد داشت. گویا هنوز درس نگرفته و به ماجراجویی ها و پرونده سازی هایشان ادامه می دهند...
《إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ》
《همانا مؤاخذه و انتقام پروردگارت بسیار سخت است.》
بروج (قرآن ۸۵:۱۲)
سعید حسین زاده موحد - آذر ۱۳۹۵"

سعید حسین‌زاده موحد ، جوانی که مهرماه ۱۳۹۳ توسط مأموران اطلاعات سپاه پاسداران در منزل شخصی‌اش بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی بند دو – الف زندان اوین منتقل گردید و شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست مقیسه، این فعال مدنی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری، در رأی بدوی به هفت سال زندان محکوم کرد. دادگاه تجدید نظر هم که به ریاست زرگر در شعبه ۳۶ برگزار شد، این حکم را تأیید کرد. این در حالی است که بر اساس قانون جدید مجازات اسلامی، پنج سال حبس از این مدت قابلیت اجرا دارد.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

تهدید سعید حسین زاده موحد برای انصراف از پیگیری شکایات

مادر نادر افشاری، فعال مدنی: معترضان گوهردشت به عنوان اغتشاشگر بازداشت شدند

صدور حکم ۳ سال حبس برای داوود عزیزی یک متهم سیاسی در زاهدان

برگزاری دادگاه هشت فعال آذربایجانی در شهرستان بهارستان

نیروهای امنیتی در دهگلان سه جوان کُرد را بازداشت کردند

اعتصاب غذای اسماعیل عبدی در اعتراض به فقدان استقلال قوه قضائیه و امنیتی شدن فعالیت‌های صنفی

افشین ایقانی از زندان آزاد شد

نگاهی اجمالی به وضعیت ۹ شهروند بهایی محکوم به حبس طولانی در تهران و کرج

دلنوشته خانم شهین مهین فر برای آقای هاشم زینالی پدر دانشجوی مفقود شده در قیام دانشجویان در سال 78

احضار و تشکیل پرونده برای محمد زارعی از سوی اداره اطلاعات اهر




آخرین نظرات

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی