Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: کلمه تعداد بازدید:   1322 زمان ثبت:   23:06:25 1395-12-18
بازداشت پس از سر زدن به دنیای مجازی
به گزارش بازداشت به نقل از کلمه نرگس محمدی می گوید : خوش‌آمدگویی دم در زندان (داخل بند) به زنانی که از سلول‌های انفرادی به بند منتقل می‌شوند، هم شیرین است و هم تلخ. شیرین از این حیث که از سلول و تنهایی رها شده‌اند و تلخ از اینکه وارد زندانی دیگر شده‌اند. دوره‌های قبل، فاران، صدیقه، بهار، فریبا و نسیم وکیل‌ بند بودند و درگیر این کار نبودم. اینجا هماهنگی کار بند با وکیل بند است و یکی از کارهایش هم تحویل گرفتن زندانی و ورودی جدید است. یادم است وقتی وارد بند زندان شدم، بهار به دفتر آمد و مرا تحویل گرفت. چقدر از دیدنش حس خوبی داشتم و چقدر او از دیدن من ناراحت شد. اولین جمله‌اش این بود: «وای نرگس جون چرا آمدید؟»
غروب است، باز زنگ می‌زنند. آیفون را بر می‌دارم. ورودی جدید داریم. تنها ظرف یک هفته گذشته چهار ورودی داشته‌ایم. خانم‌هایی که از فعالان سیاسی و عقیدتی نیستند. زنان خانه‌داری هستند که سرگرم خانه‌داری و بچه‌داری بوده و برخی گاهی سری به دنیای مجازی زده، چیزی خوانده، توجهی به مسائل اجتماعی پیرامون نموده و احیاناً چیزی هم نوشته و اظهار نظری هم کرده‌اند. وارد دفتر می‌شوم ، خانم جوانی ایستاده است. چشمانش نگران است و خسته به نظر می‌رسد. خوش آمد می‌گویم و در آغوشم می‌گیرمش. طبق عادت همیشه ابتدا می‌پرسم بچه کوچک داری؟ اشک بر گونه‌هایش می‌لغزد و بی‌تاب می‌گوید: «دو تا یکی ۱٨ ماهه و شیرخوار است و یکی ۶ساله است هر دو پسرند.» بلافاصله بااضطراب می‌گوید: «بازجو می‌گفت طفل ۱٨ ماهه‌ام بیمار است، خیلی نگرانم.» اشکش قلبم را به درد می‌آورد. مادری، شیر در سینه‌اش می‌جوشد و دهان طفلی زبان بسته به دنبال سینه مادر می‌گردد، به کدامین گناه؟

وارد بند می‌شویم. همه دورش را می‌گیرند. به‌خصوص مادرها به گرمی به آغوشش می‌فشارند. قصه‌اش تلخ است. نازنین می‌گوید، من هم وقتی از گیسو جدا شدم شیرخوار بود. مریم می‌گوید، سارا فقط ۳ سال داشت و ۷ سال است که جدایی مادر را تاب آورده است. فریبا از ترانه ۱۲ ساله که اکنون مادری ۲۱ساله است و آزیتا از بشیر ۶ ساله و فاطمه از مریم ۹ ساله در زمان جدایی و آمدن به زندان می‌گویند. خاطرات لحظه جدا شدن مادران از کودکان چون غمی سنگین بر قلب آدمی چنگ می‌زند. بانوی تازه وارد، مثل یک راز در نهان دل می‌گوید و می‌گرید: «باور کنید وقتی شیرش دادم و خواباندم، برای آخرین بار بوسش کردم. به من گفتند چند تا سؤال می‌کنند و بر می‌گردم اما گویی به دلم الهام شد که این یک جدایی است و بوی تنش را با تمام وجود برگرفتم و برخواستم. نمی‌دانید پسر ۶ ساله‌ام چگونه مرا به خود چسباند، گویی او هم فهمید جدایی بزرگی در راه است.» توان نگاه کردن در چشمان بی‌قرارش را نداشتم و اشک‌هایم اشک‌هایش را همراهی کرد و ….
نسیم باقری که این مواقع حواسش به من است و هوایم را دارد، خودش را به من رساند و گفت: «نرگس جون پاشید دیگه، دارید به چی فکر می‌کنید؟» می‌گویم: «نه نگران نباش من خوبم. فکر نمی‌کنم. می‌ترسم. ترسم از روزی است که ملت به جای آشتی ملی، قهر ملی را بطلبند و به آشتی نه بگویند و دیگر راه بازگشتی نباشد.
صدای کف و دست و هورا بند را پر می‌کند. تولد رویا جان است. شیرینی آماده کرده‌ایم. آواز «تولد، تولد، تولدت مبارک» را شروع می‌کنیم. به زحمت عزیز تازه وارد را راضی می‌کنم که در جمع‌مان بنشیند. هر بار احکام سنگین خانم‌ها را می‌شنود، حالش بد می‌شود و با تأسف دعایی از ته دل برایشان می‌کند. باورش نمی‌شود وقتی می‌گویم مریم اکبری منفرد ۷سال، الهام برمکی ۵سال، زهرا ذهتابچی و رویا صابری ۳سال، فاطمه مثنا ۲و نیم سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان هستند و مهوش شهریاری و فریبا کمال‌آبادی طی ۹ سال گذشته و ریحانه حاج ابراهیم دباغ طی۷ سال گذشته و نسیم باقری طی۳ سال گذشته فقط یک بار مرخصی رفته‌اند و هنوز سال‌ها و ماه‌ها حبس پیش رو دارند.
وقت خاموشی است. رخت خوابش را آماده می‌کنیم. اتاق یک تخت دوم. لباس راحت می‌خواهد. با شوخی می‌گویم: «زندان جمهوری اسلامی غیر انتفاعی است و متأسفانه حتی یک ملافه هم نمی‌دهند. بچه‌ها همت می‌کنند و بالش، ملافه و چیزهای ناقابل اما ضروری را فراهم می‌کنیم، شاید پس از شب‌های ناآرام و سخت سلول انفرادی و ضجه‌های دوری از دلبندانش، امشب را دمی بیاساید.
چراغ را خاموش می‌کنیم و به تخت‌هایمان پناه می‌بریم. تا بر دمیدن صبح امید.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

بازداشت پس از سر زدن به دنیای مجازی

امید علی شناس جهت اجرای حکم حبس بازداشت شد

طاهره رضایی به زندان یزد منتقل شد

دو سال بلاتکلیفی فرشید غزلباش زندانی در سراوان

آزادی موقت علی باقری با وثیقه 200 میلیون تومانی

محمدباقر نمازی به زندان برگردانده شد

تجمع اعتراضی ایرانیان در واشنگتن به ادامه نقض حقوق بشر در ایران

زنان زندانی سیاسی عقیدتی در ایران

در بازدید هیئت خارجی از اوین؛ اجازه گفت‌وگو به زندانیان سیاسی داده نشد

بخشش یک محکوم به اعدام پس از ۱۲ سال




آخرین نظرات

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی