Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1032)

گزارشات(299)

زندانها(314)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(114)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(213)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(339)

اعتصاب(567)

احضار(229)

خانواده(76)

پرونده(961)

سلامت(394)

تبعید(24)

آزادی(355)

بازداشت(936)

حقوق بشر(204)

انتقال(291)

مرخصی(208)

اعدام(634)

بیوگرافی(29)

وفات(46)

صدمات(965)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: زیتون تعداد بازدید:   1010 زمان ثبت:   22:12:30 1395-11-21
نامه سعید شیرزاد، زندانی سیاسی، به مریم کریم‌بیگی
به گزارش بازداشت به نقل از زیتون سعید شیرزاد، زندانی سیاسی، نامه‌ای به دختر شهناز اکملی نوشت که «خانه سال‌هاست که مصطفی ندارد، ولی مادر شهناز سال‌هاست صدای بی‌صدای دربندانی شده است که مادری ندارند تا که برایشان فریاد شود».
شهناز اکملی (کریم بیگی)، مادر مصطفی کریم بیگی، از کشته شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ششم بهمن ماه سال جاری بازداشت شد. دختر او، مریم کریم‌بیگی نیز پیشتر خبر داده بود که از سوی ماموران وزارت اطلاعات تهدید شده است.
متن کامل نامه سعید شیرزاد به مریم کریم‌بیگی به شرح زیر است:
خانه سال‌هاست که مصطفی ندارد و غم‌خوار دلتنگی‌های مریم شانه‌های مادر بود که هق‌هق و گریه‌های بی‌کسی‌اش استخوان را خاکستر می‌کند.
خانه سال‌هاست که مصطفی ندارد، ولی خانه‌ی مصطفی سال‌هاست که مادر شهناز دارد.
سال‌هاست که مادر شهناز در نبود مصطفی، غمخوار گریه‌های مریم است که این روزها شانه‌هایی برای گریستنش نمانده است.
خانه سال‌هاست که مصطفی ندارد، ولی مادر شهناز سال‌هاست صدای بی‌صدای دربندانی شده است که مادری ندارند تا که برایشان فریاد شود.
خانه اگرچه مصطفی نداشت، ولی مادر شهنازی بود که مادرم بود و در بی‌خبری مادر از چهل روز لب‌دوزی و اعتصاب غذایم، نگران بود؛ مادر شهنازی بود که هفتاد روز صدای بی‌مادری برادرم آرش بود؛ مادر شهنازی بود که گوهر ستار را همدرد بود.
خانه سال‌ها مصطفی نداشت و این روزها مادر شهناز را هم ندارد تا که تکیه‌گاه دلتنگی‌ها و هق‌هق‌های مریمش باشد.
مریم عزیزم:
می‌دانم که سخت است بی‌تابی‌هایت را به زبان آوردن، ولی صدای هق‌هق و دلتنگی‌هایت که آسمان در هم می‌درد را شنیدم و دلتنگی‌ات استخوان‌هایم را به آتش کشید.
مریم عزیزم:
می‌دانم که سال‌هاست خانه‌ی بی‌مصطفایتان با اشک پوری و خون مرتضایِ شاملو رنگ گرفته و بر جای‌جای آن اشک توو و خون مصطفی نقش بسته است.
مریم عزیزم:
سال‌هاست که در میدان تیر چیتگر، شانه‌های استخوانی و گیسوان عاطفه را باد با خود می‌برد و چند سالی‌ست گیسوان تو را نیز خیابان‌های تهران به باد سپرده است و از شانه‌های مادر دیواری برای دلتنگی‌هایت ساخته است.
مریم عزیزم:
می‌دانم که این حرف‌ها جز اشک برایت چیزی ندارد؛ ولی باور کن که تو را خوب می‌فهمم، وقتی‌که مادر همایم را باد با خود برد و برادرم در گم و گیج شدن‌های شهر پناهگاه‌شده‌اش و در کوچه‌ پس کوچه‌های بن‌بست‌‌شده‌ی غربت، تنهای تنها گریست و از پر کشیدن مادر همایم در خود گریستم و فروریختم از سکوتم.
باور کن که تو را خوب می‌فهمم، وقتی‌که رفیق و همدردم شاهرخ جاودانه شد و در این ویرانه‌سرا تنها و بی‌کس شدم.
باور کن تو را خوب می‌فهمم این روزها که برادر دربندم، لقمان، سیاه‌پوش خواهر شد و آخرین ملاقات را هم از او دریغغ کردند و با او گریستم.
مریم عزیزم:
این روزها که مادر شهنازمان را به جرم صدای بی‌صدایان بودن به بند کشیده‌اند، باور کن که دلتنگی‌ها و اشک‌هایت بارر سنگینی‌ست بر دوش مادر و برای او هم که شده باید مقاوم باشی و استوار که امیدمان به فرداست و انتقامی که لبخند کودکانمان خواهد بود.
سعید شیرزاد
زندان گوهردشت
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

نامه سعید شیرزاد، زندانی سیاسی، به مریم کریم‌بیگی

فشارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در زندان کارون

ابتکار یک بهایی در ثبت تصاویر تعدادی از بازداشتیان بهایی دهه شصت

جیسون رضائیان: پس از نامه محمد علی رفتار زندانبان ها با من بهتر شد

معمای ناتمام شهرام امیری ؛ سوال‌های بی‌پاسخی که به زیر خاک رفت

حکم طاهر قادرزاده ابلاغ شد

قاضی شرع : اینکه تشکیلات بهائیان جدا و مستقل از تشکیلات اسلام است خود مدرک خیانت و گناه پیروان این کیش محسوب می شود

دادگاه پوریا ابراهیمی و شکوفه آذر برگزار شد

خاطرات یک خانم مددکار از شب های اعدام متهمان

به او گفتند این گل و شیرینی است، بچه‌های شما قبل از اعدام با برادرهای پاسدار ازدواج کردند




آخرین نظرات

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..

سلام من مسعود سیفی زاده هستم کلیات خبر درست هستش ولی جز...

این ماه پیکران شجاع را که میبینم میفهمم پیشینیانمان که ...

خدایا هر دو را حفظ فرما. پیمان قیامی یکی از انسان ترین کس...

لعنت به ذات کثیف حکومت اسلامی

محمد نظری باید فورا ازاد شود

به کدامین گناه محمد نظری را زجر کش میکنید؟ ایا کرد بودن ...