Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بام تعداد بازدید:   1580 زمان ثبت:   22:55:56 1394-08-30
دومین رنج‌نامه رسول حردانی پس از ۱۶ سال زندان
به گزارش بازداشت به نقل از بام رسول حردانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج با نگارش نامه‌ای سرگشاده(رنج‌نامه) به انعکاس و اطلاع رسانی از وضعیت خود پرداخته است.

متن کامل این نامه که قرار گرفته به شرح ذیل می‌باشد:

این رنج نامه من است؛ تنها خواسته و آرزوی جوانی که جوانی‌اش را بدون دلیلی قانونی در زندان سوزاندند…

نه خواهش نه هوس را می‌شناسم نه كارون نه ارس را می‌شناسم

پرنده بودم و تا ياد دارم قفس تنها قفس را می‌شناسم

این روزها پس از تحمل ۱۶ سال زندان شاید باید بپذیرم که هیچ کجای این دنیا جایی ندارم که بتوانم در آنجا احساس آرامش کنم و هیچ آغوش گرم و دستان مهربانی خالصانه پذیرایم نمی‌باشد. به همین خاطر است که در دلم همیشه حسرت رفتن بر مزار و دیدن مادر مانده است مادری که در ابتدای جوانی شکنجه‌ها و ندیدن فرزندانش را تاب نیاورد و آرزوی دیدن فرزندانش بر دلش ماند و چند سال بیشتر دوام نیاورد واکنون آرزوی دیدن حتی مزارش و آرام گرفتن و گریستن در دل خاکی که در آن آرمیده را دارم.

من رسول حردانی هنوز هم نمی‌دانم که دلیل بودنم در اینجا و اتهام سیاسی من چیست؟

سیاهی شانزده سال زندان جوانی و سلامتی‌ام را ربود و مادرم را در دل خاک جای داد و من همچنان در حسرت آغوشی که دیگر نیست می‌سوزم.

تنها در سن ۱۸ سالگی به دلیل همراهی با برادرم مجبور شدم از میان کوچه‌های خاکی اهواز خودم را در درون هواپیمایی در دل آسمان بیابم و بدون اطلاع از آنچه قرار است رخ دهد و تفهیم اتهام به جرم هواپیماربایی و برهم زدن امنیت در دادگاه از طریق تبلیغ علیه نظام به زندان افتادم و چه روزهای سختی در این ۱۶ سال بر من گذشت از شانه خالی کردن عزیزانم، از گرفتن اتهامات واهی خویش به جرم نکرده و انواع شکنجه‌های روحی و جسمی، بیماری‌های متعدد و ناملایمتی‌های زندان و زندانبانان.

اما اینک خسته شده‌ام دوست دارم فریاد زنم آهای مردم ایران، آهای زندانبانان، آهای مسلمانان، من زندانی سیاسی رسول حردانی ۱۶ سال محروم از آغوش خانواده، دیگر خسته‌ام از این همه ناخوشی و از دردهای مکرر در پاهایم… خسته ام… شما را به مقدساتتان تنها دوست دارم در دنیایی که می‌دانم کسی دیگر منتظرم نیست همه تنهایی و بی کسی‌هایم را یکجا بریزم در کوله بارم و بروم بر مزار مادر و اشک‌ها و دلتنگی‌هایم را برای مادرم سوغات ببرم.

از رسول حردانی چیزی نمانده است به جز درد و رنج‌های دائمی اگر راضی شدید به آنها بگویید اجازه دهند برای یک بار هم که شده است حداقل نگذارند حسرت دیدن مزار مادرم در دلم باقی بماند…

رسول حردانی زندانی سیاسی

بند عمومی زندان رجایی‌شهر کرج

۲۹ آبان ۱۳۹۴
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

دومین رنج‌نامه رسول حردانی پس از ۱۶ سال زندان

نامه سرگشاده ابراهیم فیروزی به دادستان جدید کشور

رنجنامه علیرضا رسولی از زندان مهاباد

از ملاقات سامان نسیم با خانواده‌اش ممانعت به عمل آمد

نامه محمد شاه محمداف زندانی امنیتی زندان رجایی شهر در تشریح وضعیتش

نامه اعتراضی شماری از زندانيان سیاسی ایران به سفر نخست وزير ايتاليا به تهران

نامه زندانی سياسی صالح كهندل در اعتراض به سفر احتمالی نخست وزير ايتاليا به ايران

انتقال سه بازداشتی اشنویه به بازداشتگاه‌های اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه ارومیه

دلنوشته ای برای نیما فرزند کارگر مبارز بهنام ابراهیم زاده

دستگیری ۳ نفر دیگر از فعالان عرفان حلقه در ساوجبلاغ




آخرین نظرات

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...