Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: هرانا تعداد بازدید:   1988 زمان ثبت:   01:15:00 1396-10-08
نامه سرگشاد آزیتا رفیع زاده ، زندانی بند زنان اوین به فرزندش
به گزارش بازداشت به نقل از هرانا آزیتا رفیع زاده شهروند بهایی که به دلیل همکاری در موسسه آموزشی (بی ای اچ ای) به همراه همسر خود، پیمان کوشک باغی در زندان اوین تحمل حبس می کند، کودکی به نام “بشیر” دارد که خارج از زندان و محروم از کانون خانواده به سر می برد. خانم رفیع زاده که سالهاست در زندان به سر می برد به همین بهاانه نامه ای سرگشاد خطاب به فرزند هشت ساله اش نوشته و از “صبر و بردباری” نوشته است که در پی می آید.

آزیتا رفیع زاده و پیمان کوشک باغی زوج محبوس در زندان اوین هستند که پیش‌تر به اتهام “عضویت در تشکل “غیر قانونی” بهاییت و اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزشی (بی ای اچ ای)” به ترتیب به ۴ و ۵ سال حبس محکوم شده اند.

خانم رفیع زاده که در آستانه تولد هشت سالگی فرزندش کماکان پشت میله های زندان است، بزرگداشت این روز را بهانه ای قرار داده است تا طی نامه ای سرگشاده تولد فرزندش را به او تبریک بگوید.
متن کامل آزیتا رفیع زاده در ادامه می‌آید:
عزیزترینم بشیر جان

امسال سومین سالگرد تولدت هست که در کنارت نیستم و نمی تونم خوشحالی داشتن تو و بودن در کنارت را باهات جشن بگیرم. امروز به این فکر می کردم که چقدر این روز تولدت در این سه سال برای تو متفاوت بوده. سال اولش یعنی تولد ۶ سالگیت بدون مامان ولی با بودن بابا در کنارت گذشت. دوستهای مهربونمون برات تولد گرفتن و سعی کردن جای خالی مامان را برات پر کنن و روز شادی را برات بسازن. مطمئنا اون روز فکر نمی کردی که سال بعد بابا هم در کنارت نباشه. سال دوم یعنی تولد ۷ سالگیت در شرایطی بود که بابا در زندان رجایی شهر بود و ملاقاتهامون به سختی و به ندرت در زمان مقررش انجام می شد. هیچ اطمینانی به اینکه بتونیم تولدت را در کنار هم جشن بگیریم نداشتیم ولی با تلاش زیاد این اتفاق افتاد. با اینکه تولدت را در کنار خاله شیوا و عمو فرشید و بقیه فامیل به بهترین شکل جشن گرفتین ولی یادمه که وقتی به ملاقاتمون اومده بودی, چطور مامان و بابا را با نشون دادن خوشحالیت از بودن در کنارمون در روز تولدت, شاد کردی. امسال هم تولد ۸ سالگیت را در شرایطی متفاوت که بابا پیمان هم به اوین منتقل شده جشن می گیریم. حالا که دیگه ملاقاتهای هفتگیمون باهم روتین شده و از اینطور بودن در کنار هم لذت می بریم.

خیلی خوشحالم که گذشت این روزهای دوری از همدیگه و اتفاقات جورو واجوری که برامون افتاده, نتونسته هیچ چیزی از میزان عشق و علاقه مون به همدیگه کم کنه و خانواده کوچکمون هنوز هم مثل روزهای اول, بی تاب هستیم تا برای ساعتی دور هم باشیم. خوشحالم که تو اینقدر پسر قوی و صبوری هستی که این سالهای دوری از من و بابا را به این خوبی تحمل می کنی و با حرفها و اعمالت نشون می دی که از انتخاب من و بابات حمایت می کنی و هر روز در حال پیشرفت و حرکت رو به جلو هستی.
می خوام یه بار دیگه در این روز به یادموندنی که هشت سال پیش برای من و بابات نقطه عطفی در زندگیمون بود و رنگ و لعاب جدیدی به زندگی قشنگمون داد, بهت بگم که از داشتن پسری مثل تو خوشحالم و به وجودت افتخار می کنم و از خدا می خوام که باز هم بهم فرصت بده که بتونم خوبیهات و صبوریهات را جبران کنم و امیدوارم به زودی خانواده شاد و کوچیکمون دوباره دور هم جمع بشیم و روزهای خاص و شاد زندگیمون را در کنار هم جشن بگیریم. برای رسیدن اون روزها لحظه شماری می کنم و از دور روی ماهت را می بوسم. عاشقانه دوستت دارم و هر لحظه به یادت هستم.

مامان آزیتا

زندان اوین

۵ دی ۹۶

درباره نویسنده این نامه لازم به توضیح است، آزیتا رفیع‌زاده متولد اردیبهشت ۱۳۵۹، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر تنکابن به پایان رساند و با وجود نمرات بالا و علاقه زیاد به تحصیل به دلیل بهایی بودن امکان ورود به دانشگاه‌های کشور را پیدا نکرد. در سال ۷۶ در موسسه علمی‌آزاد که امکانی برای ادامه تحصیل جوانان بهایی محروم از تحصیل در ایران بود، در رشته مهندسی کامپیوتر پذیرفته و در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شد.
این شهروند بهایی در سال ۸۲ با آقای پیمان کوشک باغی از فارغ‌التحصیلان همان موسسه در رشته کامپوتر ازدواج کرد. وی در سال ۱۳۸۵ تا ۸۷ در کشور هند موفق به ادامه تحصیلاتش تا مقطع کارشناسی‌ارشد شد و به ایران بازگشت. او در راستای کمک به موسسه ای که در آن تحصیل کرده و زندگی علمی‌‌ خود را مدیون آن می‌دانست، مشغول تدریس دروس تحت تخصصش شد.

در اواخر خرداد سال ۱۳۹۰ و به دنبال برنامه هماهنگ دستگاه امنیتی برای تعطیلی موسسه علمی در حمله به منازل مدیران و تعدادی از اساتید این موسسه منزل خانم رفیع‌زاده نیز مورد تهاجم و تفتیش قرار گرفت و کلیه کتاب‌های اعتقادی و مکتوبات دیگر، وسایل الکترونیکی از جمله لپ‌تاپ و کامپیوتر شخصی‌اش ضبط شد.

دادگاه بدوی آزیتا در خرداد ۹۳ به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و حکم صادره این دادگاه ۴ سال حبس تعزیری برای او ۵ سال حبس برای پیمان کوشک باغی به اتهام عضویت در تشکلات غیر قانونی بهاییت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزشی (بی ای اچ ای) بود این حکم در دادگاه تجدید نظر در بهمن ۹۳ تایید شد.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

نامه سرگشاد آزیتا رفیع زاده ، زندانی بند زنان اوین به فرزندش

حبیب ساسانیان در اعتراض به کارشکنی در آزادی موقت خود مجددا دست به اعتصاب غذا زد

آزادی محمود جباری و امین جداری دو بازداشتی در سلماس با تودیع وثیقه

جلسه رسیدگی به اتهامات پرونده جدید سهیل عربی برگزار شد

بیانیه‌ی کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در حمایت از خواسته های همکاران زندانی

رضا شهابی امروز مجددا به زندان رجایی شهر بازگردانده شد

بازداشت شمار زیادی از معترضان در استان خوزستان

وضعیت نگران کننده، انتقال به بیمارستان و عمل جراحی مجدد علیرضا گلی پور

هنگامه شهیدی ١٥٢ روز انفرادی

صدور یک سال زندان برای دو روحانی بلوچ زندانی




آخرین نظرات

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری

پس خیلی خری

خیلی الاغی

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...