Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1032)

گزارشات(299)

زندانها(314)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(114)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(213)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(339)

اعتصاب(567)

احضار(229)

خانواده(76)

پرونده(961)

سلامت(394)

تبعید(24)

آزادی(355)

بازداشت(936)

حقوق بشر(204)

انتقال(291)

مرخصی(208)

اعدام(634)

بیوگرافی(29)

وفات(46)

صدمات(965)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: ایران روشن تعداد بازدید:   1254 زمان ثبت:   18:59:46 1394-08-30
علت عدم مطالبه آزادی ها
به گزارش بازداشت به نقل از ایران روشن با وجود آزادیهایی که در قانون اساسی به آن تاکید گردیده است چرا افراد کمتر به آن اعتنا داشته ودر صدد مطالبه مطلوب آن بر نمی آیند.مشکل از کجاست.تحلیل نمایید.
علت عدم مطالبه آزادی ها
در این مقاله سعی بر آن است که دلایل عدم مطالبه آزادی های قانونی بررسی شود. در این راستا ابتدا به مفهوم آزادی اشاره ای می شود و سپس به این موضوع پرداخته می شود که آزادی های شناخته شده در قانون اساسی کدامند و پس از آن به بررسی علل عدم مطالبه آزادی ها از سوی مردم توجه می شود. موضوع فوق از موضوعات حائز اهمیت جوامع و به خصوص جامعه ایران می باشد زیرا یکی از دلایل عدم پیشرفت و تشدید استبداد مشخصا عدم مطالبه آزادی های قانونی از سوی مردم می باشد. در مقاله ذیل مطالب عمدتا از دید حقوقی، سیاسی و اجتماعی بررسی می شوند.
مفهوم آزادی و آزادی های شناخته شده در قانون اساسی
در تعریف و تشریح مفهوم آزادی تاکنون تلاش های زیادی صورت گرفته است که در این مبحث مختصرا به چند نمونه از این تعاریف اشاره می کنیم. در ماده 4 اعلامیه حقوق بشر آزادی و شهروند فرانسه، آزادی عبارت است از قدرت انجام هرگونه عملی که به دیگری لطمه وارد نیاورد. بدین ترتیب محدوده اعمال حقوق طبیعی هر انسان فقط همان است که استفاده از حقوق طبیعی را برای سایر اعضای جامعه تضمین می کند و این محدوده ها به وسیله قانون مشخص می شود. در تعریفی دیگر آزادی قدرتی نامیده می شود که متعلق به انسان است تا بتواند آنچه را به دیگران ضرر نمی رساند، انجام دهد. در این تعریف مبنای آزادی، طبیعت و قاعده آن عدالت و نگهداری از آن توسط قانون است.(1) ولیکن در کنار این مفهوم از بعد دیگر آزادی هایی که در قانون اساسی به آن اشاره شده عمدتا به مفهوم آزادی های عمومی نزدیک تر می باشد. در تعریف آزادی های عمومی می توانیم بگوییم آزادی های عمومی به مجموع آزادی هایی گفته می شود که دولت اجرای آن را طبق قوانین داخلی برای اتباع خود تامین و تضمین کرده و محتوای آن نیز ممکن است از یک کشور تا کشور دیگر متفاوت باشد.(2) آزادی هایی که طبق قانون اساسی برای شهروندان ذکر گردیده علاوه بر آزادی های عمومی می تواند شامل آزادی های تن، آزادی فکر و آزادی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز باشد. اگر بخواهیم مثال هایی از این آزادی ها بیاوریم می توانیم به آزادی رفت و آمد، آزادی و مصونیت مسکن، آزادی عقیده و بیان، آزادی اطلاعات و مطبوعات، آزادی سیاسی، آزادی آموزش و پرورش، آزادی کسب و کار صنعت، اشاره کنیم.(3) اکنون که به طور مختصر به آزادی های شناخته شده در قانون اساسی اشاره کردیم جا دارد به این موضوع بپردازیم که چرا مردم درصدد مطالبه مطلوب این حقوق بر نمی آیند.
بررسی علل عدم مطالبه آزادی های قانونی
سوالی که در اینجا مطرح است آن است که با وجود اینکه قوانینی برای حمایت در آزادی ها تصویب گشته و موجود است چرا مردم برای مطالبه ی این حقوق حقه شان اقدامی نمی کنند؟ در پاسخ به این سوال می توان چند جواب را از ابعاد مختلف مطرح کرد. نخست می توان به موضوع آگاهی و در واقع عدم وجود آگاهی کافی اشاره کرد. بعد از آن می توان به موضوع عدم اطلاع رسانی کافی و سعی حکومت در راستای تحمیق مردم پرداخت که البته این موضوع پیوند تنگاتنگی با مقوله آگاهی دارد. در مورد سوم می توان به موضوع استبداد و وجود جو خفقان و ترس اشاره کرد و در مورد آخر می توان به ارتباط عدم آزادی خواهی و فقر اقتصادی پرداخت و مجموع این پاسخ ها شاید دلیل عدم توجه به این حقوق و آزادی ها را روشن کند.
همانطور که اشاره شد یکی از دلایل عدم مطالبات آزادی های قانون و حقوق شناخته شده در قوانین از جانب مردم عدم وجود اگاهی کافی می باشد. در واقع تا آگاهی کافی و لازم در مردم وجود نداشته باشد حس نیازمندی نیز متقابلا در آن ها پدید نمی آید تا درصدد اجرایی شدن حقوقشان اقدامی انجام دهند. در واقع اگر افراد به حقوق و آزادیهای مدنی خویش آگاهی لازم نداشته باشند و مهم تر اینکه نسبت به آن احساس نیاز ننمایند؛ مسلماً در صدد مطالبه مطلوب آن هم بر نخواهند آمد. در واقع مطالبه حقوق مسلوبه حق مردم است و در این خصوص مسئولین حکومتی باید پاسخگو باشند. از طرفی انسان واقعی با داشتن حقوق فردی و اجتماعی و شخصیت و هویت حقوقی و انسانی معنا پیدا می کند. چنین فردی که در واقع به فردیت رسیده و نسبت به حقوق و آزادیها آگاهی یافته است هیچگاه نمی گذارد تصمیمی خلاف حقوق و آزادیهای اساسی او اتخاذ شود چون در مورد انسان گفته اند: هیچگونه تصمیمی بدون مشورت با او نمی توان گرفت به این ترتیب نباید در مقابل نابرابری ها و قوانین تعرض آمیز ساکت ماند و باید به جد خواستار برخورداری از حقوق برابر شود.(4)
در واقع در صورتی که فرد از حقوقش آگاه باشد در پی مطالبات آن بر می آید و در صورتی که بداند وظایفش به عنوان یک فرد برای ایجاد جامعه ای آزاد چیست می تواند به آن تکالیف و وظایف عمل کند. فرد آگاه می داند برای شهروند شدن باید مسئولیت پذیر و فعال باشد و به این ترتیب است که می تواند شهروندی موثر و مفید برای جامعه اش قلمداد گردد و در غیر اینصورت سرباری بیش برای آن جامعه نخواهد بود. اندیشمندان بسیاری نیز به این موضوع اشاره کرده اند. به عقیده هگل پیشرفت عقل واندیشه در طول تاریخ برای آگاهی یافتن هر چه بیشتر از آزادی ها و رسیدن به آزادی واقعی بوده است. همچنین به عقیده عبد الرحمان عالم، آگاهی های سیاسی مردم و احساس مسئولیت آن ها در قبال سرنوشت جمعی خود و کشورشان می تواند سبب بقای جامعه مطلوبشان باشد و اگر چنین اگاهی و مسئولیتی وجود نداشته باشد جامعه فرو می پاشد و اگاهی و فهم پیچیدگی های حکومت و سیاست بهایی است که همه مردم باید برای اداره ی زندگی خود بپردازند. (5) و مشخصا همانطور که اشاره شد در نبود این آگاهی ها و درنتیجه عدم توجه مردم به حقوق مربوط به خودشان جامعه به تدریج سیر انحلال را طی خواهد کرد. در نتیجه تنها در صورتی که فرد اگاهی های لازمه را کسب کرده باشد و وظایفش را به عنوان یک انسان و شهروند فعال و پویا در جامعه بداند و آگاه باشد زمانی که علاوه بر احترام به حقوق دیگران، به مسئولیت های خود در قبال شهر و اجتماع عمل کند انگاه می تواند یک شهروند تلقی شود؛(6) در آن صورت است که به دنبال اجرایی شدن حقوق حقه اش خواهد رفت. و موضوعی که جا دارد در جامعه آموزش داده شود آن است که صرف دست روی دست گذاشتن و منتظر بودن باعث نمی شود که حکومت خود به فکر افتاده و درصدد دادن آزادی های قانونی به مردم بر آید بلکه تا زمانی که مردم به طور منسجم برای مطالبه ی حقوقشان تلاش نکنند هیچگونه تغییری در وضعیت جامعه به وجود نخواهد آمد.
نکته ی دیگر آنکه در این زمینه در خود متن قانون اساسی هم البته کمبودها و ضعف هایی مشاهده می شود زیرا در قانون اساسی در باب موضوع وظایف و تکالیف شهروندان به طور مشخصا اصولی اختصاص داده نشده است و شاید بهتر بود به وظایف و تکالیف شهروندان در دست یابی به شرایط ایده آل برای جامعه و دست یابی به آزادی های قانون و مدنی اشاره ای می شد، همانند قانون اساسی روسیه که در آن تاکید شده حقوق و آزادی های شهروندان از وظایف آن ها قابل تفکیک نمی باشد.(7)
موضوع بعدی که البته با علت عدم وجود آگاهی نیز ارتباط نزدیک دارد به نظر بنده اطلاع رسانی نادرست، آموزش غلط و سعی حکومت در تحمیق مردم است زیرا مخصوصا در نظام های استبدادری و دیکتاتوری هر چه سطح اطلاعات و آگاهی و قدرت قوه ی تجزیه و تحلیل مردم پایین تر باشد حکومت و مقامات در واقع راحت تر می توانند به منافع و اهداف خود دست یابند و تا زمانی که مردم حقوق خود را ندانند، به دنبال نظارت بر تصمیمات حکومت نخواهند بود. شاید به همین دلیل در سیستم آموزش و پروش ایران به آموزش قانون و یا علومی مانند سیاست و حقوق و جامعه شناسی کوچکترین توجهی نمی شود و زمانی که محصلین مدرک دیپلم خود را نیز می گیرند اطلاعاتی از انواع حکومت ها و چگونگی ساختار حکومت ایران و وظایف مقامات ندارند و یا برنامه های صدا و سیما هیچ گاه برنامه ای در خصوص آگاهی رسانی در مورد قانون اساسی و حقوق بشر و حقوق شهروندی نداشته اند و به این ترتیب با توجه به این مسائل، به پله اول برمی گردیم یعنی زمانی که مردم به درستی آموزش ندیده اند و فرهنگ مطالعه و تحقیق نیز در جامعه بسیار پایین است نتیجتا آگاهی و دانش کافی نخواهند داشت و این عدم اگاهی (که از این منظر به دلیل کم کاری دولت می باشد و شکل عامدانه دارد) منجر می شود افراد احساس مسئولیت نیز نکنند و در نتیجه به دنبال مطالبه آزادی و حقوقشان نیز نباشند. مورد دیگری که می تواند افراد را به انزوا و عدم مشارکت سوق دهد دیکتاتوری و وجود جو خفقان و ترس در جامعه می باشد.
در این مورد می توان گفت در واقع یکی از نکات منفی دیکتاتوری ایجاد بی حسی در مردم است و عبد الرحمان عالم این موضوع را به زیبایی توصیف می کند به عقیده ی وی دیکتاتورها خود را سروران معبد دلفی می بینند و وقتی سخن می گویند نباید کسی لب باز کند و با مردم به مثابه گله ی گوسفندان رفتار می کنند و مردم نیز در مقابل بی حس و بی تفاوت می شوند. یکنواختی خفقان آور و کشنده ای که دیکتاتوری تحمیل می کند در واقع زندگی فکری و معنوی جامعه را نابود می کند و باعث می شود مردم از توجه هوشمندانه به کارهای خود بازمانند زیرا به این واقعیت اگاهند که تلاششان بی ثمر است.(8) و به این علت حتی با وجود اگاهی ممکن است درصدد مطالبه حقوق و آزادی های حمایت شده در قانون در نیایند. زیرا از طرفی ممکن است به جان، مال و ناموسشان تعرض شود و این ترس باعث می شود که انزوا را ترجیح داده و به مرور زمان بی تفاوت شوند و از طرف دیگر زمانی که به نتایج تلاششان هیچگونه امیدی نداشته باشند انگیزه ی کافی برای اقدام را هم نخواهند داشت. ولیکن با تمامی این ها اگر بخواهیم به طور ایده آل نگاه کنیم این موانع هرچند بلند هستند اما رد شدن از آن ها غیر ممکن نیست و عدم مطالبه حقوق و آزادی ها در دراز مدت نه تنها کمک کننده نیست بلکه باعث دشوارتر شدن شرایط می شود. نتیجتا می توان گفت این تفکر که به دلیل انکه آزادی ها مورد تعرض قرار می گیرند بنابراین لزومی ندارد در هر حال درصدد مطالبه ی آن برآییم نگرشی درست نمی باشد و منجر به خمودت جامعه و تشدید شرایط خفقان اور خواهد شد.
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت، در واقع در شرایط استبداد و دیکتاتوری آزادی های بیان، اجتماعات و تحرک و تجمع انکار و یا به شدت محدود می شود و هرچند در قوانین اساسی به آن صراحتا اشاره شده باشد ولیکن چنین حکومتی غالبا همیشه در تلاش برای محدود کردن این قوانین از طرق گوناگون می باشد و در این شرایط موجودیت فرد به مرور زمان مستهلک می گردد. و ایجاد ناامیدی و بی حسی منجر می شود مردم به حقوق قانونی خود نیز توجه و اعتنایی نداشته باشند.
علاوه بر موارد ذکر شده می توان به این معضل از دید اجتماعی و اقتصای نیز نگاه کرد و فقر اقتصادی را در واقع یکی از علل بی توجهی به آزادی های قانونی دانست. شاید در نگاه اول این پاسخ بی ارتباط با موضوع اصلی جلوه کند اما با کمی دقیق تر شدن ارتباط این دو مشخص خواهد شد.
فقر در واقع به معنای كمبود امكان يا امكانات لازم يا كافي براي فرد يا افرادي كه در يك جامعه زندگي مي‌كنند، طوري كه اين كمبود آنها را در سطحي پايين‌ تر از حداقل هاي مورد لزوم زمان، مكان و شرايط محل زندگيشان قرار دهد. فقير كسي است كه خود و افراد تحت سرپرستي او از حداقل هاي قابل قبول زندگي در جامعه و محل زندگي خود محروم باشند.(9) در این مورد می توان گفت در طول تاریخ، تجربه ثابت کرده انسان هایی که اصطلاحا غم نان شبشان را دارند به مراتب کمتر درگیر مسائلی مانند آزادی طلبی می شوند.
البته شاید از دیدگاهی بتوان گفت در فشار مسائل اقتصادی ممکن است برخی به فکر احقاق حقشان بیفتند و دریابند دولت وظایفی در قبال آن ها دارد که از انجامش سرباز می زند و این ممکن است یکی از دلایل ایجاد فقر شدید در جامعه باشد اما غالبا فقر شدید باعث می شود دغدغه اصلی اعضای خانواده ای که در این شرایط دشوار به سر می برند کسب درآمد و سیر کردن شکمشان باشد و در واقع فرصتی برای فعالیت های اجتماعی و سیاسی نخواهند داشت. به عنوان مثال در طی انقلاب 1357 ایران که بسیاری از مردم به فکر دست یابی به آزادی های بیشتر و از میان بردن دیکتاتوری بودند آوارگان دور شهری یعنی فقیرترین بخش های حاشیه شهری به اندازه ی ساکنان شهرها و حاشیه شهرها در انقلاب، فعال نبودند و یکی از آن ها در مصاحبه با خبرنگاری گفته بود: راهپیمایی هم نیاز به شکم سیر دارد و دیگری نیز گفته بود وقت شرکت در راهپیمایی را ندارد.(10) البته باید توجه کرد این موضوع به هیچ عنوان جامعیت ندارد و تا حد زیادی نسبی می باشد و شاید برخی معتقد باشند بسیاری از انقلاب ها در واقع به دست قشر کم در امد جامعه عملی شده (که البته این موضوع در بسیاری موارد درست است.) اما از طرف دیگر نیز باید توجه کرد در جالت فقر بسیار شدید اصولا نیرو و زمانی برای توجه به مطالبات حقوقی باقی نخواهد ماند. همانطور که فرد مریض و بیمار نمی تواند کارهایش را به راحتی انجام دهد قشر بسیار فقیر جامعه نیز عمدتا از پس شرکت در گفتمان های آزادی خواهی و فعالیت های اجتماعی برنمی آید زیرا اولویت بندی زندگی چنین اجازه ای را به وی نمی دهد.
در انتها باید گفت دلایل ذکر شده برای بررسی علل بی اعتنایی مردم به حقوق و آزادی های قانونی شان از ابعاد دیگری نیز مشخصا قابل بررسی و تحلیل می باشد و در این مقاله صرفا سعی شده به دلایل با اهمیت تر پرداخته شود. به طور خلاصه و مختصر می توان گفت چهار دلیل عمده برای عدم توجه مردم به آزادی های قانونی و حقوقشان در قوانین و قانون اساسی وجود دارد. اولین دلیل در واقع عدم وجود اگاهی کافی و لازم می باشد که باعث می شود فرد احساس نیاز شدید به برآورده شدن این حقوق و قوانین را در خود احساس نکند و نتیجتا در صدد مطالبه ی آن ها نیز بر نیاید. دلیل دوم فقر فرهنگی به علت آموزش نادرست، اطلاع رسانی غلط و تلاش حکومت در تحمیق مردم است که همه ی این عوامل با هم منجر به بی توجهی مردم به حقوق حقه ی شان می شود. در واقع در این بعد تلاش های منفی حکومت فاسد و مستبد و فقر فرهنگی به عنوان دو عامل در کنار هم منجر به عدم آگاهی کافی و در نتیجه عدم فعالیت کافی و موثر مردم (در ایین راستا) در اجتماع می شود. دلیل سوم دجود دیکتاتوری و حکومت ترس می باشد. در واقع دیکتاتوری باعث می شود مردم در مرور زمان اغلب بی حس و بی تفاوت شوند زیرا می دانند قانون اگرچه ممکن است کتبا وجود داشته باشد اما در واقعیت عملی نمی شود در نتیجه در پی اجرایی شدن ان نیز بر نمی آیند و از سوی دیگر می بینند عده ی معدودی که برای احقاق حقشان تلاش کرده اند اغلب با زندان، تبعید، شکنجه و اعدام دست و پنجه نرم می کنند و این ترس و وحشت منجر می شود ترجیح دهند چشمشان را بر کمبودها و نقض قوانین و حقوق حقه شان ببندند و در امان بمانند. و مورد اخر فقر شدید بود که منجر می شد فرد در واقع انرژی و زمانی برای شرکت در فعالیت های اجتماعی و حقوقی نداشته باشد و به فکر مطالبه آزادی های شناخته شده در قانون نباشد.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

علت عدم مطالبه آزادی ها

در زندان کاشمر ایوب اسدی تهدید شده اگر به اعتصاب غذای خود پایان ندهد، علیه وی پرونده جدیدی تشکیل خواهد شد

صدور حکم حبس برای سه زندانی سیاسی و مذهبی کُرد ایوب لعل‌سرخ ، بشیر پیرماوانه ، چیا نیکوند

دادگاه تجدید نظر صدیقه وسمقی برگزار شد

برگزاری مراسم سالگرد ستار بهشتی

گروه کاری بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل خواهان آزادی زینب جلالیان شد

آخرین درخواستهای مدیریت BIHE دانشگاه بهایی قبل از بازداشت

جلوگیری از بستری شدن یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی

تهدید سه زندانی پاوه‌ای در ۲۰۹ اوین به اعدام

ابراهیم رشیدى و جلیل محمدى آزاد شدند




آخرین نظرات

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..

سلام من مسعود سیفی زاده هستم کلیات خبر درست هستش ولی جز...

این ماه پیکران شجاع را که میبینم میفهمم پیشینیانمان که ...

خدایا هر دو را حفظ فرما. پیمان قیامی یکی از انسان ترین کس...

لعنت به ذات کثیف حکومت اسلامی

محمد نظری باید فورا ازاد شود

به کدامین گناه محمد نظری را زجر کش میکنید؟ ایا کرد بودن ...