Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(319)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(231)

خانواده(77)

پرونده(979)

سلامت(403)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(954)

حقوق بشر(207)

انتقال(294)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(974)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: سحام تعداد بازدید:   1086 زمان ثبت:   01:04:14 1395-11-20
روایت نرگس محمدی از یک روز بند زنان زندان اوین
به گزارش بازداشت به نقل از سحام بعضی روزهای هفته برای زنان زندان اوین روزهای خاصی است. از ۳۱ زن زندانی، هشت نفر یعنی مریم اکبری‌منفرد، لیلا جماعت، نیگارا افشارزاده، نرگس محمدی، زهرا ذهتابچی، فاطمه مثنا، آزیتا رفیع‌زاده و نازنین زاغری، کودکان خردسال دارند.
طبق مجوز زندان، کودکان خردسال روزهای چهارشنبه و از ساعت یک تا دو، با مادرانشان حق ملاقات دارند. ملاقات‌ها در سالن ملاقات و با حضور مأموران این سالن و بند زنان و همچنین با وجود پنج دوربین انجام می‌شود. بچه‌ها تا دم در زندان با خانواده‌ها می‌آیند و بعد از آن تحویل مأموران زندان می‌شوند تا به سالن ملاقات آورده شوند و حدود ۱ساعت با مادرانشان ملاقات داشته باشند.
روزهای چهارشنبه تمام خانم‌های بند، مشتاق دیدار مادرها با کودکان‌شان هستند. آزیتا به محض ورود به بند، شروع به تعریف کردن ازکارهای بشیر می‌کند. بشیر، شش ساله است و رفتار و گفتار کودکانه‌اش برای همه شیرین است. بشیر برای دیدار پدر زندانی‌اش به رجایی شهر و برای دیدار مادر دربندش به اوین می‌آید. جان کوچکش توان طی کردن راه‌های طولانی، دیدارهای کوتاه و حسرت و محرومیت‌های سنگین را ندارد، اما ملاقاتش برای آزیتا امید آفرین است.
مریم که سارا را از سن سه و نیم سالگی ترک کرده و به زندان آمده، تجربه زیادی از رابطه مادر و دختری با او ندارد. اما همین ملاقات‌های کوتاه، فرصتی است برای گپ‌وگفت مادر و دختر کوچک. دختری که حس مادری را نه از مریم بلکه از دو خواهر بزرگترش گرفته و مریم برای او نامی مادرانه است تا حسی مادرانه.
فرزندان لیلا دیر به‌ دیر به دیدن مادر می‌آیند. چون شرایط رفت‌ و آمد آنها دشوار است. لیلا با کارهای آراد هشت ساله و آرمیتای شش ساله اش خانم‎های بند را نصف روز سرگرم می‌کند. اما این اتفاق دیر به دیر می‌افتد.
نیگارا افشارزاده، زن جوان و شهروند ترکمنستان است. او یک سال و نیم در سلول‌های انفرادی ۲۰۹ در حبس بوده و حدود شش ماه است که به بند زنان اوین منتقل شده است. پسرش الدار، هشت ساله و دخترش میرانا، ده ساله هستند. نیگارا دو سال است که فرزندانش را ندیده و بیتاب دیدارشان است. ۲۷ دی ماه، تولد الدار در بند زنان جشن گرفته شد.
نازنین زاغری نه ماه در سلول‌های انفرادی کرمان و ۲- الف اوین بوده و حدود یک ماه است که به بند زنان اوین منتقل شده است. گیسوی کوچک، ۲۲ماهه بوده که نازنین بازداشت شده است. گیسو هنوز ملاقات‌های مرتب با مادرش ندارد. این روزها نازنین برای دختر کوچکش کت می بافد و مرجان کلاه. پدر گیسو در انگلستان است و دختر کوچک ده ماه است که از وجود پدر و مادر محروم است.
زهرا زنی بسیار آرام و صبور است. صبرش باور نکردنی است. مینای کوچکش چهارشنبه‌ها به دیدار مادر می‌آید. از مدرسه به سرعت خودش را به زندان می‌رساند تا به ملاقات مادر بیاید.
فاطمه خیلی تنهاست. همسرش حسن آقا در زندان رجایی شهر است و مریم و ایمان یک هفته برای دیدار پدر به رجایی شهر و یک هفته برای ملاقات مادر به اوین می‌آیند. مریم هم خیلی تنهاست. برادرش ایمان که باید به امور خانه، زندان پدر و زندان مادر پرداخته و بار سنگینی را بر دوش بکشد، ۲۱ساله است. ایمان، مریم را برای ملاقات می‌آورد و خود پشت دیوار سنگی زندان به انتظار می‌نشیند.
دو قلوهای نرگس، کیانا وعلی در پاریس و کنار پدرشان هستند. روز چهارشنبه برای او روز خوبی است به جهت شادی دیدار مادرها و فرزندان، و روز سختی است به جهت محرومیت خود از دیدار فرزندانش.
چهارشنبه شب دیدار و خاطره‌هایش تمام می‌شود، گویی همه یک حس مشترک دارند، حس محرومیت از بودن در کنار کودکان.
پی‌نوشت:
نازنین زاغری، ۳۸ساله و محکوم به ۵سال حبس است.
زهرا ذهتابچی، ۴۹ساله و محکوم به تحمل ۱۲سال حبس است.
فاطمه مثنی، ۴۸ ساله و محکوم به تحمل ۱۵سال حبس است.
مریم اکبری‌منفرد، ۴۰ساله و محکوم به تحمل ۱۵سال حبس است.
آزیتا رفیع‌زاده، ۳۴ساله و محکوم به تحمل ۴سال حبس است.
نیگارا افشارزاده، ۳۹ساله، تبعه ترکمنستان و محکوم به ۵سال حبس است.
لیلا جماعت، ۳۶ ساله و محکوم به تحمل ۲سال حبس است.
نرگس محمدی، ۴۴ساله و محکومیت در دوپرونده یکی۶ سال و دومی ۱۶سال است.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

روایت نرگس محمدی از یک روز بند زنان زندان اوین

چرا مرخصی فریبا کمال آبادی تمدید نشد ؟

ممانعت از اعزام زندانی سیاسی غلامرضا حسینی به بیمارستان

بخشش یک محکوم به اعدام در اراک

صدور حکم اعدام برای یک متهم به قتل

بی‌خبری از سرنوشت جوان بانه‌ای پس از گذشت ۱۱۲ روز بازداشت

اعزام یک روزه آیت‌الله نکونام به بیمارستان در پی عوارض سکته مغزی

اعتصاب غذای ۵۰ روزه یکی از دراویش دانشجو در زندان فشافویه

بهنام موسیوند به بند ۸ زندان اوین منتقل شد

بهنام موسیوند: مهر سکوت را بشکنید




آخرین نظرات

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..