Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1042)

گزارشات(299)

زندانها(318)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(214)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(339)

اعتصاب(574)

احضار(231)

خانواده(77)

پرونده(975)

سلامت(402)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(953)

حقوق بشر(206)

انتقال(294)

مرخصی(210)

اعدام(645)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(969)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   982 زمان ثبت:   15:10:15 1395-11-30
نه جزو زندگان محسوب می شدم و نه مردگان / گزارشی از هفت سال حبس شیر احمد شیرانی
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا شیر احمد شیرانی، زندانی بلوچ که هفتمین سال از محکومیت حبس ۲۲ ساله خود را بصورت تبعیدی در زندان اردبیل سپری می کند روایات تکان دهنده ای از شکنجه های اعمال شده بر خود و نقض حقوق انسانی اش دارد. آنچه که در پی می آید سرگذشت اجمالی از هفت سال حبس این زندانی است که خود آن را “زندگی در وضعیتی بین مرگ و زندگی” توصیف می کند.

شیر احمد شیرانی فرزند چاکر متولد سی ام شهریور ۱۳۶۲، مجرد، اهل زاهدان و ساکن تهران، در تاریخ ۱۳/۳/۱۳۷۹ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد.

آقای شیرانی به مدت ۲ سال در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات مورد بازجویی و شکنجه قرار داشته است.

وی به نزدیکان خود در مورد این دو سال گفته است: “با چشمهایی بسته که در سلول های انفرادی بدون هرگونه ارتباط با خانواده به همراه اعمال شاقه به گونه ای که سنگ توالت داخل سلول بوده و و یک دیوار نیم متری به صورت اوپن وسط اتاق قرار داشت بهمراه دیگر شکنجه های مختلف جسمی و روحی دو سال را سپری کردم.”
وی ادامه می دهد “یکی از شاخص ترین و معروف ترین شکنجه ها در ناحیه کف پا بود. به صورتی که متهم بر روی یک تخت خوابانده و دست ها و پاهایش را می بستند و بعد با یک کابل ضخیم چندین مرحله به کف پا ضربه میزدند که بنده این شکنجه را در مدت ۲ سال بازداشت بارها و بارها متحمل شدم و آثارشان با گذشت سالها هنوز به شکل جای کابل ها بر کف پاهایم وجود دارد و همچنین شکستن بینی و شکستن دنده و شکنجه های دیگری مثل وصل کردن برق بود. همه شکنجه ها همراه بازجویی های سنگین و طولانی مدت توسط کارشناسان وزارت اطلاعات جهت اقرار گرفتن از بنده و سایر متهمین در طی این مدت بوده.

در طول این مدت در این وضعیت قرار داشتیم به گونه ای که نه جزو زندگان محسوب می شدم و نه جزو مردگان، خانواده ام از وضعیت بنده خبر نداشتن که من زنده هستم یا نه.
در همه بازجویی ها هم به این صورت بود که ما را در همه اتفاقاتی که در منطقه افتاده بود مسبب می دانستند و در یک عمل انجام شده قرار دادند.

در این مدت هر چه بود فقط و فقط اعمال سیاستهای ظالمانه و تبعیض آمیز و سرکوب گرانه مسئولان امر بود. حتی تمام بازجو ها و مقامات عالی رتبه امنیتی و قضایی به صورت واضح و روشن خودشان نیز در بیشتر موارد ادعای بنده را تایید کردند.

از جهتی سوء استفاده وزارت اطلاعات از وابستگی و خویشاوندی بنده با برخی مخالفان که بدست حکومت کشته شدند و تعداد زیادی نیز به خاطر فعالیت سیاسی و حفظ امنیت جانی شان در خارج از کشور به سر میبرند، از جمله برادر بزرگترم که به همراه خانواده اش و خانواده آقای ریگی زندگی می کردند.

این مسئله سبب شده بود چه در آن زمان و چه در حال حاظر وزارت اطلاعات در اقدام خارج از عرف قضایی و حکومتی و حتی بر خلاف قانون خودشان به فکر بهره برداری از این موضوع در ابعاد مختلف باشد که خواسته و اهدافشان و حساسیت شان نسبت به این مساله هنوز هم با گذشت ۷ سال پرونده ام را تحت شعاع خود قرار داده است.”

آقای شیرانی نهایتا بعد از تحمل دو سال انفرادی درپی یک اعتصاب «خشک و تر» در یک دادگاه «فرمایشی» به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به تحمل ۲۲ سال حبس در تبعید به زندان مرکزی زاهدان منتقل شد.
در تاریخ پنجم خرداد سال ۹۱، زندانیان بند سیاسی زندان زاهدان از جمله شیر احمد شیرانی، توسط گارد ویژه زندان شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این زندانیان به دلیل توهین های مذهبی مسئولان زندان دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بودند. ضرب و شتم این زندانیان آنگونه شدید بوده که گفته می شد، «سر بیش از ۳۰ زندانی شکست و چشم یک زندانی نابینا شد».

وی بعد از این ماجرا به مدت دوماه در سلول انفرادی نگهداری شد و سپس در تاریخ سیزده تیرماه ۹۱ به زندان گرمه در شهرستان اردبیل تبعید شد.

آقای شیرانی در مورد شرایط این زندان نیز به نزدیکان خود گفته است: “زندانی کوچک بود و دارای یک بند که آمار زندانیان اش بیشتر از ظرفیت زندان بود. اکثر زندانیان به خاطر جرایم مواد مخدر و سرقت آنجا بودند. هیچگونه امکانات رفاهی و بهداشتی وجود نداشت به طوری که تلفن ۳ دقیقه در روز بود و یک حمام و سرویس بهداشتی وجود داشت که همیشه به خاطر زیادی جمعیت بسته و خراب بود.”

این زندانی پس از تحمل ۶ ماه حبس در این زندان در تاریخ هفتم دی ماه ۹۱ بدون اطلاع قبلی و با چشمانی بسته به بند «مواد مخدر و معتادین» زندان مشکین شهر انتقال یافت.
این زندانی بلوچ همچنین در مورد سه سال و نیم تحمل حبس در این زندان گفته است: “۳ سال و نیم با کسانی زندگی کردم که همه شان گرفتار مواد مخدر و از بی خانمان های سطح شهر بودند که بر اثر ابتلا به اعتیاد خانوادشان و زندگیشان متلاشی شده بود. هیچگونه ثبات شخصیتی و رفتاری نسبت به خود و دیگران نداشتند و مثل بیماران روانی بوده و دائم در حالت توهم به سر می بردند.

همین دلایل باعث بی توجهی مسئولین نسبت به بهبود شرایط بند مذکور شده بود. حتی زمانی که آقای دکتر جهانگیری رئیس سازمان زندان ها به اردبیل جهت بازدید از زندانها آمده بود، بنده در نامه کتبی مشکلاتم و اعتراض به حکم خود به صورت حضوری به دست ایشان رساندم که متاسفانه هیچ نتیجه ای نداشت و در پاسخ گفتند که دستور از مقامات بالا بوده و از اختیار ما خارج است. باید سازمان های امنیتی در این باره تصمیم بگیرند.”

در تاریخ ۲۸ بهمن ۹۴، شیر احمد شیرانی توسط نیروهای امنیتی «با چشمانی بسته» به زندان مرکزی اردبیل منتقل شد. در این زندان، آقای شیرانی بهمراه ۵ زندانی سیاسی تبعیدی دیگر با وضعیتی مشابه در یک اتاق ۱۲ متری در کنار ۸ زندانی «ممنوع التلفن» به سر برد. این زندانیان همواره به دلیل تفاوت های قومی و مذهبی با برخوردهای «خشن و توهین آمیز فیزیکی و لفظی» توسط مسئولین زندان روبرو بوده اند.

مدتی پیش آقای شیرانی که اکنون در بند ۷ این زندان به سر می برد، به دلیل اعتراض به بد رفتاری یک کارمند زندان و توهین اش به مدت ۱۰ روزدر قرنطینه به طور تنبیهی نگهداری شده است. این تنبیه با دلایل اعتراضی مشابه برای دیگر زندانیان سیاسی تبعیدی در این زندان نیز اتفاق افتاده است.

شیراحمد شیرانی به دلیل شرایط روحی و جسمی سختی که در این مدت متحمل شده، نبود امکانات پزشکی و عدم رسیدگی درمانی به آسیب های وارده به ناحیه پا، به گفته پزشک زندان اکنون نیاز به عمل جراحی دارد تا بتواند به راحتی حرکت نماید. رسیدگی که تاکنون از آن محروم مانده است.
همچنین این زندانی از بیماری های کلیوی و معدوی نیز رنج می برد که در بهداری زندان تنها با تجویز داروهای مسکن به آنها رسیدگی می شود.
خانواده شیرانی شامل پدر و مادری سالخورده، که با طی مسافت طولانی برای دیدار فرزندشان به اردبیل می آمدند به دلیل برخوردهای تحقیرآمیز مسئولان زندان اردبیل از آمدن به ملاقات منصرف شده و دیگر به دیدار فرزندشان نمی آیند.

این زندانی سیاسی در صورت اجرایی شدن ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی جدید در رابطه با جرایم امنیتی، می تواند شامل تخفیف در حکم وی شود، اما آقای شیرانی تاکنون با دخالت نهادهای امنیتی از حق کاهش محکومیت و حتی مرخصی درمانی نیز محروم بوده است.

در حال حاضر، شیراحمد شیرانی به همراه پنج زندانی سیاسی در تبعید به نام های علی پژگل، عبدالکریم شه بخش، ماهر کعبی، محمد صابر ملک رئیسی و نور احمد حسن زهی در بند معروف به «بند مرگ» زندان مرکزی اردبیل تحمل حبس می نماید.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

نه جزو زندگان محسوب می شدم و نه مردگان / گزارشی از هفت سال حبس شیر احمد شیرانی

افزایش مشکلات تنفسی در زندان رجایی شهر کرج پس از بستن منافذ ورود هوا

بازرسی چهل مامور از بند ۳۵۰ زندان اوین؛ این بند ۹ زندانی سیاسی دارد

یک هفته پس از بازداشت؛ بلاتکلیفی کارگران مس خاتون‌آباد

گزارش تصویری از آزادی جناب کامران مرتضایی از مدیران دانشگاه بهایی BIHE

دل نوشته مونا امری که پیشتر در دادگاه انقلاب گرگان به 9 سال زندان محکوم شده است

دادگاه تجدید نظر ۱۲ شهروند بهایی ساکن استان گلستان امروز تشکیل شد

مرخصی 15 روزه برای عبدالاحد جلیل زاده از شاگردان محمد علی طاهری

نزار زکا ، شهروند لبنانی زندانی در ایران در پی اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد

کرج؛ بازداشت یکی از طرفداران و شاگردان محمدعلی طاهری ،عرفان حلقه




آخرین نظرات

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..

سلام من مسعود سیفی زاده هستم کلیات خبر درست هستش ولی جز...

این ماه پیکران شجاع را که میبینم میفهمم پیشینیانمان که ...

خدایا هر دو را حفظ فرما. پیمان قیامی یکی از انسان ترین کس...